گزارش ماموريت به رودبار قصران و كار با مددجويان مركز بهزيستي فشم
پنج شنبه ساعت 20/8 صبح طبق قرار قبلي در محل بهزيستي رودبار قصران واقع در ميدان فشم ابتداي جاده ميگون با سركار خانم نجفي مددكار مركز ؛
جاده بسيار غير استاندارد و خطرناك كه هواي سرد و برفي اون كار رو دوچندان سخت كرده ؛
بعد از معرفي و احوال پرسي هاي معمول يك جلسه چند ساعته جهت انتقال خلاصه پرونده هاي مددجويان قابل باز توان آن مركز ميان بنده و مددكار مركز برگزار شد .
اكثر پرونده ها مدتهاست كه تحت پوشش سازمان بهزيستي شميرانات بخش رودبار قصران هستند و از مزاياي اين سازمان از جمله حمايتهاي مشاوره اي مددكار مركز ،مستمري هر چند ناچيز ، و كمكهاي موردي و وامها استفاده مي كنند.
نكته : در اين مركز فقط يك مددكار اجتماعي وجود دارد كه آن هم .......
نكته 2: مددجويان مورد نظر همگي زنان بي سرپرست و يا بد سرپرست هستندكه خود سرپرستي خانواده را به عهده گرفته اند و از نظر معيشتي دچار مشكل هستند .
مددكار مركز سركار خانم نجفي خدمات با ارزشي را براي مددجويان ارائه داده است و بسياري از آنان تا مرحله قبل از بازتواني پيش رفته اند .
بعد از اتمام جلسه چند ساعته جهت با زديد از امكانات اقتصادي ، اجتماعي با اتومبيل شخصي عازم منازل مددجويان شديم و در حدود چهار ساعت اين بازديد با همكاري مددكار مركز انجام پذيرفت .
صحنه هاي بسيار متاثر كننده از ناهمگوني ويلاهاي چند ميلياردي تهراني ها و كلبه هاي فقيرانه و محقر اهالي كه يا به واسطه فقر فرهنگي و يا از تنگدستي در وضعيت بسيار بدي زندگي مي كنند .و در جدال دائمي و سرسختانه اي با فقر و فقط براي امرار معاش ساده به سر مي برند .
در تمامي صحنه ها مسائل مشتركي به چشم مي خورند :
عدم آگاهي و اطلاعات لازم در مورد مسائل اوليه زندگي و پايين بودن سطح سواد عمومي و تخصصي ، نبود نظافت و تفكيك محلهاي لازم براي خوردن ، خوابيدن و ......
البته تلاش مددكار مركز قابل تقدير است ولي سازمان مي تواند از امكانات بيشتري جهت توسعه سلامت عمومي بهره ببرد.
بعضي از مددجويان بسيار وابسته مددكار مركزند كه با سياستهاي كلي مددكاري در مغايرت است و خارج از توان يك مددكار مي باشد .يك نوعي منفعل بودن د ر بيشتر مددجويان به چشم مي خورد كه گويي به اين وضعيت عادت كرده اند و حتي راضي مي باشند كه هرماه مستمري بخور و نمير سازمان را بگيرند و امرار معاشي سخت را بگزرانند .كه اين خود بيش از پيش به فقر آنان دامن مي زند .
به هر شكل بعد از بازديد از منازل مددجويان و مصاحبه هاي اوليه و مشاوره به اداره بازگشتيم و با تمام شدن ساعات كاري به ماموريت خود پايان داده و بعد از جدا شدن از مددكار مركز به سوي تهران سرازير شديم . تماسهاي تلفني بسيار ما با خانم نجفي ما را در مطالعات تكميلي اين پرونده ها ياري نموده كه موجبات قدرداني ما را به همراه دارد .
اقداماتي كه از سوي كلينيك مددكاري اجتماعي پونا جهت اين پرونده ها صورت پذيرفته عبارتنداز :
1-مطالعه مقدماتي و انتقال پرونده ها (خلاصه پرونده )
2-بازديد از منزل و مشاهده حرفه اي توسط مددكار
3-مصاحبه اوليه
4-چند مورد مشاوره
5-مطالعات تكميلي پرونده ها با كمك مددكار
6-جلساتي با حضور اعضاي هيات مديره كلينيك و مددكاران و روانشناس كلينيك جهت تبيين سياست هاي كلي كلينيك در مورد پرونده ها ي منتقله
7-چند جلسه با خيرين و صاحبان مشاغل جهت ايجاد اشتغال و كمكهاي سرمايه اي به مددجويان كه نتايج آن متعاقبا اعلام مي گردد.
با سپاس
مهدي فلاحي
مدير مسئول كلينيك مددكاري اجتماعي پونا
رونوشت :
جناب استاد باقري
سركار خانم مشيري