نظريه هاي علي؛ مبناي خوشبيني و بدبيني
. در سنين مدرسه، کودکان سعي مي کنند تا از کلاف علت هاي وقايع آگاه شوند. آنها درباره موفقيتها و شکستهاي خود، نظريههايي ميسازند، آنها در اينباره که چه مي توانند بکنند تا شکست را به موفقيت مبدل سازند نظريه هايي در ذهن خود مي پروانند. اين نظريه ها، مبناي خوش بيني اساسي يا بدبيني اساسي آن ها را تشکيل ميدهند.
نشانه هاي افسردگي
. نشانه هاي افسردگي در چهار طبقه قرار مي گيرند: خلق گرفته، کندي رفتار، مشکلات جسماني،و تفکر فاجعه بار. يک اظهار داشت که تفکر فاجعهبار از اين که صرفا نشانه اي سطحي از افسردگي باشد، فراتر است و در حقيقت علت اصلي نشانه هاي افسردگي است. اين عادت به تفکر افسردهوار که آينده تيره و تار است، زمان حال غيرقابل تحمل است؛ و گذشته سرشار از شکست است، و اين که فرد قادر نيست تا امور را بهبود ببخشد باعث خلق گرفته، کمي انرژي، و نشانه هاي جسماني افسردگي مي شود.
مؤلفه هاي مقابله با افسردگي
صرف آموختن اين که کودکان به صورتي خوشبينانه بينديشند کافي نيست. مصايب اجتماعي – مانند منازعه والدين و طردشدن از سوي کودکان ديگر – منشاء بخش عمده اي از افسردگي هاي کودکان هستند. شما بايد در کنار ايمن ساختن آن ها راه هايي براي برخورد با مشکلات احتماعي نيز به ان ها آموزش دهيد. ايمن سازي بايد دو مؤلفه داشته باشد: جزء شناختي، و جزء مهارت هاي اجتماعي.
کوپر اسميت استادي جسور، سنتشکن، و جوان در دانشگاه کاليفرنيا در ديويس به بررسي شيوه هاي تربيت فرزند در والديني پرداخت که فرزندان شان عزت نفس زيادي داشتند و به يافته اي شگفت آور و متناسب با اعتقادات قديم در زمينه منشاء عزت نفس رسيد که اين بود: هرچه قاعده ها و محدوديت هايي که والدين براي فرزندان خود وضع مي کنند روشنتر باشند، عزت نفس فرزندان آن ها بيشتر خواهد بود. وهرچه آزادي کودک بيشتر باشد، او عزت نفس نازل تري خواهد داشت.
داشتن احساس خوب در برابر عملکردِ خوب داشتن
. احساس عزت نفس به ويژه ، و شادکامي در مجموع، از عوارض توانايي غلبه بر مشکلات، پرداختن به کارهاي موفقيت آميز، چيرهشدن بر ناکامي و کسالت، و برنده بودن هستند. احساس عزتنفس يکي از ثمرات خوب عمل کردن است.
. شادي، هيجاني نيست که بتوانيم آن را از آنچه انجام ميدهيم مجزا کنيم. ]...[شادي ، حالت احساسي غيرقابل تجزيه اي است که به غير از عمل درست، از هيچ طريق ديگري حاصل نمي شود
افراد افسرده، چه کودک و چه بزرگسال؛ به چهار نوع مشکل گرفتارند: رفتاري- آن ها منفعل، فاقد قدرت تصميم گيري، و درمانده اند؛ هيجاني – آنان غمگين اند؛ جسماني- ميل آن ها هم به خواب و هم به غذا، دچار اختلال شده است؛ و شناختي- آن ها زندگي را بي معنا و خود را بي ارزش مي شمارند. تنها همين آخرين بخش که نشانه اي مستقل هم به حساب نمي آيد، معادل جنبه ي احساسي عزت نفس است و من به اين باور رسيده ام که اين ، کم اهميت ترين گرفتاري فرد افسرده است.
وضعيت رواني وجود دارد که با عزت نفس مرتبط است و قدرت قابل ملاحظه اي دارد، و آن سبک تبيينست. اين حالت، کليد خوشبيني است.
هرگاه عملکرد کودکي خوب نباشد، او از خود ميپرسد «چرا؟» در پاسخ هايي که او به اين سوال خود مي دهد همواره سه جنبه وجود دارد: ]اين حالت[ تقصير چه کسي است، چه قدر طول مي کشد، و تا چه ميزان بر زندگي او اثر مي گذارد. متمايز ساختن اين سه جنبه از يکديگر از آن رو تعيين کننده است که پرسش اول – يعني مقصر شمردن شخص در برابر مقصر شمردن دنيا- به جنبه احساسي عزت نفس مربوط مي شود. پرسش هاي دوم و سوم – اين علت تا چه زماني به طول ميانجامد و تا چه ميزان گسترده است- به اعمالي مربوط مي شوند که او مي تواند در واکنش به شکست انجام دهد. اين که فرد احساس خوبي درباره خود نداشته باشد، مستقيما باعث شکست نمي شود. اما برعکس، اعتقاد او به اين که مشکلات همواره پابرجا خواهند ماند و تمامي زندگي اش را خدشه دار خواهند کرد، مستقيما باعث مي شوند تا او از تلاش کردن دست بردارد. دست کشيدن موجب شکست بيشتر مي شود که خود به زوال هرچه بيشتر احساسات مرتبط با عزت نفس مي انجامد.
بگوییم
ازاینکه وقتتون رو در اختیارم گذاشتید ممنون
نگوییم
ببخشید مزاحمتون شدم
بگوییم
طول می کشه تا یاد بگیری
نگوییم
هیچ وقت یاد نمی گیری
بگوییم
مسئله دارم
نگوییم
مشکل دارم
بگوییم
مسئله رو خودم حل می کنم
نگوییم
مسئله به تو ربطی نداره
بگوییم
شاد و پر انرژی باشید
نگوییم
خسته نباشید
بگوییم
این کار را بعدا انجام میدهم
نگوییم
دچار یاس شدم
بگوییم
صد در صد خواهد شد
نگوییم
ای کاش می شد
بگوییم
ان شا الله حتما موفق می شوی
نگوییم
ان شا الله موفق می شوی
بگوییم
عالی هستم
نگوییم
خوب هستم
اولین قانون طبیعت این است كه تو از هر چه هراس داشته
باشی همان را به طرف خودت جلب می كنی.
هیجان قدرتی دارد كه جذب می كند .تو از هر چه شدیدا بترسی
آن را تجربه خواهی كرد
مثلا حیوان فورا متوجه میشود كه تو از او وحشت داری.
هیچكدام از این ها تصادفیاتفاق نمی افتد . تصادفی در عالم هستی
وجود ندارد. هیجان
انرژی در حركت است. وقتی تو انرژی را جا به جا می كنی انرژی ایجاد میكنی.
اگر به اندازه كافی انرژی جا به جا كنی ماده به وجود می
آوری .
ماده انرژی متراكم است كه جا به جا شده و به آن فشار وارد
شده است.
فكرانرژی خالص است .
هر فكری كه تو اكنون داری یا قبلا داشتی یا در آینده
خواهی داشت خلاق است.
انرژی حاصل از فكر هرگز نمی میرد .این انرژی از فكر تو و
ذهن تو
وارد عالم هستی می شود و برای ابد ادامه پیدا می كند. همه
افكار به هم
مربوط هستند. افكار با هم تلاقی پیدا می كنند.
در مسیر اعجاب انگیزی از انرژی با هم تقاطع پیدا می كنند
و نقش بدیع و زیبایی
از پیچیدگیهای غیر قابل باور به وجود می آورند . همات طور
كه دو
چیز مشابه همدیگر را جذب می كنند دو انرژی مشابه هم
یكدیگر را جذب می
كنند .و توده ای از انرژی مشابه به وجود می
آورند.
بنابراین تی افراد معمولی اگر فكرشان(دعا. امید. آرزو . .رویا
.ترس) به اندازه
كافی قوی باشد میتوانند نتایج شگفت انگیزی را به وجود
آورند.
زندگی نمی تواند
به هیچ طریق دیگری خودش را نشان دهد جز آن طریقی كه تو
تصور میكنی خودش را
نشان خواهد داد .تو با فكر كردن خلق می كنی.
پس همیشه به بهترینها فكر كن
سلام ،دوستان با زحمت هاي سركار خانم طاهري مدير محترم كلينيك مددكاري اجتماعي آفتاب شرق اسلامشهر و مساعدت فرمانداري و سازمان بهزيستي شهرستان اسلامشهر كارگاه شادي و خوشبختي اصيل و پايدار به خوبي براي كاركنان و مددجويان محترم سازمان در محل سالن اجتماعات سازمان برگزار گرديد و با استقبال خوبي مواجه شد پوشش خبري واحد مركزي خبر و پخش اخبار برگزاري در خبر ساعت 18.30 شبكه پنج تهران و روزنامه ها و خبرگزاري ها به خوبي برگزار شد كه جا دارد از كليه دست اندركاران به ويژه سركار خانم طاهري قدرداني به عمل آيد . به اميد برگزاري متداوم اين كارگاه و مفيد واقع شدن آن براي همگان در تمامي نقاط كشور
سه كارگاه خوب و مفيد آماده برگزاري است ، كنترل خشم (بر پايه يونگ ، ارتباط موثر و NLP و شادي و خوشبختي بر اساس روانشناسي مثبت گرا ) هر كلاس براي برگزار شدن بايد بين 10 تا 15 نفر باشه خواهش مي كنم ساعات مورد نظر و روز رو به منشي اعلام كنيد تا كلاس ها به حد نصاب برسه و برگزار بشه .
نكات اساسي و خلاصه كتاب به شرح ذيل مي باشد :
1- براي چيزهاي کم اهميت حرص نخوريد
2- با نقص آشتي کنيد
3- اين تصور را که اشخاص آرام و با اعصاب راحت نمي توانند افرادي فوق العاده موفقي شوند رها کنيد
4- از اثر گلوله برفي انديشه خود آگاه باشيد
5- احساس همدردي خود را گسترش دهيد
6- به خودتان ياد آوري کنيد که وقتي مي ميريد، " سبد ورودي" تان خالي نخواهد بود
7- به ميان حرف ديگران ندويد و يا حملات آنها را تمام نکنيد
8- کار نيکي براي کسي انجام دهيد- و درباره آن با هيچ کس حرف نزنيد
9- بگذاريد ديگران هم بدرخشند
10- ياد بگيريد که در لحظه حاضر زندگي کنيد
11- تصورکنيد که همه جز شما روشن فکر هستند
12- اغلب اوقات بگذاريد" حق " با ديگران باشد
13- بيشتر شکيبا باشيد
14- " دوره هاي تمرين شکيبايي" را ايجاد کنيد
15- اولين نفر باشيد که محبت مي کنيد و يا پا پيش مي گذاريد
16- از خودتان بپرسيد" آيا اين مسئله از حالا تا يک سال ديگر اهميت خواهد داشت؟"
17- اين حقيقت را بپذيريد که زندگي عادلانه نيست
18- بگذاريد حوصله تان سر برود
19- تحمل خود را در برابر فشار روحي کم کنيد
20- هفته اي يکبار يک نامه صميمانه بنويسيد
21- تصور کنيد که در تشييع جنازه خود شرکت داريد
22- پيش خود تکرار کنيد که " زندگي وضعيت اضطراري نيست"
23- با بخش کـُند مغز خود آزمايش کنيد
24- هر روز لحظه اي را به فکر کسي باشيد که از او سپاسگزاري کنيد
25- به روي غريبه ها لبخند بزنيد، به درون چشم هاي آنها نگاه کرده و سلام کنيد
26- هر روز مدتي را براي آرامش کنار بگذاريد
27- به اشخاصي که در زندگي تان هستند به چشم نوزادان کوچک و نيز به چشم سالخوردگان صد ساله نگاه کنيد
28- ابتدا به دنبال درک کردن باشيد
29- شنونده بهتري شويد
30- پيکارهاي خود را عاقلانه انتخاب کنيد
31- از حالت هاي روحي خود آگاه شويد و اجازه ندهيد که حالت هاي روحي پايين شما را فريب دهند
32- زندگي آزمون است. فقط يک آزمون
33- ستايش و سرزنش مثل هم هستند
34- کارهاي نيک را تصادفي تمرين کنيد
35- آن سوي رفتار را نگاه کنيد
36- بي گناهي را ببينيد
37- مهربان بودن را به حق به جانب بودن ترجيج دهيد
38- ( امروز) به سه نفر بگوييد که چقدر آنها دوست داريد
39- فروتني را تمرين کنيد
40- وقتي که شک داريد نوبت کيست که زباله را بيرون ببرد پا پيش بگذاريد و آن را بيرون ببريد
41- ازعايق بندي بپرهيزيد
42- هر روز لحظه اي را به فکر کسي باشيد که او را دوست بداريد
43- مردم شناس شويد
44- واقعيت هاي جدا ازهم درک کنيد
45- شيوه هاي کمک خود را گسترش دهيد
هر روز دست کم به يک نفر بگوييد که چه چيز او را دوست داريد، چه چيزاو را تحسين مي کنيد و به چه چيز او ارج مي نهيد
46- زماني را براي کارهاي دروني خود برنامه ريزي کنيد
47- براي نقاط ضعف خود دليل بياوريد و اين نقاط ضعف از آن شماست
48- به ياد داشته باشيد که اثر انگشت خدا روي همه چيز هست
49- در برابر ميل به انتقاد کردن مقاومت کنيد
50- پنج موضع سرسخت خود را يادداشت کنيد و ببينيد آيا مي توانيد آنها را ملايم تر کنيد
51- فقط براي تفريح، با انتقادي که از شما مي شود موافقت کنيد ( سپس ناپديد شدن آن را ببيند)
52- دنبال يافتن ذره اي حقيقت در عقايد ديگران باشيد
53- ليوان را آن گونه ببينيد که گويي قبلاً شکسته است ( وهمين طور چيزهاي ديگر را)
54- اين جمله را درک کنيد" هرجا که مي رويد، همانجا هستيد"
55- پيش از سخن گفتن نفس بکشيد
56- وقتي که حالتان خوب است سپاسگزار و وقتي که حالتان بد است متين باشيد
57- کمتر با بي پروايي رانندگي کنيد
58- به اعصابتان آرامش بدهيد
59- از طريق پست بچه اي را به فرزندي قبول کنيد
60- حادثه احساساتي خود را به حادثه ملايم تبديل کنيد
61- مقالات و کتاب هايي را بخوانيد که کاملاً با نقطه نظرهاي شما متفاوت باشند و سعي 62کنيد چيزي ياد بگيريد
63- هر زمان فقط يک کار را انجام دهيد
64- تا ده بشماريد
65- تمرين کنيد تا در " مرکز توفان" باشيد
66- با تغييرات در برنامه هايتان انعطاف پذير باشيد
67- به جاي چيزي که مي خواستيد به چيزي که داريد فکر کنيد
68- تمرين کنيد که از افکار منفي خود چشم پوشي کنيد
69- براي يادگيري از دوستان و خانواده تمايل نشان دهيد
70- هر جا هستيد خوشحال باشيد
71- به ياد داشته باشيد همان چيزي خواهيد شد که بيشتر تمرين مي کنيد
72- ذهن را آرام کنيد
73- با يوگا ادامه دهيد
74- خدمت کردن را جزء لا ينفک زندگي خود بکنيد
75- مساعدتي بکنيد و به عوض آن چيزي نخواهيد و يا انتظار آن را نداشته باشيد
76- به مشکلات خود به چشم آموزگاران بالقوه بينديشيد
77- راحت باشيد که نمي دانيد
78- کليّت وجودتان را بپذيريد
79- به خودتان کمي استراحت بدهيد
80- از سرزنش ديگران دست برداريد
81- سحرخيز باشيد
82- وقتي که تلاش مي کنيد مفيد باشيد روي چيزهاي کوچک تکيه کنيد
83- يادتان باشد، يک صد سال پس از اين، همه آدمها جديد هستند
84- خود را سبک کنيد
85- گياهي را پرورش بدهيد
86- روابط خود را نسبت به مشکلاتتان دگرگون کنيد
87- بار ديگر که بگو مگو مي کنيد، به جاي آن که از موضع خود دفاع کنيد، ببينيد مي توانيد اول نقطه نظر طرف ديگر را بفهميد
89- "دستارود هدفمند" را دوباره تعريف کنيد
90- به احساسات خود گوش بدهيد ( اين احساسات مي خواهند چيزي را به شما بگويند)
91- اگر کسي توپ را برايتان پرتاب کرد، مجبور نيستيد آن را بگيريد
92- يک نمايش گذاري ديگر
93- زندگي خود را سرشار از عشق کنيد
94- به قدرت افکار خود پي ببريد
95- از اين فکر که " بيشتر داشتن بهتر است" دست برداريد
96- مداوم از خود بپرسيد " واقعاً چه چيز مهم است؟"
97- به قلب شهودي خود اعتماد کنيد
98- " آنچه هست" را پذيرا باشيد
99- در کار ديگران دخالت نکنيد
100- در چيزهاي معمولي به دنبال چيزهاي خارق العاده باشيد
و 101- امروز را چنان زندگي کنيد که گويي آخرين روز عمرتان است. شايد هم باشد!!!
WWW.KETABFOROSH.COM
كتاب رسا
روش هاي رسيدن به شادي و آرامش در زندگي مشترک
اگر مي خواهيد يک زندگي شاد و پر از عشق را در طول زندگي خود تجربه کنيد ، از هيچ تلاشي براي رسيدن به آن کوتاهي نکنيد. هر لحظه از زندگي تان را با عشق و صميميت سپري کنيد. تنها در اين صورت است که مي توانيد از يک زندگي شاد و ايده آل برخوردار شويد و به همراه فرزندان تان به سمت تکامل و موفقيت گام برداريد. حال براي داشتن يک زندگي گرم و صميمي به اين توصيه ها توجه کنيد:
1- وفادار باشيد.
يکي از پايه هاي مهم زندگي مشترک داشتن "تعهد و ايمان" است. وقتي زن و شوهر نسبت به زندگي خود تعهد نداشته باشند خيلي زود نسبت به يکديگر بي تفاوت شده و زندگي شان رو به فروپاشي مي رود. معتقد بودن و ايمان داشتن باعث نزديکي بيشتر زن و شوهر شده و احتمال خطا و لغزش را نيز در آن ها کاهش مي دهد.
2- با يکديگر دعا کنيد.
مطمئن باشيد اگر هر شب قبل از خوابيدن براي داشتن يک زندگي شاد و آرام دست به دعا برداريد ، به زودي انعکاس آن را در زندگي خود شاهد خواهيد بود. ارتباط برقرار کردن به طرق مختلفي مانند صحبت کردن، لبخند زدن، شوخي کردن و... صورت مي گيرد. شما مي توانيد با گوش دادن به صحبت هاي همسرتان او را آرام کنيد و حتي با پذيرفتن اشتباه خود و گفتن جمله "ببخشيد" بار ديگر عشق را به زندگي تان هديه بدهيد. بنابراين براي محکم کردن روابط خود بايد تلاش کرده و زحمت بکشيد.
وقتي زن و شوهر نسبت به زندگي خود تعهد نداشته باشند خيلي زود نسبت به يکديگر بي تفاوت شده و زندگي شان رو به فروپاشي مي رود.
3- کتاب ها و مقالاتي در اين زمينه مطالعه کنيد.
ساعتي از روز را به اين اختصاص دهيد که با يکديگر کتابهاي مفيدي در ارتباط با بهبود زندگي مشترک مطالعه کنيد. اين کار را در يک مکان آرام و راحت انجام دهيد و نقطه نظرات خود را در مورد آن بدهيد. اگر داراي فرزند هستيد کتاب هايي در مورد آن تهيه کرده و با هم بخوانيد. اين کار را در برنامه روزانه خود بگنجانيد تا شاهد اثرات مثبت آن در زندگي تان باشيد.
4- مغرور نباشيد.
تکبر و غرور يکي از بدترين رفتارهايي است که در زندگي مشترک به چشم مي خورد. تنها نيازهاي خود را نبينيد. نيازهاي همسرتان را نيز درک کرده و تا حد امکان آن ها را برآورده کنيد. اغلب جدايي ها، ابتدا با غرور و خودشيفتگي آغاز مي شود. در دادن عشق و محبت بخشنده باشيد و آن را از طرف مقابل دريغ نورزيد. شما بايد مانند يک روح در دو بدن باشيد و براي پيشرفت و تکامل روحي همسرتان نيز تلاش کنيد. آيا به راستي مي توان با کبر و غرور به يک زندگي شاد و آرام دست يافت؟!

5- تنها از کلمات محبت آميز استفاده کنيد.
در هنگام شادي و آرامش همه ما مي توانيم بسيار خوب و منطقي صحبت کنيم و طرف مقابل خود را به طور کامل جذب کنيم. ولي آيا قادريم همين رفتار را در مواقع تنش و عصبانيت نيز انجام دهيم؟ در اين گونه موارد براي چند لحظه از محيط دور شويد و کمي بر اعصاب خود مسلط شويد تا به آرامش بيشتري بر احساسات منفي خود غلبه کرده و بتوانيد جو را گرم تر و صميمي تر کنيد. هيچ گاه با طعنه و کنايه همسرتان را مورد سرزنش قرار ندهيد ، زيرا با اين کار فقط فاصله را بين خودتان بيشتر کرده ايد.
6- از يکديگر تشکر و قدرداني کنيد.
تشکر و قدرداني از طرف مقابل ، کيفيت زندگي را بالا برده و بهبود مي بخشد. يقين داشته باشيد در تمام ازدواج هاي موفق، زن و شوهر اين نکته مهم را در زندگي خود رعايت مي کنند. تشکر و سپاسگزاري بسيار راحت و آسان است ولي نياز به تمرين دارد. سعي کنيد براي تمام کارهاي کوچک و بزرگ روزانه همسرتان از او تشکر کنيد. اين عمل، احساس خوبي را در او ايجاد کرده و او را بيشتر به کمک و همکاري با شما تشويق مي کند.
7- به يکديگر هديه دهيد.
هر چند وقت يک بار به همسرتان هديه دهيد. نياز نيست اين هديه بسيار گران قيمت باشد. مهم اين است که شما به او نشان دهيد او را دوست داريد و براي او ارزش قايل هستيد. حتي گاه اوقات مي توانيد با يادداشتي محبت آميز او را شيفته محبت خود کنيد. در اين زمينه مي توانيد خلاق باشيد و او را همواره خوشحال کنيد.
خوشبخت بودن و يا نبودن، دست خود ماست. ما مي توانيم انتخاب کنيم شاد باشيم يا غمگين، عصباني و يا آرام. پس اين خود ما هستيم که بر مي گزينيم يک زندگي عاشقانه داشته باشيم و يا يک زندگي پر از تنش و اضطراب!
8- براي زندگي تان، خود تصميم بگيريد.
خوشبخت بودن و يا نبودن، دست خود ماست. ما مي توانيم انتخاب کنيم شاد باشيم يا غمگين، عصباني و يا آرام. پس اين خود ما هستيم که بر مي گزينيم يک زندگي عاشقانه داشته باشيم و يا يک زندگي پر از تنش و اضطراب! اين حق همه ماست که از يک زندگي موفق و شاد برخوردار باشيم. بنابراين بياييد ديدتان را نسبت به زندگي تغيير دهيد و خود بهترين ها را براي زندگي تان برگزينيد.
9- در مواقع سختي، آرامش خود را حفظ کنيد.
همه ما بايد ياد بگيريم در مواقع سختي و مواجه با مشکلات چگونه آرامش خود را حفظ کنيم. براي اين کار بايد نقاط ضعف خود را شناسايي کرده و روي آن ها کار کنيم. شايد براي غلبه بر اين مشکل نياز باشد مدت زيادي وقت صرف کنيم و حتي از متخصصان در اين امر کمک بگيريم. به هر حال بايد هر کاري از دست تان بر مي آيد انجام دهيد تا نقاط ضعف خود را از بين برده و بتوانيم راحت تر با مسايل و مشکلات روبه رو شويم.
10- با يکديگر قرار ملاقات بگذاريد.
گاهي اوقات با هم بيرون از منزل قرار بگذاريد و کارهاي مورد علاقه تان را انجام دهيد. با اين عمل شما به تدريج به يکديگر نزديک شده و به طور ناخودآگاه به آرامش بيشتري دست مي يابيد. خاطراتي که در ذهن شما شکل مي گيرد هرگز از بين نمي رود و روابط شما را هر چه بيشتر مستحکم تر خواهد کرد.
اگر نسبت به کسي عشق نداشته باشيد ، نمي توانيد به او احترام بگذاريد و اگر به کسي احترام نگذاريد نمي توانيد ادعا کنيد او را دوست داريد.
11- براي داشتن يک زندگي خوب تمرين کنيد.
براي داشتن يک زندگي خوب و سالم مانند هر کار ديگري نياز به تمرين و پشتکار داريد. به عنوان مثال کسي که با وزنه کار مي کند تا بدني قوي و ورزيده داشته باشد حداقل هفته اي 3 روز کار مي کند و همواره تصويري روشن از يک فرد قوي و خوش هيکل در ذهن مي پروراند. و همين تصور، انگيزه اش را براي ادامه کار دو چندان خواهد کرد. شما نيز براي داشتن يک زندگي ايده آل نبايد دست روي دست بگذاريد بايد تلاش کنيد و براي رسيدن به آن وقت صرف کنيد.
12- به يکديگر عشق بورزيد.
عشق و احترام لازم و ملزوم يک زندگي مشترک هستند و طرفين بايد اين دو را در زندگي خود رعايت کنند. اگر نسبت به کسي عشق نداشته باشيد، هرگز نمي توانيد به او احترام بگذاريد و اگر به کسي احترام نگذاريد نمي توانيد ادعا کنيد او را دوست داريد. پس با احترام گذاشتن به همسرتان، عشق را به او هديه دهيد.
بنابراين از همين لظحه به بعد ، ديدتان را مثبت کرده و در تمام لحظات زندگي، غم و شادي، استرس و آرامش در کنار همسرتان باشيد و پشت به پشت او مشکلات را حل کنيد و به سمت يک زندگي ايده آل گام برداريد.
دليل نادرست براي عاشق شدن

درست است که ازدواج امري قابل ستايش و پسنديده است اما چگونگي شکل گيري آن و فرايند انتخاب صحيح موضوعي قابل ملاحظه و با اهميت است. آيا به اين خاطر که به احساسات کسي لطمهاي نزنيد، با او ازدواج کردهايد؟ و يا ميدانستيد بيش از آنچه که شما به او علاقه داريد، او به شما علاقمند است، اما آنقدر احساس گناه ميکرديد که نميتوانستيد براي ازدواج پاسخ منفي بدهيد؟
احساس گناه ممکن است انگيزه عجيبي براي شکل گيري يک ازدواج به نظر برسد، شما به خود ميگوييد که اين احساس همان عشق است در حالي که چيزي جز همدردي يا در منتهي درجه آن «حس ترحم» نيست. شما زنداني احساس گناه خود هستيد.
آيا روابط شما با همسرتان را «احساس گناه» اداره ميکند؟
جملات زير را بخوانيد و ببينيد چه تعداد از آنها در مورد شما چه درگذشته و چه در حال، صدق ميکنند.
- شما به سختي ميتوانيد به ديگران «نه» بگوييد؛ بهخصوص به آنهايي که دوستشان داريد.
- شما در خانواده مختلي بزرگ شدهايد که احساسات شما به حساب نميآمدند. (به عنوان مثال: والدين انتقادگر يا کنترلگر.)
- شما با اين احساس مسئوليت که ديگران را خوشحال و راضي کنيد، بزرگ شدهايد. (مثلا والديني داشته ايد که از لحاظ مهر و محبت به شما تکيه مي نمايند.)
- شما مشکل ميتوانيد احتياجات خود را بشناسيد و حتي مشکلتر نيز ميتوانيد از کساني که دوستشان داريد، براي برآورده کردن نيازهايتان، تقاضا کنيد.
- شما خود را به عنوان فردي احساسي و بخشنده ميشناسيد و از اين موضوع نيز احساس غرور ميکنيد. از اينکه شما را «خودخواه» بنامند، بسيار رنجيده خاطر ميشويد.
- شما از رنجانيدن ديگران ميترسيد و نهايت تلاشتان را ميکنيد تا مطمئن باشيد هيچ چيز از چيزهايي که ميگوييد يا انجام ميدهيد، باعث رنجش عزيزانتان نشود.
- شما به مراتب سادهتر ميتوانيد براي ديگري از پول يا وقت خود مايه بگذاريد تا براي خودتان.
- وقتي که عزيزان شما از مشکلاتشان حرف ميزنند، احساس بدي پيدا ميکنيد و احساس ميکنيد که حتما مجبوريد به آنها کمک کنيد تا آنکه راهحلي پيدا کنند.

- در موقع بيان نظر يا احساس شخصي خود، اگر حس کنيد که اين احساس شما نسبت به آن فرد او را ميرنجاند، از بيان آن صرفنظر ميکنيد.
- شما از اينکه از نزديکان خود پولدارتر، خوشبختتر و يا موفقتر باشيد، احساس خوبي نداريد.
اگر با تعداد کمي از اين جملات ارتباط برقرار کرديد، احتمالا به همان اندازه اغلب مردم، تحت تاثير «احساس گناه» هستيد. اگر بيش از چهار جمله از جملات فوق در مورد شما صدق ميکند، احتمالا اجازه ميدهيد که احساس گناه در انتخابهاي عشقي شما دخالت داشته باشد. اگر با اکثر اين جملات ارتباط برقرار کرديد، يقينا به دلائل نادرست عاشق ميشويد.
در دام احساس گناه
اگر درگذشته يا حال زنداني احساس گناه بوده يا هستيد و فقط به اين خاطر که اگر کسي را ترک کنيد احساس گناه ميکنيد، به جمله زير فکر کنيد:
وقتي که از روي احساس گناه و نه از روي عشق تصميم ميگيريد که با کسي ازدواج کنيد، به آنان و به خود نيز کمفروشي کردهايد. مراقب باشيد که احساس گناه با رنگ علاقه و عشق در وجود شما حضور نيابد.
برگرفته از کتاب "آيا تو آن گمشده ام هستي؟" - با تغيير و تلخيص
تبيان
- هنگامی احساس خوشبختی و خوشحالی خواهم کردکه همسر ایده آلم را پیدا کنم .
- هنگامی احساس خوشحالی و خوشبختی خواهم کرد که ده کیلو گرم لاغر شوم .
- هنگامی احساس خوشحالی وخوشبختی خواهم کرد , که بچه هایم ازدواج کنند و خوشبخت و موفق باشند .
- هنگامی احساس خوشحالی و خوشبختی خواهم کرد که در شغلم ترفیع بگیرم .
(ما باور داریم هرگاه تجربه خاصی پیدا کردیم یا به دارایی ,شغل , جایگاه ,مقام و منزلت خاصی دست یافتیم خواهیم توانست خوشحال و خوشبخت باشیم , اما نه قبل از آن )
بنابراین سخت کار می کنیم و منتظر می شویم که پس از گذشت زمان خاصی در نهایت انچه فکر می کنیم که مارا خوشحال وخوشبخت می سازد اتفاق بیافتد ,سپس به طرز مرموز ومعجزه آسا خوشحالی و خوشبختی سراسر وجود ما را می گیرد ,اما این اتفاق نمی افتد و سرخورده و مایوس می شویم , ممکن است به طرزی نسبی احساس رضایت بکنیم اما ازدرون احساس خوشحالی و خوشبختی واقعی نمی کنیم .
سپس این فرایند را یکبار دیگرودر مورد چیز دیگری ازسر می گیریم ,و خوشحالی و خوشبختی خود را تا تحقق موفقیت بعدی به تعویق می اندازیم .
درست مانند معتادان به مواد مخدر که همیشه باید مقدار بیشتر مصرف کنندتا سرخوشی قبلی شان را حفظ کنند ما نیز مقدارمصرفمان بالاتر می رود ,برای بعضی ازما این درست همان اتفاقی است که می افتد ,یعنی ماشینمان را خریده ایم , صاحب خانه شده ایم و پله های موفقیت را نیز یکی پس از دیگری پیموده ایم اما هنوز ناشادیم .
(خوشحالی و خوشبختی واقعی در زندگی فقط با خلق لحظه های ناب و حقیقی امکان پذیر است ,)
لحظه های ناب به این معنا است که به لحظه های زندگی خود توجه کنیم و تمام وکمال و با همه وجودمان در همان لحظه حضور داشته باشیم , احساس کنیم , زنده باشیم .
این لحظه ها گاهی اوقات لحظه هایی از شادی وخوشحالی اند و گاهی اوقات نیز لحظه هایی از غم و تالمات عمیق روحی خواهند بود .اما بی گمان وقتی به جایی که هستیم و به آنچه در حال وقوع است , آنهم درهمان لحظه توجه می کنیم , لحظه ای را حس خواهیم کرد که با معنا است واهمیت دارد .
(خوشحالی و خوشبختی واقعی "دارایی " نیستند که آنها را به دست آوریم یا از آن خود سازیم خوشحالی و خوشبختی واقعی مهارتند )
خوشبختی واقعی را هرگز به واسطه ی دستیابی های خود احساس نخواهیم کرد ,خوشبختی واقعی برخواسته از شیوه زندگی ماست آنهم در هر لحظه ,خوشبختی مهارتی است که می بایست آن را کسب کنیم وبیاموزیم و سپس آنرا ملکه کنیم .مجموعه ای ازتجربه ها , موفقیت ها , دستیابی های هرگزبرای ما خوشحالی و خوشبختی واقعی به ارمغان نمی آورد اما آنهارابا تمام وجود احساس کردن وباآنها زندگی کردن , آنهم با خودآگاهی وهوشیاری تمام و حضور در لحظه لحظه زندگی چرا .
جلسه معارفه : پنج شنبه 8/5/88 ساعت 18 الي 20
مکان معارفه : تهران ,خيابان شريعتي ,پايين تر از پل سيد خندان ,بوستان انديشه – فرهنگسراي انديشه
شرکت در جلسه معارفه رايگان است .
تعداد جلسات : 8جلسه
هزينه ثبت نام : 60 هزار تومان
قابل پرداخت در دو قسط![]()
![]()
دريک کافي شاپ نشسته بودم ,که متوجه مرد ميان
سالي شدم که به طرف ميزي در نزديکي من آمد ,درحالي که سه فنجان قهوه و مخلفات
مربوطه به آنها را باتردستي حمل مي کرد . دو فنجان قهوه را به دو مردي که در آنجا
نشسته بودند تعارف کرد ,يکي از آنها گفت متشکرم و او پاسخ داد : اسباب خوشحالي من
است و اين را با چنان لبخند درخشان وگرمي بيان کرد که تا مغز استخوانم احساس کردم
که عملش واقعا اسباب خوشحالي و حتي خوشبختي او شده است ..........
کارگاه شادي و نشاط
o جايگاه خوشي و لذت , تعهد و معنا در زندگي ما کجاست ؟
o آيا احساس رضايت را مي توان در بيرون پيدا کرد و يا اين احساس در درون ماست ؟
o چه ميزان در زندگي احساس خوشبختي داريم ؟
o چه ميزان در زندگي تسلط بر محيط , رشد شخصي , استقلال , خودپذيري,روابط مثبت با ديگران داريم ؟
تعداد جلسات :8 جلسه زمان هر جلسه : 2 ساعت
هزينه ثبت نام :60 هزار تومان (قابل پرداخت در دو
قسط)
خيابان دکتر شريعتي ,بالاتر از پل سيد خندان نبش کوچه اتوبانک پلاک 1007 واحد 8 طبقه چهارم
تلفن :22874620-22840865
www.pouna.ir
بعد اينكه كلاس ها از اين هفته شروع مي شه كارگاه هاي شادي و نشاط كه بسيار عالي و موثر است جهت ثبت نام كلاس ها با تلفنهاي كلينيك تماس بگيريد . در هر كلاس بين 8 تا 11 نفر امكان شركت وجود دارد و محدوديت شركت هست .
دريک کافي شاپ نشسته بودم ,که متوجه مرد ميان سالي شدم که به طرف ميزي در نزديکي من آمد ,درحالي که سه فنجان قهوه و مخلفات مربوطه به آنها را باتردستي حمل مي کرد . دو فنجان قهوه را به دو مردي که در آنجا نشسته بودند تعارف کرد ,يکي از آنها گفت متشکرم و او پاسخ داد : اسباب خوشحالي من است و اين را با چنان لبخند درخشان وگرمي بيان کرد که تا مغز استخوانم احساس کردم که عملش واقعا اسباب خوشحالي و حتي خوشبختي او شده است ..........
خيابان دکتر شريعتي ,بالاتر از پل سيد خندان نبش کوچه اتوبانک پلاک 1007 واحد 8 طبقه چهارم
تلفن :22874620-22840865
www.pouna.ir
کارگاه شادي و نشاط
o جايگاه خوشي و لذت , تعهد و معنا در زندگي ما کجاست ؟
o آيا احساس رضايت را مي توان در بيرون پيدا کرد و يا اين احساس در درون ماست ؟
o چه ميزان در زندگي احساس خوشبختي داريم ؟
o چه ميزان در زندگي تسلط بر محيط , رشد شخصي , استقلال , خودپذيري,روابط مثبت با ديگران داريم ؟
جلسه معارفه : پنج شنبه 25/4/1388 ساعت 10 الي 12
مکان : پاسداران ,خيابان نيستان سوم , داخل پارک ,
فرهنگسراي پايداري
شرکت در جلسه معارفه رايگان است.
تعداد جلسات :8 جلسه زمان هر جلسه : 2 ساعت
هزينه ثبت نام :60 هزار تومان (قابل پرداخت در دو قسط)
جلسه معارفه شادي و نشاط پايدار (روانشناسي مثبت گرا ) به صورت رايگان در روز پنج شنبه 25/4/88 در پاسداران خيابان نيستان سوم داخل پارك فرهنگسراي پايداري از ساعت 10 الي 12 برگزار خواهد شد از كليه علاقه مندان تفاضا دارم كه جهت شركت و استفاده از مطالب حضور به هم رسانند .
سخنرانان :خانم سيف ، آقايان دكتر براتي و فلاحي
1) Play-cation Ideas for Stress Relief
You may have heard of a "staycation", but what about taking a "play-cation"? Where a staycation involves relaxing at home and doing relaxing activities in your hometown in lieu of going on a traditional vacation, a play-cation involves staying in your hometown and doing fun and exciting activities with family and friends--creating new experiences or getting active with loved ones more often. What would be your ideal play-cation? Share your play-cation ideas and see others' ideas.
2) Top Ways To Have Fun For Stress Relief
It's important to have fun in your life, as a way to relieve stress, stay connected with others, maintain balance and stave off burnout. In childhood, it's easy to have fun, but in adulthood, fun often needs to become a priority. Do you have enough fun in your life? And what do you do to have fun and blow off stress?
3) How Do You Keep Your Family Healthy?
With families finding themselves busier than ever, it's often difficult to maintain a healthy lifestyle. As a result, obesity rates and juvenile diabetes, among many other conditions, is on the rise. That's why it's important to maintain strategies that keep your family healthy. What are some of the habits and strategies that you've adopted to keep your family healthy?
آخرين خبر اينكه دوره تخصصي نشاط اجتماعي تحت نظارت سازمان بهزيستي كشور برگزار گرديد و شركت كنندگان گواهي مربيگري اين دوره را دريافت مي نمايند ، دوره هاي فوق براي اولين بار در ايران بر پايه روانشناسي مثبت گرا برگزار خواهد شد و خانواده ها را به سمت شادي پايدار سوق خواهد داد ، كلينيك مددكاري اجتماعي پونا به عنوان اولين برگزار كننده اين دوره براي تابستان اقدام به برگزاري آن خواهد نمود اطلاعات تكميلي جهت ثبت نام و شركت در دوره متعاقبا اعلام خواهد گرديد .
پی ریزی پایه های زندگی با صداقت :
صداقت همچون پل ارتباطی موثر، موجب می شود که زن و مرد میل و رغبت وافر و کاملی برای صحبت با یکدیگر پیدا کنند و از این طریق بر رشد شخصیت خود و همسرشان بیفزایند. لازم است برای نیل به تفاهم، زن و شوهر در همه امور زندگی نسبت به همدیگر صادق و راستگو باشند. زوجین زمانی به اوج سعادت- در زندگی مشترک -دست می یابند که مسیر آن را با صداقت و درستی طی نمایند.«مثبت گرایی» را می توان ، «هنر خوب دیدن» نیز نامید. هنری که همچون سایر خلقیات و رفتارها با تکرار و تمرین در وجود انسان تثبیت شده و به صورت ملکه در می آید بنابراین ، باید برای مثبت گرایی، دل و چشمهایمان را این گونه تربیت کنیم.
بینش تکاملی و تحولی: همیشه نسبت به همسر خویش نگرشی متکی بر سه عنصر مثبت داشته باشید.
الف) او را به عنوان فردی با ارزش و برخوردار از کرامت انسانی بپذیرید.
ب) او را فردی مستعد کمال و تحول بدانید.
ج) علاقه مند به پیشرفت و ترقی او باشید.
وجود چنین بینشی ، در شخصیت انسان عرصه زندگی را بر روی نوآوری می گشاید و کانون خانواده را از فرسایش و زوال تدریجی مصون می سازد.
مثبت گرایی در برابر منفی گرایی: از مهم ترین ویژگی های خانواده متعادل و خوشبخت، توانایی برخورد مثبت و سازنده با محیط پیرامون و یا به عبارتی «مثبت گرایی» است. شخصی که دارای سیرتی زیبا شد ، پیوسته در گفتار و رفتار همسرش به آنچه که خیر و زیبایی است توجه می کند و حتی برخی معایب احتمالی او را «حسن» می بیند. «مثبت گرایی» را می توان ، «هنر خوب دیدن» نیز نامید. هنری که همچون سایر خلقیات و رفتارها با تکرار و تمرین در وجود انسان تثبیت شده و به صورت ملکه در می آید بنابراین ، باید برای مثبت گرایی، دل و چشمهایمان را این گونه تربیت کنیم. اگر حقیقتا خواهان پیشرفت و کمال در همسر خود هستید، جنبه های خوب شخصیتی و هنرهای مثبت او را یادآور شوید و با تشویق و قدردانی آنها را در وجود همسرتان مستقر نمایید. آن وقت خواهید دید که او به تدریج و به آسانی می تواند بر رفیع ترین قلل موفقیت و کمال صعود کند.
علاقه و تمایلات همسرتان را در نظر بگیرید:
با مطالعه در حالات و روحیات همسر خود، فهرستی از علایق و تمایلات وی به دست آورید و نسبت به تامین آنها خود را متعهد و ملزم بدانید. در نظر گرفتن علایق اصولی همسر، و نقطه شروع سخن را بر یکی از علاقه های وی متکی نمودن به ویژه در مورد تمایلاتش به گفتگو نشستن، راه را برای رشد تفاهم هموار و آسان می سازد.
تبادل عاطفی در برابر انجماد عاطفی:
از بهترین و پرشکوه ترین تجلیات زندگی متعادل، داد و ستد عاطفی زوجین در ابتدای زندگی و ادامه آن، در طول روابط مشترک می باشد. شیوه های صحیح مبادلات عاطفی بین زن و مرد عبارتند از:
الف) شیوه قلبی: قلب، سرچشمه فیاض احساسات و تمایلات است. اگر همسری در کشتزار قلب خود، بذر عشق و محبت به همسرش را کاشت، یک عمر حامل نشاط، شادابی، بالندگی، خلاقیت، معنویت، نوآوری خواهد بود.
ب) شیوه کلامی: یكی از توانایی های روحی آدمی ، ابراز محبت نسبت به همسر و شریک زندگی اش می باشد.
موانعی که در مسیر ابراز محبت ، راه را سد می کنند عبارتند از : عدم معرفت ، غرور بی جا ، حجب و حیای افراطی
ج) شیوه عملی: در این طریق ، پایه های زندگی با انجام دادن اقدامات محبت آمیز و صمیمانه ، استحکام بیشتری می یابد و احساس ارزش شخصی هر یک فزونی می گیرد.

پرهیز از مقایسه همسر با دیگران :
از مقایسه همسرتان با دیگران به شدت بپرهیزید. این رفتار به رابطه حسنه میان شما آسیب وارد می کند. همسر شما انسانی منحصر به فرد و دارای ویژگی های شخصیتی (اعم از مثبت و منفی) است که قابل مقایسه با هیچ فرد دیگری نیست. از این رو ، در مواقع ضروری می توان او را با گذشته خودش مقایسه نمود و میزان پیشرفت ویا کاهش احتمالی میزان های اخلاقی ومعنوی و علمی وی را مورد تأیید و یا تذکر قرار داد. این عمل بر درجه تفاهم زن وشوهر خواهد افزود.
هنر خوب شنیدن سخن همسر :
در هنگام گفتگو با همسرتان با نهایت دقت به مطلب وی گوش فرا داده و آن گونه عمل نمایید که گویی جز به وی وسخنانش ، به موضوع دیگری توجه ندارید. و از انجام هر عملی که مغایر با حالت توجه باشد، خود داری کنید.
حق همسر در تصمیم گیری ها :
درتصمیم گیری ها و انتخاب راه حل ها و برنامه های زندگی مشترک ، لازم است هریک از زوجین ، حقی برای همسرشان در نظر بگیرند و او را از صحنه تصمیمات ، دور و بر کنار نگه ندارند. مدیریت مطلوب در زندگی مشترک زمانی امکان پذیر خواهد بود که هر یک از طرفین از اهمیت نقش خود در پیشبرد امور خانواده ، اطمینان حاصل نماید.به منزله (بال) برای «پرواز همسر» ویا به تعبیر دیگر «سکوی پرتاب» شریک زندگی تان باشید واین را بدانید که پشت سر هر مرد موفقی ، زن شایسته و لایقی وجود داشته و بالعکس.


|
دنیای غرب و زیبایی هایش ،این روزها به برکت وجود ماهواره ها و اینترنت بیشتر از گذشته در چشم همگان ،بخصوص جوانان خود نمایی می کند. آن چیزی که تحت عنوان آزادی و در قالب های رنگارنگ و دلفریب جلوه می کند ، بسیاری از جوانان را تحت تاثیر قرار داده ،به نحوی که نسبت به دین و فرهنگ خودمان معترض شده و چهارچوب هایی را که دین برای روابط بین دو جنس قائل شده است را نفی کرده و گمان می کنند اگر ما نیز مسیری که آن ها رفته اند طی کنیم ،زندگی بهتری خواهیم داشت .
- غریزه جنسی، قوی ترین غریزه انسانی است که زندگی انسانی را از نظر کمی و کیفی مورد تاثیر و تاثر قرار می دهد. این غریزه در کنار دیگر غرایز بسترساز فرهنگ های انسانی در طول تاریخ شده و دین با ورود در این بستر، معنا بخش فرهنگ انسانی می شود. به همین دلیل در تاریخ ادیان کمتر دینی است که درباره ی این غریزه سخن نگفته باشد و برای آن برنامه ای تدوین نکرده باشد. غریزه ی جنسی در یک چارچوب، مورد توجه ادیان قرار می
گیرد و در چارچوب جهان بینی آن دین، جایگاه این موضوع را با توجه به انسان
شناسی خود و جهان شناسی و اخلاقیات مبتنی بر آن، تشریح و تفسیر می کند .
- با شروع رنسانس، تفسیری دیگر از انسان کامل ارائه شد که بر فرهنگ جنسی غرب به شدت اثر گذاشت. این تفسیر آن بود که چون خدا در جسم انسان (عیسی) تجلی یافته است، پس جسم انسان تقدس می یابد، به همین دلیل سعی در زیباشناسی جسم انسان است و با یک نوع آناتومی جسم انسان و بدست آوردن رگ، پی، ماهیچه، استخوان و... به ترسیم جسم های زیبا پرداخته شود که این مهم به وسیله «لئوناردو داوینچی » و «میکل آنژ» و «رافائل »، بر روی دیواره های کلیساهای روم و فلورانس انجام می شود. به طوری که جسم های بسیار موزون و هماهنگ بر روی دیوارها ترسیم و یا در مجسمه ها تجسم می یابند. با همین ترسیم انسان بدون پوشش، اولین قدم برهنگی در غرب، توسط نوعی تفسیر از انسان کامل رخ می دهد.
- این تاکید از سوی بعضی نظریه پردازان صورت گرفت که بر فرهنگ یهودی در باب جنسیت تاکید می کردند. فرهنگ یهودی یکی از جسمی ترین فرهنگ های دینی است که بر رابطه های جنسی برخی محارم با دیده اغماض نگریسته است و آنها را بی اشکال دانسته است. این نظریه پردازان با فرهنگ یهودی بر فرهنگ مسیحیت هجوم برد و سعی کرد که بر برهنگی ، چه از نظر بدنی و چه از نظر روحی تاکید کند و ریشه تمامی عقده های انسانی را در حجاب (به معنای عام) خلاصه کند که مانع است.
- انقلاب صنعتی در غرب و مهاجرت جغرافیایی انسان ها از مکان های کوچک به مکان های بزرگ و تماس های دو جنس در سطوح مختلف کاری، هنجارشکنی را افزایش داد. حال اگر این را به بد پوشی اجباری زنان، به علت کار با دستگاه های سنگین را اضافه کنیم ، جامعه ای که به وجود آمد قابل تصور است. تاثیر صنعت تا جایی رسید که همسران، چه زن و چه مرد، به روابطی فراتر از ازدواج روی آوردند و این روابط خارج از عرف و قانون موجب شد که ارزش خانواده کم رنگ و کم رنگ تر شود.- ماشین و محیط کار صنعتی و نظریه پردازان مختلف ، سه عاملی بودند که انقلابی در غرب به وجود آوردند. و غرب را از دوران ملکه ویکتوریا به دوران برهنگی وارد کرد و بر همین اساس، گروه هایی به وجود آمدند که سخت بر برهنگی جمعی تاکید کرده و آن را نیز معیار گروهی قرار دادند، این گروه ها هیپی ها، پانک ها، رپ ها و... بودند و سبب رواج برهنگی شدیدتر شدند که امروزه به Nake یا برهنه های مادرزاد مشهور شده اند.
- بنابراین، در غرب اگر حجاب مطرح شده است، یعنی دوری شدید از غریزه (چه زن و مرد) و اگر برهنگی مطرح شده است، یعنی آزادی عمل و رفتن به سمت ارضای بی حد غریزه . پس حجاب در غرب، نقطه مقابل انسان و غریزه قرار گرفته است، بطوری که اگر کسی حجاب داشته باشد ، علیه انسانیت خود قدم برداشته است و بی حجابی، یعنی برگشت و بازگشت به خویشتن خویش.
- ولی این برهنگی به جای بازگشت به خویشتن انسانی، موجب شد که انسان ها از خودشان بیشتر دور شوند ، اول آنکه وسیله ای شد که بدن انسانی طعمه مطامع اقتصادی شود. به صورت مانکن تبلیغاتی کالا و ... معمول شد; یعنی به جای کرامت انسانی، ذلت و رذالت انسانی نصیب او گردید.
- برهنگی در غرب، بر خلاف ظاهر بی رغبتی جنسی را برایشان به ارمغان آورد ، چرا که شروع زود هنگام و مرتفع کردن اشتباه این غریزه در نهایت به سرد مزاجی تبدیل می شود ، مگر آنکه کالاهای رغبت افزا به میدان بیاید، مثل الکل و یا قرص های نشاط آور که باز در دراز مدت سبب بی رغبتی بیشتر خواهد بود و اگر این غریزه که نشاط آور زندگی است، به رکود کشانده شود، بنیاد خانواده رو به سستی می رود .انگیزه ی تشکیل و حفظ خانواده کم می شود و این بزرگ ترین آسیب برای یک جامعه است.
پس حجاب یک فرهنگ است که سبب گرم واقع شدن غریزه جنسی در سطح یک جامعه و هدایت ارضای آن در قالب خانواده می شود . اگر ما بخواهیم به بهانه ی تجدد راه رفته ی آن ها را تکرار کنیم ، هم فرهنگ عفاف خود را از دست خواهیم داد وهم مثل آن ها لذت داشتن خانواده ای گرم محروم شده و باید به دنبال راهکارهایی باشیم تا افراد را به سمت تشکیل خانواده سوق دهیم. انسان عاقل از تجربه ی دیگران استفاده می کند و راه به خطا رفته ی دیگران را تکرار نمی کند.
منبع: هفته نامه پگاه -ماهنامه پیام زن |
به بیانى دیگر اگر غمگین بودن و عزادارى با علایمی مانند: 1. افول سلامتى، 2. کنارهگیرى اجتماعى، 3. احساس بى ارزشى، 4. احساس گناه، 5. ایده خود کشى، 6. بیش فعالى بدون هدف، 7. طولانى بودن نشانگان غم و 8. بروز و ظهور نشانگان به طور ناگهانى؛ همراه باشد، باید آن را یک غم بیمار گونه تلقى کرد.
گریه ظاهر و باطنی دارد. ظاهر آن یک امر فیزیولوژیک
است.باید تأثیرات روانی، از طریق محرکهای بیرونی یا درونی مثل تفکر شکل
بگیرد.سپس این تأثرات، وارد چرخة فیزیولوژی مغز و اعصاب بشود، بخش خاصی از
مغز فعالشده و غدد اشکی چشم را فرمان فعالیت بدهد و در نهایت قطرات اشک
جریان پیدا کند.
بسیاری می پندارند که گریه نشاندهنده تألّم و عواطف آدمی است.
عدهای دیگر منتقدانه میگویند: گریه جز خمودی، چیز دیگری به ارمغان نمیآورد و حال
آن که دنیای امروز، دنیای تحرّک و نشاط است و انسان طالب شادی است؛ نه گریه
.
اما همیشه گریه حاکی از غم ونشانه ضعف و زبونی نیست . گریه کردن غیر از غمِ
نابهنجار و غمگین بودنِ بیمار گونه است که ازآن منفى تعبیر مىشود
1. گریه ترس و هراس: این نوع گریه غالباً در اطفال وجود دارد و کودک به این وسیله، ترس خویش را نمایان میکند.
2. گریه جلب ترحّم: که بر دو قسم است: «طبیعی» که بسیار مؤثر و برانگیزاننده است؛ مانند گریه کودکی که پدر و مادر خویش را از دست داده است. «ساختگی» که در ظاهر به دیگران میخواهد بباوراند که ناراحت و اندوهگین است.
3. گریه غم و اندوه: این گریه انعکاس غمی است که درون را فرا گرفته است. جنبه مثبت این نوع گریه تنها تخلیه درون است، و به همین جهت پس از آن، آدمی احساس آرامش میکند.
4. گریه شوق و شادی: این نوع گریه ناشی از رقّت قلبی است که غالباً پس از دورهای از یأس و ناامیدی درباره موضوعی نمودار میگردد.
5. گریه تقوا و رشد روحانی: این نوع گریه مختص مردان و زنان الهی است و بیان سوز درون و ابراز عجز و پشیمانی، پریشانی، توبه و عشق به معبود است. این گریه، موجب پالایش روح و زمینهساز قرب به خداوند است.
گریه تقوا و پرهیزگاری، اشکی است که اگر از سوز دل، بر گونهها جاری گردد، توجه حضرت حق را به بنده جلب کرده، بستر رحم و فضل او را فراهم میسازد.
تا نگرید ابر، کی خندد چمن تا نگرید طفل، کی جوشد لبن
طفل یک روزه همی داند طریق که بگریم تا رسد دایه شفیق
تو نمیدانی که دایه دایگان کم دهد بیگریه شیر او را رایگان
گفت: فلیبکوا کثیراً گوشدار تا بریزد شیر فضل کردگار(2
بیماری روحی بی خانمانها
فرستنده مقاله:مسعود رجایی(مترجم زبان آلمانی)
کثرت
اختلال روحی بی خانمانها خیلی بالا است . چیزی که بیشتر اطلاعات تحقیقاتی
در بیست سال گذشته ثابت کرده . مشهورترین آزمایشات کشور آلمان که در سال
2000 توسط آقای Manfred Ficher
بدین صورت در آزمایشی که انجام شده
ازانسانهای بی خانمان 95% -70% بطور چشم گیردریافتند که که در تشخیص
بیماری روحیشان اندازه LCD-10 یا DSM IV جواب داده است . بیشتر آنها
اعتیاد به الکل دارند و افسردگی را بدنبال دارد . تقریبا" حدود 33% از
آنها از گروهی هستند که حداقل دو عارضه بیماری روحی در اختیار دارند که
اغلب ترکیب است با یک عارضه بیماری اعتیاد و با اختلال ترس و یا یک
افسردگی یا شیزوفرنیک ( مبتلا به نوعی اختلال روانی ) که درآنها وجود دارد
.
وقتی که وابستگی مواد اعتیاد (حدود66% مبتلایان) را به حساب آورده
نشود . این است که بدین طریق 33% از عارضه بیماری بی خانمانها اثبات میشود
. که خانمها فقط 20%-15% از بی خانمانها را تشگیل می دهد .بخشی از بیماری
روحی بدون داشتن به اعتیاد خیلی بالا حدس زده شده .
این بخش بالای
بیماری روخی از بی خانمانها نشان می دهد که تصور رمانتیک بی ارزش است . که
در نزد انها اغلب انسانهای بیماری روحی هستند. که با سیتم نگهداری و
مشاوران هم درست نمی شوند . خیلی از آنها تجربیات معاینه روحی راهم دارند
. و برای آنها نمی تواند پیشنهاد مشاوره منفعتی را داشته باشد چونهکه به
اندازه کافی فشرده نبوده و به همین علت هم در نهایت جدا شدند .
کمی راجع این انسانها می خواهم صحبتی بکنم .
از
مدت ماه Mai امسال من بعنوان روانشناس در قالب ویزیت خیابانی کار می کنم
(با بی خانمانها ) آنهای که درخیا با نهای شهر هامبورگ زندگی می کنند. و
تمایل دارم از تجربیاتی که از آنها تا کنون کسب کردم برای شما خبر بدهم .
در ویزیت خیابانی که تحت عنوان میزگرد در خیابان Jacobi که طرق کمک نقدی
حمایت می شوند . ما با 56 بیمار روحی بی خانمان این شهر حالا کمی بیشتر و
یا کمتر آشنا شدیم .که 48 نفر آنها مرد و 14 نفر آنها خانم هستند از اکثر
آنها فقط تاریخ تولد را می دانم .
در تقسم سن آنها ما تعجب کردیم چونکه
در قسنت انسانهای پیرشان 13 نفر از 62 سن آنها 60 سال و 6 نفر آنها حتی
بالای 68 سال و 8 نفر از گروه ما زیر 3/3 سال و 25 سال یا جوانتر وجود
داشت .
و در پایا این را بگویم که از 62 نفری که وچود داشت 38 نفر
آنها در یک معاینه کاملا" مشهود مشخص شده که اختلال روحی دارند . فقط در
نزد 22 نفر دیگر مشخص شد که یک سوم آنها در سطح بیماری شدید اعتیاد یعنی
الکلیسم . اغلب بقیه آنها به بطرچشم گیری مبتلا به بیماری روحی هستند.
این وحشتناک است اگر یک انسان بیماری روحی بدون سر پرست و منزوی در خیا با نها زندگی کند
www.wissengsundheitde.
به نقل از وبلاگ روانشناسي و مشاوره
More Personality Tests and Additional Stress Resources:
- Self Test: Is Your Lifestyle Stressing You?
A certain level of stress is inherent and necessary in a healthy lifestyle, but is the way you're living your life causing you excessive and unnecessary stress? This quiz helps you assess different areas of your life to see which minor changes can bring about a major change in your stress level. Learn to prevent stress before it happens, with this quiz!
- The Lifestyle Balance Self Test
Are you overscheduled and overstressed? This test helps you assess your lifestyle to see if you may be taking on too much, and supplies resources to help you restore a greater sense of balance in your life, creating a less stressed lifestyle.
- Quiz: Are You An Optimist?
Research shows that optimists enjoy better health, productivity, and overall life satisfaction, making an optimistic attitude a great stress reliever. However, many people believe they're optimists when they actually have a pessimistic way of seeing the world. Take this personality test to help you discover which you are, and find resources on being more of an optimist.
- Personality Test: Are You A Perfectionist?
Perfectionism sounds almost like a good thing, but this mode of thinking can actually cause you to be less productive, less happy and much more stressed than non-perfectionists (not to mention the people in your life)! Learn whether or not you're a perfectionist (or to what degree), and find resources for change by taking this personality test.
- The Job Burnout Quiz
Does your job put you at risk for burnout? Take this self test and discover how close you may be to burnout, and find resources for finding more job satisfaction and less stress at work.
- Type A Personality Test
Do you have a Type A Personality? Take the Type A Personality Quiz from About's Stress Management Site and see if type a personality characteristics may be causing more stress in your life. Also, find more information about type a personality and resources for dealing with type a personality characteristics in yourself and others.
- The Assertiveness Self Test
An assertive style of relating to others can help build strong relationships and help you get what you want in life without causing unnecessary conflict with others. Do you relate to others assertively, or do you cause unnecessary additional conflict and stress in your life with aggressive, passive or passive-aggressive styles of relating to others? Take the Assertiveness Quiz to find out!
- The Stress and Health Quiz
You may have already learned from this site or other sources that stress can affect your health in a negative way, but do you know exactly how? This quiz is designed to test your knowledge, pique your interest, and inform you on the connection between stress and your body.
- Free Online Learning: A Course in Low Stress Living
This free, ten-week e-course will help you examine the role of stress your life, and learn stress management techniques to transform your life from a source of stress to a source of joy and vitality
What changes can you make to bring the greatest level of stress relief in your life? Read about these healthy lifestyle changes you can make, and find more resources for making them. (There's also a discussion on why these changes might be a challenge, and what you can do to get past the difficulty!)
Maintain An Organized Living Space
Take Care of Your Body
Renew Your Spiri
.......
معجزه ارتباط و ان .ال. پي
چه بكنيم كه گوشها بشنوند و چشمها ببينند ؟
چگونه نفوذ كلام داشته باشيم ؟
چگونه اشخاص از يكديگر خوششان مي آيد ؟
چگونه افراد به جاي پاسخ منفي پاسخ مثبت مي دهند ؟
چگونه مي توانيم ديگران را متقاعد
سازيم تا نقطه نظرهاي ما را بپذيرند ؟
چگونه با خشم و خصومت ديگران
برخورد كنيم ؟
طراح و مدرس:گلشاد سيف
تعداد جلسات : 7 -- هزينه ثبت نام 105 هزار تومان
نشاني : تهران خيابان شريعتي بالاتر از پل سيد خندان روبروي پارك شريعتي نبش كوچه اتوبانك شماره 1007 واحد 8تلفن :22874620-22840865-09125500402
(مهارتهاي زندگي )
ü نوع روابط عادتي افراد در طول زندگي بيشتر از سن طرفين بر موفقيت زناشويي تاثير دارد.
ü افراد در خانواده هاي اصلي خود الگوهاي خاصي از روابط متقابل را مي آموزند .
ü رفتاري كه آموخته مي شود البته مي تواند قطع شود و تغيير يابد يعني رفتار مفيد تري جاي آن را بگيرد .
ü ازدواج اساسي ترين رابطه شخصي است .
ü اهميت خانواده فرد و جامعه را در پي تحصيل مهارتهاي زندگي مي كشاند.
كلاسهاي آموزش خانواده و زوجهاي جوان ،مشاوره خانواده ،مشاوره روابط زناشويي و جنسي ، مشاوره روابط عاطفي)
رازهايي كه مردان بايد در مورد زنان بدانند
رازهايي كه زنان بايد در مورد مردان بدانند .
مكان : خيابان شريعتي بالاتراز پل سيد خندان روبروي پارك شريعتي نبش كوچه اتوبانك شماره 1007 واحد 8طبقه چهارم 8تلفن :22840865-22874620 -09125500402
خشم مي كشد :
چرا خشمگين مي شويم ؟
چرا برخي از افراد زودتر عصباني مي شوند ؟
چرا ما نسبت به برخي از ويژگي هاي غير اخلاقي بيشتر از
ديگران عكس العمل نشان مي دهيم ؟
چرا ترك كردن برخي از عادتهاي رفتاري ما را عصباني و
پرخاشگر مي كند ؟
چه زماني بايد ابراز خشم كرد ؟
طراح و مدرس:گلشاد سيف
تعداد جلسات : 5 -- هزينه ثبت نام 75 هزار تومان
نشاني : تهران ،خيابان شريعتي ، بالاتر از پل سيدخندان ، روبروي پارك كوروش ، نبش كوچه اتوبانك شماره 1007 واحد 8 تلفن:22874620-22840865-WWW.POUNA.IR
خشم مي كشد :
چرا خشمگين مي شويم ؟
چرا برخي از افراد زودتر عصباني مي شوند ؟
چرا ما نسبت به برخي از ويژگي هاي غير اخلاقي بيشتر از
ديگران عكس العمل نشان مي دهيم ؟
چرا ترك كردن برخي از عادتهاي رفتاري ما را عصباني و
پرخاشگر مي كند ؟
چه زماني بايد ابراز خشم كرد ؟
معجزه ارتباط و ان .ال. پي
چه بكنيم كه گوشها بشنوند و چشمها ببينند ؟
چگونه نفوذ كلام داشته باشيم ؟
چگونه اشخاص از يكديگر خوششان مي آيد ؟
چگونه افراد به جاي پاسخ منفي پاسخ مثبت مي دهند ؟
چگونه مي توانيم ديگران را متقاعد
سازيم تا نقطه نظرهاي ما را بپذيرند ؟
چگونه با خشم و خصومت ديگران برخورد كنيم
مشاوره خانواده ، ازدواج ، طلاق ، خودشناسي ، روانشناسي عمقي و روان تحليلگري ، ارتباط موثر و كنترل خشم
خدمات فوق قسمتي از مجموعه خدمات قابل ارائه در كلينيك مددكاري اجتماعي پونا مي باشد هم به صورت گروهي و هم به صورت فردي
Ø مقدمه :
اميل دوركيم (Emile Durkheim) جامعه شناس معروف فرانسوي در سال 1858 در شهر اپينال (Epinal) ديده به جهان گشود .
پس از اتمام تحصيلات با تاسيس رشته جامعه شناسي در دانشگاه بردو (Bordraux) براي اولين بار در دانشگاههاي فرانسه به تدريس جامعه شناسي پرداخت .
دوركيم در سال 1896 مجله سالنامه جامعه شناسي (Annee Sociologique) را بنيان گذاري كرد و در سال 1902 به استادي دانشگاه سوربن رسيد و سرانجام در نوامبر سال 1917 در پاريس ديده از جان فرو بست .
دوركيم در طول حيات خود در راه استقرار علمي جامعه شناختي تلاشهاي فراواني به عمل آورد و چهار اثر معروف از خود به يادگار گذاشت كه عبارتند از :
1- تقسيم كار اجتماعي
De le Division du Travail social (1893)
2- قواعد روش جامعه شناسي
Les Regles de la methode sociologi gue (1894)
3- خود كشي
Lea suicide (1897)
4- صور اوليه ديني
Les Formes elementantaires de La religieuse(1912)
Ø تئوري خود كشي دوركيم
در ميان آثار دوركيم كتاب خودكشي كه نزديك به يك قرن از اولين چاپ آن مي گذرد به دليل كاربرد روش هاي تجربي جامعه شناختي (Sociolgical) از اهميت ويژه اي برخوردار است ، اين كتاب بدون ترديد اولين اثر جامع در زمينه تحقيق علمي درباره خودكشي است كه با بينش عميق دوركيم همراه با پژوهش تجربي به رشته تحرير در آمده است .
دوركيم در كتاب خود پس از تعريف خودكشي به نقد و بررسي تئوريهاي مختلف دانشمندان مي پردازد و تئوريهايي كه خودكشي را معلول عوامل غير اجتماعي مي دانند مردود اعلام مي كند و پس از آن انواع خودكشي را تعيين كرده بر اساس آن به ارائه تئوري خود مي پردازد .
اهميت كتاب و تئوري خودكشي به حدي است كه درهيچ كتاب يا مقاله اي درباره خودكشي نيست كه به تئوري خودكشي دوركيم اشاره نشده باشد ، زيرا دوركيم صاحب يك تئوري بالنسبه جامع درباره خودكشي است و در حقيقت پايه گذار تجزيه و تحليل جامعه شناسي خودكشي مي باشد .
Ø تعريف خودكشي
تعريفي كه دوركيم از خود كشي در كتاب خود ارائه كرده است يكي از بهترين تعاريف از خودكشي است كه اكثر دانشمندان آن را مبنا و ملاك تعاريف خود قرار داده اند از نظر دوركيم خودكشي عبارتست از « مرگي كه به طور مستقيم يا غير مستقيم از عمل مثبت يا منفي قرباني كردن خويش ناشي مي شود ، به گونه اي كه قرباني خود مي داند آن عمل اين نتيجه را به بار خواهد آورد »
منظور دوركيم در اين تعريف از مرگ مستقيم عملي است كه مستقيما به مرگ شخص منجر مي شود مانند حلقه آويز كردن و مرگ غير مستقيم عملي است كه به طور غير مستقيم مرگ شخص را به دنبال خود مي آورد مانند ترك نكردن خانه اي كه در ميان شعله هاي آتش در حال سوختن است و منظور از اعمال مثبت و منفي اعمالي هستند كه از طريق اقدام عملي شخص مانند شليك گلوله به خود و يا عمل منفي شخص مانند اعتصاب غذا كه مرگ شخص را به دنبال خود مي آورد .
ريمون آرون (raymond Aron) (1983 - 1905 ) جامعه شناس معاصر
فرانسوي معتقد است اين تعريف دوركيم نه تنها موارد معمول خودكشي بلكه
موارد مشابه ديگري را هم در بر مي گيرد مانند كردار افسر فرماندهي كه
كشتي اش را غرق مي كند تا تسليم نشود يا سامورائي هاي ژاپني كه خودشان را
مي كشتند زيرا شرف خويش را لكه دار مي ديدند يا مورد برخي از زنان در
هندوستان كه بنا به رسم خويش مجبور بودند همراه شوهران خود به
گور بروند ، به عبارت ديگر تمام موارد مرگ اختياري بانكداري ورشكسته ، جنايتكاران دستگير شده و مانند اينها همه بايد جزو خودكشي شمرده شوند .
Ø اساس تئوري دور كيم
تئوري خودكشي دوركيم بر اين استدلال جامعه شناسي استوار است كه اشخاص در زندگي اجتماعي خويش از طريق عوامل متعدد اجتماعي با يكديگر داراي همبستگي هائي (Cohesions) هستند . اين همبستگي هاي اجتماعي در شرايط عادي اجتماعي از درجه متناسب اجتماعي برخوردارند كه در صورت ايجاد تغيير در درجه اين همبستگي اجتماعي اشخاص ، موجبات خودكشي فراهم آورده مي شود .
دوركيم معتقد است اگر درجه همبستگي اجتماعي اشخصي با گروه اجتماعي يا جامعه اش به شدت تضعيف گردد به نحوي كه فرد احساس همبستگي با اشخاص ديگر نكند دست به خودكشي خواهد زد برعكس اين نيز صادق است يعني هر گاه درجه همبستگي اجتماعي شخص با گروه و جامعه اش به حد افراط فزوني گيرد به نحوي كه فرد بقاي گروه خويش را بر خود ترجيح دهد ، دست به خودكشي خواهد زد .
از تئوري دوركيم به طور كلي چنين بر مي آيد كه وي خودكشي را تابعي از درجه همبستگي اجتماعي شخص با گروه اجتماعي يا جامعه اش مي دانست .
Ø خودكشي به عنوان يك پديده اجتماعي
از ديدگاه دوركيم خودكشي يك پديده و واقعيت اجتماعي است كه بايد به وسيله عليت شناسي پديده هاي اجتماعي مورد مطالعه و تبيين (Explanation) قرار گيرد زيرا انگيزه خودكشي از شرايط اجتماعي زاده مي شود و اين ساخت اجتماعي (Social Structure) است كه رفتار خاصي را به فرد تحميل مي كند و او را بر آن مي دارد تا با عمد و نقشه به زندگي خويش پايان دهد . بنابراين منشاء خودكشي فرد نيست بلكه فرآيندهاي اجتماعي است كه از ساخت اجتماعي ناشي مي شود .
« دور كيم ثبات نسبي ميزان خودكشي در جامعه رامويد اين نكته مي داند كه خودكشي پديده اجتماعي است زيرا مطمئنا اشخاصي كه در آهنگ خودكشي يك سال به حساب مي آيند همانهايي نخواهند بود كه آهنگ خودكشي سال ديگر را تركيب خواهند كرد ، از اين رو بايد عوامل اجتماعي خاصي باشد كه بر تمام اين اشخاص تاثير مي گذارد و منجر به خودكشي عده اي مي شود »
تئوري جامعه شناختي دوركيم روشنگر اين نكته است كه خودكشي اشخاص در جامعه هاي مختلف ارتباط منطقي با عوامل غير اجتماعي مانند جنس ، سن ، دين ، تاهل ، عوامل جغرافيايي و طبيعي ، عوامل جسماني و زيستي و موروثي و روان شناختي ندارد ، او در كتاب خود با طرح نظريات مختلف به نقد و بررسي و رد نظريه هاي غير جامعه شناختي مي پردازد .
دوركيم در رد نظريه هاي روان شناختي معتقد است كه بين خودكشي و ويژگيهاي روحي و رواني افراد رابطه اي قطعي وجود ندارد در رد نظريه بعضي از روان شناسان و روان پزشكان كه معتقدند بيشتر كسانيكه دست به خودكشي مي زنند به هنگام ارتكاب اين عمل در حال بيمار گونه اند و به دليل حال احساسي يا رواني خويش مستعد خودكشي هستند ، مي گويد عليرغم اين كه آمادگي خودكشي در ميان افراد داراي بيماريهاي رواني زياد است ولي نيروي تعيين كننده خودكشي نيروي روان شناختي نيست بلكه نيروي اجتماعي است .
دوركيم نظريه گابريل تارد Gabriel Tard) ) (1904-1843) را كه
تمامي پديده هاي اجتماعي از جمله خودكشي را ناشي از تقليد مي دانست به كمك
آمار رد مي كند و معتقد است اگر خودكشي نتيجه تقليد مي بود و به آساني
قابل تحقيق مي شد و حتي ممكن است كه مسير جريان خودكشي ها را روي نقشه
نشان داد و حال آن كه تحليل جغرافيائي خودكشي ها بر اساس محل انتشار آنها
به هيچ وجه مويد اين تئوري نيست ، زيرا در كنار مناطقي كه ميزان خودكشي در
آنها بسيار بالاست مناطق ديگري وجود دارد كه درصد خودكشي در آنها بسيار
پائين است ، توزيع جغرافيايي ميزان خودكشي ها توزيعي نامنظم است و با
فرضيه تقليد و سرايت تطبيق نمي كند .
Ø انواع خودكشي
دوركيم با توجه به درجه همبستگي فرد خودكشي كننده با جامعه و گروه اجتماعي اش خودكشي را در سه نوع طبقه بندي كرده است :
1- خودكشي خودخواهانه (Egoistic suicide)
2- خودكشي دگرخواهانه (Altruistic suicide)
3- خودكشي (Anomic suicide) آنوميك
Ø خودكشي خودخواهانه
از نظر دوركيم خودكشي خودخواهانه زماني بوقوع مي پيوندد كه همبستگي اجتماعي شخص با گروه و جامعه به شدت دچار ضعف و سستي گردد به نحوي كه شخص خود را تنها و در انزوا احساس كند .
تضعيف همبستگي اجتماعي شخص باعث سستي پيوندهاي اجتماعي و از ميان رفتن همكاري (Coopereation) و همدلي (Empathy) و گرايش افراد به انزوا و خودكشي مي شود . تدابير محدود و شخصي فرد در زماني كه همبستگي اجتماعي اش با سيستم اجتماعي (Social System) ضعيف است باعث مي گرددا فرد نتواند در مقابل عوامل خودكشي پايداري كند .
دوركيم فرد گرائي (Indivifualism) افراطي را يكي از عوامل اصلي خودكشي خودخواهانه مي داند و معتقد است بايد از طريق دلبسته تر و وابسته تر كردن فرد به گروه اجتماعي و در نتيجه تقويت همبستگي آن مانعي در جهت خودكشي فرد به وجود آورد .
Ø خودكشي دگرخواهانه
دوركيم معتقد است زماني كه همبستگي اجتماعي شخص با جامعه و گروه اجتماعي به حد افراط فزوني گيرد به نحوي كه شخص بقاي گروه و جامعه را بر بقاي خود ترجيح بدهد دست به خودكشي به خاطر ديگران خواهد زد .
در اين نوع خودكشي شخص حاضر به فدا كردن خود به خاطر ديگران مي شود تا مورد قبول گروه و جامعه واقع شود مانند شخصي كه به خاطر پيروزي گروه خود دست به كاري مي زند كه مي داند اين عمل مرگ وي را به همراه خواهد داشت .
در موقع بحران (Crisis) و جنگ كه ميزان همبستگي اجتماعي و اتحاد و صميميت ميان افراد جامعه بيشتر مي شود اين نوع خودكشي بيشتر به چشم مي خورد زيرا در اين مراتع فرديت به شدت تضعيف مي شود و يكانگي اجتماعي (Social Integration) بيشتر به چشم مي خورد .
از ميان گروه هاي اجتماعي كه خودكشي دگرخواهانه در آن ها به چشم مي خورد بيشترين ميزان در گروه هاي آرمانگر مانند نظاميان مي باشد .
موريس هالبوآكس (Maurice Halb wachs) (1945-1877) معتقد است دوركيم در تعريف خود از خودكشي دگرخواهانه ، خودكشي و فداكاري را از يكديگر تفكيك نكرده است به نظر وي جامعه خودكشي را نمي پذيرد ولي فداكاري را سازمان مي دهد بنابراين اين دو عمل عليرغم اين كه از ضرورت هاي اجتماعي ناشي مي شود ولي متفاوت از يكديگرند .
Ø خودكشي آنوميك
به عقيده دوركيم خودكشي آنوميك زماني بوقوع مي پيوندد كه جامعه دچار آنومي (Anomie) گردد . دوركيم اين اصطلاح را در توصيف وضعيت اجتماعي بكار برده كه در آن جامعه دچار بي هنجاري يا تعارض هنجاري شده است ، در چنين وضعيتي شيرازه تنظيم هاي رفتارهاي اجتماعي از هم گسيخته مي شود نفوذ نظارت كننده جامعه بر گرايش هاي فردي از بين مي رود و اشخاص به حال خودشان واگذار مي شوند و دچار بلاتكليفي مي شوند .
آنومي اجتماعي ممكن است ناشي از تغييرات اجتماعي (Social changeas) يا بحرانهاي شديد اجتماعي - اقتصادي باشند كه موجبات خودكشي شخص را فراهم مي آورند .
از نظر دوركيم خودكشي آنوميك ناشي از فقدان نظم اجتماعي (Social order) در وضعيت آنومي اجتماعي است زيرا وقتي نظم اجتماعي به حد كافي در جامعه نباشد و هنجارها و مقررات دچار تزلزل شوند افراد در وضعيتي قرار خواهند گرفت كه هنجارهاي اجتماعي چندان مورد توجه قرار نمي گيرند و در نتيجه افراد دچار افراد دچار سرگرمي مي شوند و از خود رفتارهاي ناهنجار از جمله خودكشي بروز مي دهند .
دوركيم معتقد است كه فزوني ميزان خودكشي در مواقع بحرانهاي اجتماعي و اقتصادي تنها معلول اقتصادي و مالي نيست بلكه ناشي از عدم ثباتي است كه اين بحرانها در زندگي اجتماعي شخص و درجه همبستگي اجتماعي او به وجود مي آورند .
اين خودكشي رايج ترين نوع خودكشي در جامعه هاي مدرن معاصر است ، در اين نوع جامعه ها صورت هاي سنتي انتظام و يكپارچگي اجتماعي مانند آگاهي دسته جمعي ناشي از انسجام مكانيكي (Mechanical solidarity) دچار انحطاط شد و بحرانهاي اجتماعي - اقتصادي و تغييرات سريع اجتماعي بيشتر به چشم مي خورد .
دروكيم براي جلوگيري از بروز اين نوع خودكشي معتقد است كه قدرت اجتماعي وجدان جمعي (Collectire conscience) را بايد تقويت كرد زيرا وقتي جامعه داراي وجدان جمعي مسلط بر افراد باشد افراد را تحت كنترل خود نگه مي دارد و مانع از آن مي شود كه افراد از روي اراده در صدد نابود كردن خود باشند .
منابع :
ريمون آرون ، مراحل اساسي انديشه در جامعه شناسي
منوچهر سمسني ، انحرافات اجتماعي : انگيزه و علل خودكشي
................ ................ ................. ..
خودتان
بهتر از هر کسی خودتان را
میشناسید:
اگر
گام به گام پیش بروید، به هر چه
بخواهید میرسید:
نکته مهم آن است که اگر میخواهید دیوار بین خود و رویاهای زندگیتان را بردارید، بهترین کار آن است که آجر به آجر پیش بروید تا به هدفتان برسید.
اگر روش
شما جوابگو نیست، آن را عوض کنید:
شکست وجود
ندارد:
تفاوت بارزی که میان افراد موفق و ناموفق وجود دارد، این است که افراد موفق در حال زندگی میکنند اما افراد ناموفق در گذشته سیر میکنند. اگر دائم به گذشته بچسبید، تمام زیباییها و فرصتهایی را که زندگی در حال حاضر به شما ارزانی کرده از دست میدهید. اگر هم در حال زندگی کنید بسرعت میتوانید فرصتهای رسیدن به اهدافتان را صید کنید. مهم نیست در گذشته چقدر تلاش کردهاید. هر لحظه از هر روز زندگی فرصت تازهای است تا به خوشبختی و موفقیت نزدیکتر شوید. اگر بار دیگر ترسهای قدیمی و باورهای محدودکننده مانع شادی و موفقیت شما شدند، آنها را در ذهنتان متوقف و در درونتان افکار مثبت و خوشبینانه را جایگزین افکار منفی کنید. قدرت باورهای مثبت آنقدر زیاد است که میتوانید به کمک آنها از تمام لحظات زندگی پلی برای موفقیت بسازید.
|
هنگامي كه نه مي گوييد ممكن است با مقاومت فرزندتان مواجه شويد و يا با گريه و زاري او راهكار خوب اين است مه غير مستقيم نه بگوييد براي اينكار بدون استفاده از كلمات منفي محدوديتي قائل شويد پنج راه وجود دارد . 1- انتخاب ديگري را مطرح كنيد :به جاي اينكه بگوييد از تلويزيون تماشا كردن خبري نيست بايد مشق هايت را بنويسي مي توانيد بگوييد تكاليفت را همين الان تمام مي كني يا تا پانزده دقيقه ديگر ؟ دندان هايت را قبل از شنيدن قصه مسواك مي كني يا بعد از آن ؟ 2- بله را جايگزين نه كنيد : مي توانم فوتبال بازي كنم ؟ بله بعد از ناهار ،بله هر وقت اتاقت را مرتب كردي ، مي تواني به خانه دوستت بروي 3-اطلاعات بدهيد : به جاي اينكه بگوييد نه نمي تواني از خانه خارج شوي بگوييد تا ده دقيقه ديگر از خانه خارج خواهيم شد يا به جاي اينكه بگوييد ممكن است صدمه ببينيد بگوييد چطور است فوتبال دستي بازي كني ؟ 4-احساسات او را بپذيريد : مي دانم واقعا دلت مي خواهد در آن شب نشيني شركت كني سخت است كه آدم وسط مهماني
گفتن جمله اي نظير نقاشي ات واقعا قشنگ است اما چرا مداد رنگي هايت را روي مبل ولو كرده اي مي تواند نمونه اي از پيام هايي باشد كه باعث افزايش خود باوري كودك مي شوند. به اين ترتيب كودك هنوز خوب است هر چند كه گاه مرتكب اشتباه شود .طبيعتا مواردي پيش مي آيد كه اين نكته را فراموش مي كنيد و كودكتان را مورد حمله قرار مي دهيد اما تعهدبه جدا دانستن شخصيت كودك از رفتارهايش |
|
به او كمك خواهد كرد كه احساس عزت نفس را در خود پرورش دهد. برخي از والدين زماني كه گذشته اي پر از سرزنش و حمله را نسبت به فرزندشان به خاطر مي آورند ،دلسرد مي شوند چرا هميشه او را نادان خطاب مي كنم؟ انگار كه هر بار اين حرف از دهانم در مي رود حقيقت اين است كه دوران رشد كودك دوره اي طولاني است شما فرصت داريدتا الگوي هاي قديمي را تغيير دهيد و اشتباهاتتان را تصحيح كنيد كودكان طبع بسيار بخشنده اي دارند و به تلاش هاي شما پاسخ خواهند داد به ياد داشته باشيد كه هيچ وقت خيلي دير نيست . كلينيك مددكاري اجتماعي پونا با بهره گيري از متخصصاني چون : 1- خانم گلشاد سيف مددكار اجتماعي ورواندرمانگر مكتب يونگ -88578050 2- خانم آزاده ملك زاده كارشناس ارشد روانشناسي تربيتي و كودك -88367166 |
روانشاسي نوجوان :
دوران نوجواني هم از نظر نوجوانان و هم از نظر والدين ، از قديم دوراني دشوارتر از سالهاي كودكي قلمداد شده است دروان نوجواني در جوامع ساده تر كوتاه و در جوامع پيشرفته صنعتي طولاني تر است .
رواشناسان نوجوان به مسائلي همچون ،
تغييرات جسمي
اجتماعي شدن
رشد جنسي
هويت
مشكلات سازگاري و .....مي پردازند .
روانشناسان رشد مايلند بدانندكه چگونه و چرا وجود انسان رشد مي كند و از حالت اوليه جنيني خودبه صورت بزرگسال تغيير شكل مي دهد بدين ترتيب شايد تعريف رشد عبارت باشد از تغييرات در ساخت بدني ، عصبي ، رفتار و نشانه هاي ويژه شخصي كه همه به ترتيب بروز مي كنند و درصد معقولي با ثباتند .
از مسائل اساسي رشدكودك مي توان به :
طبيعت فعال كودك
رشد ناپيوسته
ثبات در طول زمان
ثبات در موقعيت هاي مختلف اشاره كرد .
طبيعت كودك منفعل نيست و اين موجود زنده از بعد از زمان لقاح حالت انسان دارد .
تواناييها و رفتار كودك از لحاظ كيفي در مرحله متفاوت است و وقتي كودك وارد مرحله جديدي مي شود تغييرات ناگهاني در او بوجود مي آيد .
رفتار كودك به تدريج كه بزرگتر مي شود با ثبات تر مي شود .
روانشناسان كودك به دوران پيش از تولد ، عوامل ژنتيكي ، محيط پيش از تولد ، رشد جسماني و شناختي در دوران شيرخوارگي ، رشد اجتماعي و عاطفي و رشد شخصي و ........مي پردازند .
روانشناسي تربيتي شاخه اي از علم روانشناسي است .هدف آن كمك به پرورشكاران در برخورد درست با مسائل پرورشي است .از آنجا كه پرورش حوزه وسيعي از فعاليت هاي آدمها را در بر مي گيرد در رشته روانشناسي تربيتي در بدو تاسيس در پاسخ به نيازهاي گوناگون پرورشكاران ، تقريبا همه موضوعات رواشناسي را در بر مي گرفت .روانشناسي يك نظام علمي بسيار گسترده است با موضوعات و شاخه هاي تخصصي گوناگون مانند رشد و تحول آدمي ، تفاوتهاي فردي ، فيزيولوژي رواني ، روانشناسي زبان ، احساس و ادارك ، انگيزش و نگرش ، شخصيت ، تفكر وزبان ، روان درماني و غيره .رواشناسي علم مطالعه رفتار و فرايندهاي ذهني آن است .روانشناسي تربيتي به غير از موضوعات مذكور در زمينه يادگيري و آموزش وتربيت نيز فعاليت دارد.

دخترونه، پسرونه
روانشناسی جنسیت
هر انسانی قوانین مربوط به تعامل اجتماعی را در مقاطع مختلف از روند زندگی و در شرایط گوناگون فرا میگیرد. این قوانین را اولین بار ما به عنوان کودک در تعاملات خود با اولیاء و مربیان فرا میگیریم و بعد در دوران نوجوانی آن را در تعامل خود با دوستان و همسالان، توسعه میدهیم. سن فراگیری تعاملات اجتماعی از 5 تا 15 سالگی است، همان سنینی که عملاً هر کدام از جنسها، عمدهی وقت خود را با همجنس خود میگذراند. واعضای هر گروه آگاهانه رفتار خاص جنسی خود را فرا میگیرد.
دنیای دخترها
دختران در گروههای کوچک و خصوصی بازی میکنند و اعضای گروه بازی هم سن هستند. بازیها جنبه همکاری و تعاون دارد. فعالیتهای مربوط به بازی به هیچ وجه جنبه رقابتی ندارد و کسی به خاطر داشتن قدرت از دیگران متمایز نمیشود . در دوستیهای آنها صمیمیت، برابری و وفاداری به یکدیگر بسیار مهم است. در ساخت روابط اجتماعی دختران همه باید نسبت به یکدیگر سازگاری داشته باشند، ولی اگر این سازش و تساهل صورت نگرفت باید منتظر تضاد و کشمکش بود. برای حل مشکل و رفع تضاد دختران، سعی نمیکنند تا مسأله را حل کنند و اکثر اوقات این دوستیها به هم میخورد و جدایی پیش میآید.
رسول خدا(ص) می فرماید: دختران خود را ناخوش ندارید زیرا آنها مونس های گرانبهایی هستند(1).
1) خلق رابطه صمیمانه و برابر با یکدیگر
دوستی در بین دختران بیشتر بر اساس کلام صورت میگیرد. روابط دوستی با رعایت نوبت صحبت، اجازه صحبت دادن به دیگران، و قبول محتوای گفتاری دیگران شکل میگیرد. به کارگیری کلماتی که در آن ضمایر و افعال همکاری نهفته است مانند «بچهها بیابند» «ما باید»، «دخترها» نشانگر توان آنها در سازمان دادن کار گروهی است . وفاداری یکی از ویژگیهای عمده دوستی بین دختران 12 تا 14ساله است.
«اکثر اوقات دختران وقت خود را به حرف زدن اختصاص میدهند و صحبتها، انعکاسگر افکار درونی آنهاست.
2) انتقاد و تفسیر رفتارها و گفتارها

روابط دختران با یکدیگر بر اساس روابط رییس و مرئوس نیست. خواستها و اعتراضات خود را از طرف جمع مطرح میکنند و به آنها جنبه شخصی و فردی نمیدهند. معمولاً کنار گذاشتن کسی به بهانه عدم هماهنگی او با هنجارهای گروه قلمداد میشود. معیار سنجش صمیمیت دختران منوط به درمیان گذاشتن اسرار پنهانی است. برای موفقیت اجتماعی، دانستن صحیح این روابط بسیار ضروری است، اگر نگوییم که راز بقا در اجتماع وابسته به این اصول است.
دنیای پسرها
بازی پسرها در گروههای بزرگتر و بر اساس هرم سلسله مراتبی انجام میگیرد. هر پسری این فرصت را دارد تا شانس خود را آزمایش کند و از این هرم صعود کند و یا در بعضی مواقع سقوط کرده و شکست را بپذیرد. در دنیای پسران گفتار دارای سه نقش اساسی است (ساکس و جفرسون، 1974) .
1)استفاده از گفتار برای بیان موضع غالب در گروه :
در اردوگاه پسران دیده شده که آنها با به کارگیری نحوه خاصی از گفتار قادر به نشان دادن تسلط خود در گروه هستند.
قابل توجه است که بدانیم قدرت پسرها در جمع در نحوهی به کارگیری صحیح، و به جای گفتاراست.
به عبارت دیگر موفقیت اجتماعی پسران نه تنها بستگی به دانستن صرف جملات و واژگان است، بلکه وابسته به نحوهی استفاده صحیح از آنهاست. .
2) جلب و حفظ گروه با استفاده از واژگان صحیح در گفتار :
دومین جنبهی جامعهشناسی زبان در تعامل دوستانه در بین پسران، استفاده از واژگان برای حفظ و نگهداری و جلب همگروهان است. قصه سرایی، لطیفه گویی و دیگر عملیاتگفتاری جنبههایی عادی در تعامل اجتماعی پسران است. گوینده لطیفه باید یاد بگیرد که در خلال صحبت خود حال و هوای شنوندگان را نیز ارزیابی کند تا بر اساس آن لطیفه را به انجام رساند.
3) تأکید بر موجودیت خود هنگامی که دیگران میدان دار گروه هستند :
پسرها در تعاملات خود با دیگر پسران یاد میگیرند که چگونه به عنوان شنوندگان داستان و یا لطیفه عمل کنند. به نظر میرسد که عکسالعمل پسرها به داستانهای دیگران توأم با چالش و اظهارات گوناگون است. این عکسالعمل برای تأکید خود در جمع حضار و بر جسته کردن موقعیت خویش در جمع است.
امام صادق (ع) می فرماید: پسران نعمتند و دختران حسنه و خداوند از نعمت ها باز خواست می کند و برای حسنات پاداش می دهد(2).
پی نوشت ها:
1- کنزالاعمال، ح45374
2- وسائل الشیعه، ج21
منبع: ندای مشاور
|
آزمون خودشناسي |
|
|
|
چقدر هراس و اضطراب داريد- روي چهارخانه جلوي هر عبارتي را كه در مورد شما درست است علامت بزنيد ـ هميشه يك نوع حالت دل نگراني و تشويش دارم. ـ بدون آن كه دليلي براي آن ببينم هميشه يك نوع احساس ترس در وجودم هست. ـ سريع از كوره درمي روم و دست و پايم را گم مي كنم. ـ احساس مي كنم كه دارم خرد مي شوم. ـ هيچ چيز در زندگيم درست نيست و هر لحظه ممكن است بلايي بر سرم بيايد. ـ خيلي وقتها در دست و پايم احساس لرزش مي كنم. ـ هميشه سردرد، گردن درد و كمردرد دارم. ـ احساس مي كنم كه ضعيف هستم و به سرعت خسته مي شوم. ـ هميشه احساس ناآرامي دارم و نمي توانم يك گوشه آرام و قرار بگيرم. ـ خيلي وقت ها در قلبم احساس پرش مي كنم. ـ هميشه يك نوع احساس سرگيجه دارم. ـ تا به حال چند بار پيش آمده كه حالت غش به من دست داده است و همواره احساس مي كنم اين كار دوباره تكرار مي شود. ـ خيلي وقتها تنگي نفس مي گيرم. ـ نوك انگشتانم گزگز مي كند و يك نوع احساس خواب رفتگي در آن ها مي كنم. ـ بيشتر اوقات يبوست دارم؛ اسهال مي گيرم و معده درد دارم. ـ بيش از حد معمول بايد به دفعات براي ادرار به توالت بروم. ـ كف دستانم هميشه عرق كرده است. ـ خيلي وقتها احساس مي كنم كه صورتم گرم و سرخ شده است. ـ به سختي به خواب مي روم و درخواب هم خستگي ام درنمي رود. ـ به سختي مي توانم خودم را كنترل و آرام كنم. به هر علامت 5 امتياز بدهيد و آن ها را با هم جمع كنيد نمره بين 5 تا 20 نشان دهنده هراس و اضطراب خفيف است. اگر جمع نمراتتان بين 20 تا 40 قرار دارد، دچار هراس و اضطراب متوسط شده ايد. اگر نمراتتان از 40 به بالا است دچار هراس و اضطراب شديد شده ايد. در مورد هراس متوسط و شديد مراجعه به متخصص براي درمان هراس و اضطراب بسيار ضروري است. هراس و اضطراب اختلافاتي هستند كه در طول زندگي آموخته مي شوند. اضطراب و هراس چيزهاي قابل علاجي هستند و هرچه زودتر براي علاج آن ها اقدام شود نتيجه بهتري مي دهند. به نقل از سايت عياران |
هر روز صبح يك دقيقه وقت براي خودتان كنار بگذاريد ، بنشينيد و فكر كنيد.
يك دقيقه وقت بگذاريد و كار كوچكي براي ارج نهادن به خود انجام دهيد.
يك دقيقه وقت بگذاريد و بر آن شويد كه امروز را از افسوس هاي گذشته و دلواپسي هاي آينده پاك كنيد
يك دقيقه وقت بگذاريد و فكر كنيد يك مورد نگران كننده تا چه اندازه ارزش غصه خوردن و تنش عصبي دارد.
يك دقيقه وقت بگذاريد و نگذاريد كه چيزهاي كوچك شادماني شما ر ا بر هم بزند.
يك دقيقه وقت بگذاريد و اثرات حرف هاي غير منصفانه را از بين ببريد.
يك دقيقه وقت بگذاريد تا از افكار منفي خلاص شويد.
يك دقيقه وقت بگذاريد و تجربه اي لذت بخش را به خاطر بياوريد.
يك دقيقه وقت بگذاريد تا به تمدد اعصاب بپردازيد.
يك دقيقه وقت بگذاريد و تصميم بگيريد كه از هيچ كس انتظار تشكر نداشته باشيد
يك دقيقه وقت بگذاريد و بر آن شويد كه اجازه ندهيد كسي در شما احساس حقارت به وجود بياورد
با سلام :
احتراما به استحضار مي رساند ، كلينيك مددكاري اجتماعي پونا تحت نظارت سازمان بهزيستي كشور با بهره گيري از متخصصان مجرب و كار آزموده خدماتي به شرح ذيل را جهت آموزش مديران و كاركنان آن سازمان محترم و ادارات تابعه و مراكز مربوطه ارائه خواهد داد ، اميد آن كه در سايه اين فعاليتها گامي در جهت توسعه پايدار كشور برداشته باشيم .
ü معرفي دو دوره آموزشي با هدف افزايش بهره وري كار در محيط سازماني و همزمان افزايش كيفيت زندگي شخصي كارمندان
a) دوره آموزشي مسائل زندگي بانوان و ارتباط آن با محيط كار
در اين دوره ، مسائل خاص زندگي زنان در دو بخش مورد بررسي و تحليل قرار مي گيرد، اول بخش 20تا 35سالگي شامل مسائل
عاطفي ، رابطه با جنس مخالف ، انتخاب همسر و مسائل سالهاي اول زندگي زناشويي و تداخل اين مسائل با محيط كار .
بخش دوم 30تا50سالگي شامل مسائل دوره ميانسالي ، مسائل خانوادگي همسر و فرزندان ، اقتصاد خانواده ، ارضائ از زندگي
خانوادگي و ارضائ از حاصل محيط كار ، همچنين مسائل عاطفي و روحي ناشي از دوران يائسگي و سالهاي بعد از آن
نحوه اجراي اين دوره به شكل 10جلسه 2.5ساعته در كلاسهاي 30 الي40 نفره در نظر گرفته شده كه شامل يك ساعت آموزش مستقيم و 1.5
ساعت كار گروهي بر موضوعات مطرح شده خواهد بود
نوروز در مهمترین کارکرد خود از روزمرگی مردم جلوگیری کرده و زمینه ابتلا به اختلال افسردگی را کاهش می دهد .
نوروز در اصل انرژی های منفی انباشته شده را فنگ شویی کرده و انرژی های مثبت و تازه را جایگزین می کند . خرید پوشاک نو َ و دیگر مایحتاج شب عید نیز همین کارکرد را دارد پس توصیه می شود از خرید عید دوری نکرده و حتی ناچیز و ارزان اما حتما به خرید لوازم نو روی آورید .به امید
داشتن نوروزی خوب
| اهميت توجه به مشکلات نوجواني |
|
با توجه به ويژگيهاي خاص نوجواني ، اين دوران با مشکلات خاص خود نيز مواجه است. برخي از اين مشکلات شيوع بيشتري داشته و گاه نيازمند مداخله کمتري هستند، اما برخي ديگر در حد يک ناسازگاري ، يک بيماري و يا اختلال رواني اجتماعي قابل توجه بوده و نيازمند اقدامات مداخلهگرانه هستند. فراهم نبودن شرائط تربيتي مناسب ، عدم آشنائي اوليا و مربيان با نيازها و ويژگيهاي نوجوان و کودکي مشکلدار علل اساسي بوجود آمدن مشکلات دوران نوجواني هستند.
با توجه به اينکه اين دوره نيز اهميت شايان توجهي در زندگي آينده و بزرگسالي فرد دارد و بسياري از انتخابها و تصميمها در اين دوران انجام ميشوند، پيشگيري از بروز مشکلات و درمان آنها به توجه و تاکيد فراواني نياز دارد. شناخت اين مشکلات شايد بعد از شناخت ويژگيها و نيازهاي مرحله نوجواني اولين گام موثر در کمک به نوجوان براي داشتن يک مرحله رشدي سالم ميباشد. مهمترین مشکلات نوجوانی افت تحصیلی شاید بیش از همه مراحل دیگر در این مرحله افت تحصیلی مشاهده گردد. مسئولین مدارس راهنمایی تحصیلی و والدینی که فرزندانی در مقاطع راهنمایی دارند که با آغاز بلوغ و نوجوانی و تغییرات آن همراه است، معمولا چنین افتی را گزارش میکنند. هرچند شدت و ضعف افت تحصیلی در دانش آموزان مختلف متفاوت است، اما به هر حال و با توجه به فراوانی آن در این دوران نیاز به توجه ویژه دارد.
خودارضایی شیوع بیشتری به ویژه در بین پسران داد که با کاربرد روشهای مناسب پیشگیرانه و رعایت آنها و استفاده از راهبردهای لازم (بعد از ابتلا به انحراف) قابل حل خواهد بود.
به دنبال غلیان هیجانات و عواطف در این دوران از یک طرف و تحولات جنسی از سوی دیگر گرایش به برقراری روابط دوستی با جنس مخالف شیوع فراوانی مییابد. ارائه شناخت و آگاهیهای لازم به نوجوان در خصوص کنترل عواطف و هیجانات خود و جهتدهی سالم مفید خواهد بود.
با اینکه در بروز انحرافات اجتماعی عوامل مختلفی دخالت دارند، اما شرائط ویژه دوران نوجوانی مثل تمایل به توجه طلبی و استقلال شخصی ، تمایل به عضویت در گروهها و ... باعث میشود که دوره مستعدی برای راه اندازی این انحرافات باشد. این انحرافات به صورت فرار از خانه ، انواع بزهکاری مثل دزدی ، اعتیاد و ... دییده میشود که اکثر این انحرافات در گروه اتفاق میافتد.
در نوجوانی مساله بیماری روانی در آسیب شناسی نوجوانی حائز اهمیت زیادی است. مهمترین اختلالات روانی رایج عبارتند از: 1. واکنشهای سازگاری 2. روان رنجوری ، شامل انواع اختلالات خلقی ، مثل افسردگی ، اضطراب 3. اختلالات روان _ فیزیولوژیک ، مثل بیاشتهایی روانی 4. اختلالات شخصیت ، مثل اختلال شخصیت هیستریک 5. اختلالات سایکوتیک که اسکیزوفرنی عمومیترین آنهاست. از میان اختلالات روانی انواع افسردگی و اضطراب فراوانی بیشتری دارد. در صورتی که اطرافیان شناخت کافی از نوجوان داشته باشند و به موقع علائم او را تشخیص دهند، با انواع روان درمانی قابل درمان خواهند بود.
دوران باید مورد توجه قرار گیرد.
عوامل مختلفی چون عوامل ارثی ، طرح و ساختمان بدنی ، نوع تغذیه و سلامت جهانی ، مسائل فرهنگی از عواملی هستند که در بروز بلوغ زودرس و دیررس دخیل هستند. بلوغ چه به صورت زودرس اتفاق بیافتد و چه با تاخیر همراه باشد، نگرانیها و مشکلاتی را برای نوجوان به همراه خواهد داشت. هرچند عواقب آن هم برای دختر و هم برای پسر وجود دارد، اما بلوغ زودرس اغلب برای دختران و بلوغ دیررس برای پسران مشکل آفرینتر است (تاثیر بلوغ در رفتار نوجوانان).
آنچه بیش از همه حائز اهمیت است، توجه والدین و مربیان به شناخت ویژگیها و نیازهای مرحله نوجوانی است. این آشنائی و آگاهی از شیوههای برخورد با ویژگیهای این دوره ، در گام از بروز مشکلات خاص این دوره جلوگیری خواهد کرد، یا حداقل شدت آن را تخفیف خواهد داد. در بروز مشکلات و مسائل آنچه مورد بررسی و درمان قرار میگیرد، تنها نوجوان و مسائل او نخواهد بود. هرچند اساس درمان را رفتارها و شرائط نوجوان تشکیل میدهد، اما شیوههای درمانی عمدتا به صورت گستردهتری معطوف به اطرافیان نوجوان ، خانواده و دوستان و در سطح وسیعتر و به صورت برنامهریزیهای کلان جامعه خواهد بود. آشناسازی خانواده و دیگر دوستان و آشنایان در طرح ریزی برنامهای برای برخورد با نوجوان برای حل مسائل خفیفتری چون ناسازگاریهای سطحی در بافت خانواده ، پرخاشگری ، استقلال طلبی شدید ، نوجوئی شدید ، با توجه به شیوههای مناسب تربیتی کافی خواهد بود. در حالی که در مورد مشکلات خاصتری چون اختلالات روانی این دوران مثل بیاشتهایی روانی که با تمایل شدید به کاهش وزن همراه است، از شیوههای اختصاصیتری چون روان درمانی و ... استفاده میشود. در رابطه با مسائل اجتماعی چون بزهکاری ، نهادهای اجتماعی دیگری چون کانونهای اصلاح و تربیت ، مدرسه و ... درگیر هستند |
|
بنفس خود را افزايش دهيم |
|
عـزت نــفس و اعــتماد بنفس بنيادي ترين بخش شخصيت يـك فرد مي بـاشـد كه در تمام جوانب زندگي فرد خود را به نـحـوي متـظـاهــر مي سازد. اعتماد بنفس سالم و بالا يك ضرورت حـيـاتي و مـطـلق بـــراي هر فردي ميباشد. اعتماد بنفس را ميتوان چنين تعريف كرد:
* باور و اعتقادي كه فرد نسبت به خود دارا ميباشد.
* شناخت ارزش و اهميت خويش - داشتن اعتماد و رضايت از خويش.
* توانايي برخورد و كنارآمدن با چالشهاي اساسي زندگي.
* تـوانـايـــي ارزيابي درست و دقيق خويش - پذيرش خويش و ارزش نهادن به خود بدون هيچگونه قيد و شرطي.
* توانايي شناخت و پذيرش نقاط ضعف و قـوت و محدوديتهاي خويش.
افرادي كه از اعتماد بنفس پاييني برخوردار ميباشند داراي خصوصيات زير هستند:
* مرتبا خودشان را مورد انتقاد و سرزنش قرار ميدهند.
* هنگام صحبت كردن در چشمان فرد مقابل خود نگاه نميكنند. با سر پايين و قدمهاي آهسته قدم بر ميدارند.
* در پذيرش تعريف و تمجيدها و تعارفاتي كه به آنان ميشود مشكل دارند (تصور ميكنند سزاوار آنها نبوده و يا ديگران در صدد تمسخر آنها ميباشند).
* معمولا احساس ميكنند قرباني رفتار ديگران هستند.
* احساس تنهايي ميكنند حتي زماني كه در يك جمع قرار دارند.
* در درون خود احساس خلاء و پوچي ميكنند.
* احساس ميكنند با ديگران تفاوت دارند.
* احساس افسردگي، گناه و شرمساري دارند.
* نسبت به تواناييهاي خود براي رسيدن به موفقيت ترديد دارند. عدم خودباوري.
* از موقعيتهاي نو و جديد مي هراسند.
* از شكست وموفقيت مي هراسند.
* مرتبا سعي در راضي نگاه داشتن ديگران دارند.
* دچار هراس اجتماعي ميباشند.
* قادر به مديريت زمان خود نمي باشند.
* عادت به پشت گوش انداختن كارها دارند.
* در مقابل انتقاد، اظهار نظر و سرزنشهاي ديگران (خواه واقعي، خواه واهي) بسيار آسيب پذير
مي باشند.
* از ابراز عقايد و احساسات خود خودداري ميكنند زيرا از چگونگي واكنش ديگران هراس دارند.
* خود را درگير مواد مخدر و يا روابط مخرب ميكنند.
* از تعيين يك هدف مشخص و پيروي از آن عاجز ميباشند.
* قادر به بيان خواسته ها و نيازهاي خويش نميباشند.
* معمولا عصباني و پرخاش گر ميباشند.
* ارزيابي غير واقعي از خود دارند.
* تحمل عيب و كاستي را نداشته و كمالگرا ميباشند.
* احساس خوب آنها وابسته به عوامل خارجي اعم از وقايع روزانه و يا نوع رفتار ديگران با آنها دارد.
* وابستگي هيجاني دارند: براي دستيابي به يك احساس خوشايند به دنياي خارج خود وابسته ميباشند. مانند:
وابستگي به مواد: مانند غذا، داروها، الكل مواد مخدر به منظور پر كردن خلاء دروني خود و تسكين دردهايشان.
وابستگي به رفتارها: مانند خرج كردن پول، قمار بازي و تماشاي تلويزيون. به منظور پر كردن خلاء دروني و تسكين دردهايشان.
وابستگي به مال: براي تعيين ميزان ارزش و شايستگي خود به پول و مال وابسته هستند.
وابستگي عاطفي : براي داشتن حس ارزشمندي، شايستگي و امنيت به توجه، پذيرش و تائيد فرد ديگري (معشوق خود) وابسته ميباشند.
اعتماد بنفس واقعي
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اعتماد بنفس حقيقي يك حس دروني مي باشد بدون وابستگي به جهان خارج، رويدادها، موفقيتها، شكستها و افراد ديگر. اما عزت نفس و اعتماد بنفس واقعي بسيار نادر و ناياب ميباشد زيرا اغلب اعتماد بنفسها كاذب و نقابي براي پنهان سازي اعتماد بنفس پايين ميباشد. اعتماد بنفسهاي غير واقعي را ميتوان در موارد زير يافت:
*اعتماد بنفسهاي كاذب: اينگونه اعتماد بنفسها وابسته و زود گذر ميباشند.مانند اعتماد بنفسهايي كه به جهت ثروت،شهرت،محبوبيت،به تن داشتن لباسهاي فاخر،قدرت و زيبايي ظاهر در افراد نمود مي يابند كه همگي كاذب بوده و ارتباطي به ماهيت واقعي فرد ندارند.
* گستاخي: معمولا مردم افراد پر رو و گستاخ را با افراد با اعتماد بنفس بالا اشتباه ميگيرند.اما پررويي نيز يك نوع نقاب براي استتار بي كفايتي و اعتماد بنفس پايين ميباشد.
* متظاهرها: اينگونه افراد خود را با اعتماد بنفس، شاد، موفق و شكست ناپذير نشان ميدهند. اما از درون احساس پوچي و خلاء كرده و از شكست بسيار هراسانند.
همچنين اعتماد بنفس به مفهوم برتري داشتن، تكبر وخود بيني نميباشد زيرا اين خصوصيات رفتاري از اعتماد بنفس پايين نشات ميگيرند. اعتماد بنفس شما نبايد يك پديده مقايسه اي و رقابتي باشد زيرا در اين هنگام شما خود را در معرض احتياج و وابستگي به پذيرش ديگران قرار خواهيد داد كه با اعتماد بنفس واقعي و ناب منافات دارد. افراد با اعتماد بنفس بالا نيازي به پذيرش، موافقت، تائيد، تشويق و دلگرمي ديگران ندارند. همچنين اعتماد بنفس بالا اينگونه نيست كه شما را از هر گونه ترديد، ياس ونگراني مصون بدارد بلكه تنها تحمل و غلبه بر آنها را براي شما آسانتر ميسازد.
خصوصيات افراد با اعتماد به نفس بالا
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* برخوردار از مركز كنترل دروني: غم و شادي آنان وابسته به عوامل خارجي نيست.
* از لحاظ جسماني، احساسي، ذهني و معنوي از خود مراقبت ميكنند.
* ميانه روي را در افكار، احساسات و رفتارهاي خويش حفظ ميكنند.
* قادر به پذيرش و پند گيري از اشتباهات خود ميباشند. قادر به بيان جمله "من اشتباه كردم" ميباشند.
* توانايي بخشش اشتباهات خود و ديگران را دارند.
* مسئوليت اداره زندگي خود را بعهده ميگيرند.
* تفاوتهاي فردي ميان افراد را ارج مينهند.
* به نقطه نظرات ديگران گوش ميدهند.
* همواره مسئوليت ادراكات، احساسات و واكنشهاي خود را بعهده گرفته و هيچگاه آنها را فرافكني نميكنند.
* از نقاط ضعف و قوت خود آگاهي دارند.
* همواره در حال پيشرفت و ترقي بوده و از ريسكهاي مثبت در زندگي بيم ندارند.
* داراي اعتماد بنفس و خود باوري بوده و به خود ارج ميدهند.
* اعتماد بنفس آنان بدور از خودبيني و غرور ميباشد.
* از آنكه مورد انتقاد قرار گيرند نمي هراسند.
* هنگامي كه از آنان پرسشي ميگردد حالت تدافعي بخود نميگيرند.
* در برابر موانع و مشكلات به آساني تسليم نميگردند.
* نيازي به تحقير و تمسخر ديگران ندارند.
* از آنكه در كاري شكست بخورند ويا در حضور ديگران نادان بنظر برسند ابايي ندارند.
* هيچگاه خود را مورد انتقاد و سرزنش مخرب و شديد قرار نميدهد.
* توانايي خنديدن به خود و زياد جدي نگرفتن خود را دارند.
* به خويشتن و توانايي خودشان ايمان و اعتماد دارند.
* به تصميم گيري هايشان اعتماد دارند.
* باور دارند كه فردي با ارزش، با قابليت، دوست داشتني، پذيرفتني و مهم ميباشند.
* نيازي به كمالگرايي ندارند.
* هيچگاه خودشان را با ديگران مقايسه نميكنند.
* از آنكه ديگران چگونه نسبت به آنان مي انديشند واهمه و نگراني ندارند.
* نيازي به اثبات و توجيه افكار و عقايد خود به ديگران ندارند.
چگونه اعتماد بنفس خود را افزايش دهيد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* آگاه باشيد كه ارزش شما به عنوان يك انسان بستگي به داشتن وزن ايده آل، زيركترين و باهوشتر بودن، مشهوربودن، محبوب تر بودن، سريع تر بودن، بالاترين نمره و يا رتبه را داشتن، شوخ طبع تر بودن، خوش لباس تر بودن، بهترين خانه و ماشين را داشتن و بهترين دوستها را داشتن نبوده و تنها به خودتان بستگي دارد.
* توانايي ها، استعدادها و موفقيتهاي خود را جشن بگيريد.
* خود را به خاطر اشتباهاتي كه مرتكب گشته ايد عفو كنيد.
* برروي نقاط ضعف خود تمركز نكنيد. هر انساني نقاط ضعف خاص خود را دارد.
* با حقوق فردي خود آشنا شده و از آنها پيروي كنيد.
* از تحقير و سرزنش خود دوري كرده و مثبت انديشي را فرا گيريد.
* خود را بر اساس يك سري استانداردهاي منطقي و دور از دسترس مورد قضاوت قرار ندهيد.
* ياد بگيريد كه شما يك انسان منحصر بفرد بوده و تنها خود شما مسئول تصميم گيريهاي زندگيتان مي باشيد.
* بياموزيد كه با پشتكار و سماجت قادر خواهيد بود به موفقيت دست يابيد.
* بياموزيد كه شما نيازي به تلاش بي وقفه براي كامل گشتن نداريد.
* خودتان تعيين كننده مفهوم موفقيت باشيد.
|
|
هر روز صبح يك دقيقه وقت براي خودتان كنار بگذاريد ، بنشينيد و فكر كنيد.
يك دقيقه وقت بگذاريد و كار كوچكي براي ارج نهادن به خود انجام دهيد.
يك دقيقه وقت بگذاريد و بر آن شويد كه امروز را از افسوس هاي گذشته و دلواپسي هاي آينده پاك كنيد
يك دقيقه وقت بگذاريد و فكر كنيد يك مورد نگران كننده تا چه اندازه ارزش غصه خوردن و تنش عصبي دارد.
يك دقيقه وقت بگذاريد و نگذاريد كه چيزهاي كوچك شادماني شما ر ا بر هم بزند.
يك دقيقه وقت بگذاريد و اثرات حرف هاي غير منصفانه را از بين ببريد.
يك دقيقه وقت بگذاريد تا از افكار منفي خلاص شويد.
يك دقيقه وقت بگذاريد و تجربه اي لذت بخش را به خاطر بياوريد.
يك دقيقه وقت بگذاريد تا به تمدد اعصاب بپردازيد.
يك دقيقه وقت بگذاريد و تصميم بگيريد كه از هيچ كس انتظار تشكر نداشته باشيد
يك دقيقه وقت بگذاريد و بر آن شويد كه اجازه ندهيد كسي در شما احساس حقارت به وجود بياورد
و بلأخره آخرين دقيقه روز خود را به اين اختصاص دهيد كه تصميم بگيريد به هيچ وجه در مورد آنچه ديگران ممكن است درباره شما بگويند يا فكر كنند نگران نباشيد.
خودشناسى:شخصيت شناسى با اشكال هندسى
شايد شما هم جزو افرادى هستيد كه در دوران تحصيل درس هندسه برايتان هيچ جذابيتى نداشته و احتمالاً از شنيدن نام آن بيزاريد ولى چند لحظه اين موضوع را فراموش كنيد. بعد ساده ترين اشكال هندسى را به خاطر بياوريد؛ مربع، مستطيل، مثلث، دايره و منحنى. سپس خيلى سريع و بدون اينكه زياد به مغزتان فشار بياوريد شكلى را انتخاب كنيد كه بيشتر از همه مى پسنديد. در حقيقت يك تست روانشناسى پيش روى شما قرار دارد كه با توجه به انتخابتان بسرعت نشان مى دهد شما در زندگى چه جور آدمى هستيد و در چه مشاغلى احتمال موفقيتتان بيشتر است
![]()
مربع
افرادى كه شكل مربع را انتخاب مى كنند كسانى هستند كه در يك محيط پايدار بيشترين احساس آرامش را دارند و مسير كارهايشان كاملاً واضح است. چنين اشخاصى محافظه كارند و دوست دارند همه چيز مرتب و منظم باشد.وظيفه شناس هستند و اگر كارى را به آنها محول كنيد آنقدر روى آن وقت مى گذارند تا تمام شود، حتى اگر كارى تكرارى و طاقت فرسا باشد و مجبور شدند به تنهايى آن را انجام دهند
مستطیل![]()
![]()
اصولگرايى مشخصه بارز اين افراد است. آنها نيز نظم و ترتيب را دوست دارند ولى آن را بيشتر از طريق سازماندهى هاى دقيق اجرا مى كنند.اين امر سبب مى شود كه راه هاى مناسبى را انتخاب و همه قواعد و مقررات را بررسى كنند. اگر وظيفه اى را به اين اشخاص محول كنيد ابتدا آن را به خوبى سازماندهى مى كنند تا اطمينان يابند كه بطور اصولى اجرا خواهد شد![]()
چگونه شما در معرض خطر هستید ؟
صداهای اطراف شاید که خیلی بیشتر از انچه شما فکر می کنید استرس زا باشند .
آلودگی صوتی چیست ؟
آلودگی صوتی را می توان به عنوان سر و صدای مخل که موجب مختل شدن َهواس پرتی یا کاهش در فعالیتهای معمول می شود معرفی کرد . و در عین حال مردم عمدتا تصور می کنندآلودگی صوتی را به عنوان یکی از مشکلات شهرهای بزرگ (باوجود تعداد بیشتری از مردم در فضاهای کوچکتر ) .آلودگی صوتی همچنین می تواند پیدا شود در همسایگان و حومه (مثل دستگاه دمنده هوا َ چمن زن و یا خانه سازی )و حتی در خانه و دفتر شخصی که در سطوح مختلف می تواند اثرات منفی بر روی سلامتی و سازندگی شما داشته باشد.
علل آلودگی صوتی :
در حالیکه منابع مختلف آلودگی صوتی وجود دارد َتعدادی عوامل اصلی وجود دارند که در تحقیقات یافت شده اند که اثرات منفی مهمی بر روی سلامتی خواهند داشت َ تعدادی از آنها شامل ذیل می شود :
۱- هواپیماها : مستنداتی وجود دارندکه نشان می دهند آلودگی صوتی ناشی از هواپیما اثرات منفی مهمی بر روی سلامتی و تندرستی کسانی که نزدیک فرودگاه زندگی می کنند می گذارد.و این می تواند شامل بیماریهای قلبی َفشار خون و استرس مزمن باشد .
موضوع: بهداشت روان
نويسنده : انجمن درمانگران ايران
در انجمن روانشناسي آمريکا حدود 54 کميته تخصصي در حوزه هاي مختلف روانشناسي وجود دارد.
برخي از رشته هاي فرعي روانشناسي به شرح زير تعريف مي گردد.
روانشناسي باليني: مطالعه رفتار هاي غيرعادي و نابهنجار به منظور تشخيص و درمان بيماري هاي رواني.
روانشناسي شناختي: مطالعه تفکر و توانائي هاي موجود زنده در زمينه پردازش خبر.
روانشناسي مصرف کننده (مشتري): مطالعه فرايند هاي انتخاب، خريد و استفاده از خدمات و محصولات و مطالعه رفتار خريدار.
روانشناسي فرهنگي: مطالعه شيوه هاي اثرگذاري فرهنگ، خرده فرهنگ و عضويت در گروه قومي، بر رفتار انسان.
روانشناسي مهندسي: مطالعه رابطه بين انسان و ماشين و اثرات متقابل آنها.
روانشناسي قانوني: مطالعه ابعاد رفتاري نظام قانوني جامعه و اثرات وضع ظاهر متهم بر قضاوت اعضاي هيئت منصفه و ويژگي ها و نگرش هاي اعضاي هيئت منصفه بر قضاوت آنها.
روانشناسي جنسيت: مطالعه تفاوت هاي موجود بين جنس مذکر و مؤنث، کسب هويت جنسي و نقش جنسيت در طول زندگي.
روانشناسي صنعتي- سازماني: مطالعه و بررسي علمي رفتار انسان ها در محيط کار و اثرات متقابل آنها.
روانشناسي کار: روانشناسان اروپايي به جاي روانشناسي صنعتي سازماني ترجيحاً روانشناسي کار را به کار مي برند.
روانشناسي شخصيت: مطالعه صفات و پويايي هاي شخصيتي، تهيه و تدوين نظريه هاي شخصيت به منظور ارزيابي و طبقه بندي ويژگي هاي شخصيتي.
روانشناسي مديريت: مطالعه و بررسي عوامل مؤثر بر رهبري و ميريت اثربخش و روابط بين مديران و کارکنان.
روانشناسي ورزش: مطالعه ابعاد رفتاري، عاطفي و شناختي موقعيت هاي ورزشي و استفاده از اصول روانشناسي به منظور بهينه سازي عملکرد و سلامت قهرمانان ورزشي و ورزشکاران.
روانشناسي بهره وري: مطالعه عوامل انساني مؤثر بر دستيابي به بهره وري بهينه شغلي و سازماني.
روانشناسي فضايي: مطالعه رفتار انسان ها در پرواز و محيط هاي بسته هواپيما و سفينه و مشکلات رفتاري ناشي از زندگي در فضا.
روانشناسي نظامي: کاربرد اصول روانشناسي در اوضاعو احوال محيط هاي ويژه ي نظامي.
روانشناسي سياسي: مطالعه ابعاد روانشناختي رفتار سياسي و شيوه هاي بهره گيري رهبران، سياستمداران و مسئولان از تدابير و راهبردهاي روانشناختي.
روانشناسي کارکنان: مطالعه راهکار هاي مناسب انتخاب کارکنان، مديريت کارکنان در جهت همکاري با يکديگر و تشکيل گروه هاي منسجم اثربخش. (به مرور اصطلاح مديريت منابع انساني بيش از روانشناسي کارکنان استفاده مي شود.)
روانشناسي تبليغات: مطالعه فنون و اثربخشي تبليغات در رفتار مصرف کننده و عوامل برانگيزاننده خريداران به خريد کردن.
روانشناسي حرفه اي (شغلي): مطالعه استعداد افراد در پذيرش کار و مشاغل مختلف.
روانسنجي: مطالعه و بررسي چگونگي سنجش و اندازه گيري ويژگي هاي رواني.
پاره اي از رشته هاي فرعي ديگر که تعريف آنها از حوصله اين بحث خارج مي باشد، عبارتند از:
روانشناسي حيواني، روانشناسي ژنتيکي، روانشناسي توده ها، روانشناسي آزمايشي، روانشناسي قوم شناسي، روانشناسي زنان، روانشناسي کودک، روانشناسي بلوغ، روانشناسي رشد، روانشناسي تربيتي (آموزشي و پرورشي)، روانشناسي زيستي، روانشناسي اجتماع نگر، روانشناسي تطبيقي، روانشناسي محيط نگر، روانشناسي سلامت، روانشناسي يادگيري، روانشناسي پزشکي، روانشناسي مدرسه، روانشناسي احساس و ادراک، روانشناسي اجتماعي، روانشناسي سرمايه گذاري، روانشناسي هوافضا، روانشناسي عمومي
صداهای اطراف شاید که خیلی بیشتر از انچه شما فکر می کنید استرس زا باشند .
آلودگی صوتی چیست ؟
آلودگی صوتی را می توان به عنوان سر و صدای مخل که موجب مختل شدن َهواس پرتی یا کاهش در فعالیتهای معمول می شود معرفی کرد . و در عین حال مردم عمدتا تصور می کنندآلودگی صوتی را به عنوان یکی از مشکلات شهرهای بزرگ (باوجود تعداد بیشتری از مردم در فضاهای کوچکتر ) .آلودگی صوتی همچنین می تواند پیدا شود در همسایگان و حومه (مثل دستگاه دمنده هوا َ چمن زن و یا خانه سازی )و حتی در خانه و دفتر شخصی که در سطوح مختلف می تواند اثرات منفی بر روی سلامتی و سازندگی شما داشته باشد.![]()
علل آلودگی صوتی :
در حالیکه منابع مختلف آلودگی صوتی وجود دارد َتعدادی عوامل اصلی وجود دارند که در تحقیقات یافت شده اند که اثرات منفی مهمی بر روی سلامتی خواهند داشت َ تعدادی از آنها شامل ذیل می شود :
۱- هواپیماها : مستنداتی وجود دارندکه نشان می دهند آلودگی صوتی ناشی از هواپیما اثرات منفی مهمی بر روی سلامتی و تندرستی کسانی که نزدیک فرودگاه زندگی می کنند می گذارد.و این می تواند شامل بیماریهای قلبی َفشار خون و استرس مزمن باشد .
در همايش روانشناسي صنعتي – سازماني، ضرورت سازمانهاي امروز و فردا بيان شد
پله اي براي پيشرفت سازماني
گزارش از الهام علي پور
وقتي به نيروي انساني به عنوان مهمترين سرمايه سازمان نگريسته مي شود، ضرورت مطالعه رفتار كاركنان در محيط كار بيشتر احساس مي شود. يكي از علومي كه به مديران ومشاوران مديريت در اين زمينه كمك مي كند، «روانشناسي صنعتي – سازماني» است. اين شيوه روانشناسي به مطالعه علمي رابطه ميان انسان و دنياي كاري او ميپردازد و ازطريق مطالعه رفتارهاي افراد در محيط هاي كاري، سعي در توصيف، توضيح، پيش بيني و درنتيجه تسخير رفتار شغلي آنها دارد. به نظر مي رسد پرداختن به اين موضوع، نياز مهمي است كه رفع آن، پله اي براي پيشرفتهاي بعدي سازمان خواهدبود.
به همين منظور سمينار «روانشناسي صنعتي – سازماني، ضرورت سازمانهاي امروز و فردا» با تلاش شركت بهينمشاوران آتيه ساز مديريت، به منظور انتقال قابليتها و توانمنديهاي علمي وعملي روانشناسي صنعتي – سازماني به مديران و مسئولان سازمانهاي اجرايي برگزار شد.
در ادامه چكيده برخي از سخنراني هاي مطرح در اين سمينار را مي خوانيم:
سازمانهاي امروز و فردا و مديريت منابع انساني
دكتر ياريگر روش، مشاور در مديريت منابع انساني، به عنوان نخستين سخنران، به تشريح مديريت منابع انساني پرداخت. وي گفت: مديريت منابع انساني (H.R.M) اصطلاحي است كه ازطريق رسالت (MISSION)، چشم انداز (VISION)، سياستها (POLICIES)، دستورالعمل ها (PROCEDURES) و اقدامات (PRACTICES) سازماني، به مديريت كاركنان مربوط مي شود.
بخشهاي اصلي حوزه مديريت منابع انساني عبارتنداز: طراحي شغل وكار، جذب و كارمنديابي، برنامه ريزي نيروي انساني و آموزش وتوسعه.
دكتر ياريگر روش، نقشهاي جديد مديريت منابع انساني را چنين برشمرد: نقش شريك سازمان، نقش مشاور سازمان، نقش مدافع كاركنان و نقش پژوهش در امر مديريت تغيير.
تاريخچه روانشناسي صنعتي – سازماني
خانم اصلاح كار، مشاور در روانشناسي صنعتي – سازماني، درباره تاريخچه اين علم چنين گفت: اولين كسي كه به روانشناسي قبل از علمي شدن آن پرداخت، بقراط و در سال 300 پيش از ميلاد بود. در سال 1796، پنيل فرانسوي، توك انگليسي و راش آمريكايي، اولين بيمارستان رواني را داير كردند و ويلهلم وونت در سال 1879 روانشناسي را به عنوان يك علم معرفي كرد. در سال 1919 روانشناسي باليني تاسيس شد كه 21 سال بعد يعني در سال 1940 پس از مطالعات بسيار توسط هاثورن، روانشناس صنعت – تجارت به رسميت شناخته شد و تفكيك گرديد. اما در سال 1962، كلمه تجارت حذف و در سال 1973، «كلمه سازماني» جاي آن را گرفت كه سرانجام در سال 1982، روانشناسي صنعتي – سازماني به رسميت شناخته شد
ارتباطات
ارتباطات و اهميت آن موضوع سخنراني دكتر اميرشاهي، مشاور در روانشناسي صنعتي – سازماني بود كه در ادامه اين همايش مطرح شد. وي مراحل برقراري ارتباط در انسان را به ترتيب زير برشمرد: ارتباطات دوران جنيني، ارتباطات دوران بعداز تولد و ارتباطات سازماني.
دكتر اميرشاهي چرخه ارتباطات ميان نويسنده و مخاطب (گيرنده) را طبق نمودار زير نشان داد.(نمودار 1)
مزيت هاي برقراري ارتباطات صحيح در سازمان
- تقويت حس همبستگي
- ارتقاي سطح دانش وآگاهي
- افزايش ميزان اعتماد متقابل
- ارتباط گفتاري، شنوايي، حركات صورت و...
- ارتباط، شناخت به دنبال خواهد داشت.
- شناخت مي تواند نفوذ به دنبال داشته باشد.
- وقتي انسان به طوراثربخشي ارتباط برقرار مي كند، شناسايي به وجود مي آيد.
- اين شناسايي به نوبه خود به نفوذ منجر مي شود.
- يك مدير نيازمند داشتن نفوذ است كه منجر به پيروي كاركنانش مي شود.
روانشناسي صنعتي – سازماني
خانم روحاني، رئيس هيأت مديره شركت بهين مشاوران و مشاور در مديريت كيفيت، به محور اصلي همايش يعني «روانشناسي صنعتي – سازماني» پرداختند. ازنظر ايشان روانشناسي صنعتي – سازماني عبارت است از مطالعه علمي رابطه ميان انسان و دنياي كار و سازگاري مردم در جريان امرار معاش خود با خصوصيات و ويژگيهاي محل كار. اين علم افرادي كه در محل كار با يكديگر سروكار دارند، و كارها و مشاغلي كه انجام مي دهند را موردمطالعه قرار مي دهد. خانم روحاني افزود، اهداف روانشناسي صنعتي – سازماني، توصيف، توضيح، پيش بيني و در آخر، تغيير رفتار شغلي است.
وي افزود؛ براي رسيدن به اين اهداف با سه عامل عمده زير مواجه هستيم:
انسان، عوامل درون سازمان و عوامل بيرون سازمان.
سخنران حيطه كاري روانشناسان صنعتي – سازماني در يك سازمان را به قرار زير برشمرد:
تحليل مشاغل، گزينش بهترين كاركنان، آموزش روانشناختي افراد، آموزش كارآموزي و ارتقا، ارزشيابي عملكرد، بررسي انگيزش، سطوح نياز و رضايت شغلي، استرس كارگري، غلبه بر تعارض ها، مقاومت و پذيرش تغيير، ارتباطات موثر، فرايندهاي كارگروهي، رهبري، نفوذ، قدرت وسياست، ساختار سازماني و فرهنگ و توسعه سازماني.
خانم روحاني رابطه روانشناسان صنعتي – سازماني مديريت را برطبق نمودار زير نشان داد:
چرا روانشناسي صنعتي – سازماني، ضرورت سازمانهاي امروز و فردا است؟ اين پرسشي كه خانم روحاني مطرح و به آن پاسخ دادند. به اعتقاد ايشان، چهار جريان عمده در جامعه كنوني، سازمانها را نيازمند روانشناسي صنعتي – سازماني مي كند:
- جريان اول: ماهيت درحال تغيير كار است يعني مشاغل و سازمانها به سرعت تغيير مي يابند و به آرامي تكامل مي پذيرند. بسياري از مشاغل به طور روزافزون متناسب با پيشرفت تكنولوژي، پيچيده مي شوند. تقاضا و نياز آنها به كارگراني كه اطلاعات بيشتر و بيشتري را پردازش كنند و بيشتر تصميم گيري نمايند، افزون مي شود.
- جريان دوم: تاكيد بيشتر روي منابع انساني است. مشكل مربوط به منابع انساني لازم در آينده، ايجاد تجارب كاري مفيد و ارزش آفرين و تبديل كارگران از نيروي كار غيرماهر به ماهر، عوامل مهمي هستند كه موردنياز در سازمانها مي باشد و ميزان تاكيد سازمان بر نيروي انساني را نشان مي دهد.
- جريان سوم: افزايش تنوع در نيروي كار مي باشد. شركتهايي كه از تنوع نيروي كار استقبال مي كنند، نه تنها مي توانند كارگران داراي صلاحيت هاي بسيار بالا را جذب كنند، بلكه پذيرش تنوع به كل فرهنگ سازماني اين فرصت را ايجاد مي كند تا اختلافات فرهنگي كم شود و بيشترين همكاري ميان كارگران به وجود آيد.
- جريان چهارم: گسترش تجارت جهاني است. در سالهاي اخير تغييري سريع و مستمر به سوي اقتصاد جهاني به وجود آمده است. شركت هايي كه قبلا با بازارها و رقابت محلي سروكار داشتند، حالا بايد مسائل جهاني را درنظر بگيرند. يك مدير و رئيس موفق آينده بايد از مسائل جهاني آگاه باشد، فرهنگهاي ديگر را بشناسد، به آنها احترام بگذارد و بتواند با مردم و فرهنگ هاي مختلف كار كند.
مطالبی چند راجع به روانشناسی کار :
در این مورد همین مهم بس که گویند : هر کسی را بهر کاری ساخته اند > از نظر علم تیپ شناسی افراد برای کارهای خاصی بهتر و زودتر وبیشتر انطباق پیدا می کنند البته این معنی آن را نمی دهد که نمی شود همه کارها را یاد گرفت و لی اگر با توجه به علائق ظرفیتها و تواناییها باشد انرژي كمتري مي طليد و زود تر به نتيجه مي رسد مثلا در مورد مشاوره يا حرفه مددكاري اجتماعي علم كلاسيك و دانشگاهي آن يك طرف و تواناييهاي ذاتي فرد كمك دهنده يا مشاوره دهنده نيز يك طرف يا در مورد حرفه پزشكي يا معلمي نيز تواناييهاي ذاتي نقش مهمي را بازي مي كند يك پزشك خود بايد از نظر سلامتي الگوي بيماران باشد يا روانشناس مي بايست از نظر الگوهاي رفتاري و زندگي زبانزد شود تا تاثير بيشتري داشته باشد ![]()
سه چيز سوزاننده و كشنده است :
فقر پس از دولتمندي ، خواري پس از عزت و ازدست دادن دوستان .
امنيت اجتماعي همانا آرامش ذهن و روان است كه در اثر عوامل محيطي به وجود مي آيد ، ثبات اقتصادي ، دين ، عرف ، موانع سنتي ، الگوي هاي اجتماعي ، و موانع اجتماعي منطقي و برخوردهاي تعريف شده و .....مي باشد .
با اين سوال مطلب رو به پايان مي رسانم : آيا با دور كردن پليس يا نيروهاي امنيتي و انتظامي از مردم و كشيدن ديوار حائل ميان جوانان و نيروهاي حافظ امنيت آنان و به قولي در دو طرف جوي ايستادن آيا امنيت اجتماعي حفظ خواهد شد ؟ جوابهاي منطقي و خوب خود را در محل ايجاد نظر بگزاريد .![]()
با موسيقي به آرامش مي رسم
نويسنده: دكتر برايان لوك سيوارد
مترجم: مهدي قراچه داغي
از روزي كه انسان به آواز آهنگين يك پرنده گوش داد، نقش موسيقي و تأثير قابل ملاحظه ي آن به رسميت شناخته شد. براي لحظه اي چشمانتان را ببنديد و به ترانه ي مورد علاقه تان فكر كنيد. بگذاريد صداي موسيقي در ذهنتان طنين انداز شود. آگاهانه به آن توجه كنيد و احساس كنيد كه بدنتان چگونه نسبت به آن واكنش نشان ميدهد. بدون ترديد، تحريك شنوايي ناشي از موسيقي، ميتواند روي حالات جسماني و احساسي ما تأثير بگذارد. موسيقي، از توانايي انگيزه بخشي برخوردار است. قرنهاي متمادي از صداي موسيقي به شكل طبل و كوس و دهل براي پيش بردن جنگها و پيروز شدن در آنها استفاده شده است. اخيراً نيز در حوادث و مسابقات ورزشي، براي رسيدن به پيروزي، از موسيقي استفاده ميشود. اما موسيقي به همين اندازه ميتواند آرامبخش و مسكن نيز باشد. به ياد نواهاي آهنگيني بيفتيد كه از آنها براي خواباندن بچه ها استفاده ميشود.
از اين رو ميتوان گفت كه موسيقي، به روشهاي مختلف، بر شرايط انسان تأثير ميگذارد و ميتواند روي آرميدگي نيز مؤثر واقع شود. درست است كه قرنهاست كه از اين امر مطلعيم، اما در روزگار ما و به شكل علمي، خاصيت التيام بخشي موسيقي به اثبات رسيده است. در زمينه ي موسيقي درماني، دو مكتب فكري متفاوت وجود دارد. در مكتب فكري اول، صداي آواز يا صداي ادوات موسيقي ميتوانند تأثيرات التيام بخش داشته باشند. در اين مكتب فكري، موسيقي درماني كاربرد منظم و به قاعده ي موسيقي به وسيله ي موسيقي درمانگر، براي ايجاد تغييرات احساسي يا ايجاد التيام جسماني در بيمار است. در مكتب دوم به تأثيرات آرامش بخش موسيقي اشاره ميشود. بدين مفهوم، موسيقي درماني را ميتوان توانايي تجربه كردن حالتي تغيير يافته از انگيختگي جسماني و روحي، به كمك نواها، ضرب آهنگها و لحنهاي ناشي از ادوات موسيقي تعريف نمود. در اين مقاله، بيشتر به اين جنبه از موسيقي درماني اشاره كرده ايم.
امروزه، موسيقي درماني روشي پرطرفدار براي رسيدن به آرامش و آرميدگي است. در جريان يك بررسي كه در سال 1991 انجام شد، 75 درصد كساني كه مورد پرسش قرار گرفتند، گوش دادن به موسيقي را، اقدامي براي كاستن از استرس بيان كردند. در حالي كه موسيقي درماني، روشي مناسب براي افزايش آرامش و آرميدگي محسوب ميشود، از توانايي يك اقدام مقابله اي نيز برخوردار است. گوش دادن به برخي از انواع موسيقي، به قدرت پذيرندگي ذهن مي افزايد. از آن گذشته، اين گونه بيان ميشود كه موسيقي، بر خلاقيت اشخاص ميافزايد و تصورات ذهني را تقويت ميكند.
سابقه ي تاريخي
قدما معتقد بودند كه موسيقي، شيطان را فراري داده، سبب التيام ميگردد. يونانيان باستان، و از جمله ي آنها، افلاطون، ارسطو و فيثاغورث، به قدرت التيام بخش موسيقي معتقد بودند و اظهار ميداشتند كه اگر اشخاص، همه روزه به موسيقي گوش بدهند، به سلامتي خود كمك ميكنند. ارسطو معتقد بود كه نواي فلوت بر احساسات انسان تأثير ميگذارد. افلاطون نيز ميگفت كه موسيقي، موجب هماهنگي و رضايت روح شده، اخلاقيات مردم را افزايش ميدهد و بالاخره اعتقاد فيثاغورت اين بود كه موسيقي به انسان هماهنگي ميدهد. به باور او، از دست رفتن هماهنگي در انسان، موجب مرض ميشود.
پادشاهان قرون وسطي، براي رهايي از احساس تكدّر خاطر و افسردگي و تب، در قصرهاي خود موسيقي پخش ميكردند. بعد از آن، بسياري از موسيقيدانان كلاسيك و از جمله باخ، پاشل بل و موزارت، با كمك اشراف و سلاطين، به تصنيف آهنگهايي بدين منظور تشويق شدند. اما تنها طبقات بالاي جامعه نبودند كه از موسيقي استفاده و از آن لذت ميبردند. مدتها قبل از آن كه نوار ضبط و سي – دي و راديو و ويديو وجود خارجي داشته باشند، دسته هاي مختلف مردم دور هم جمع ميشدند تا به نواي موسيقي و آواز، گوش فرا دهند.
در بسياري از آيينهاي قبيله اي در سرتاسر دنيا، از موسيقي استفاده كرده اند. آفريقاييان، قرنهاست كه در برنامه هاي مختلف خود از موسيقي استفاده كرده اند.
در سال 1877، اختراع فنوگراف سبب شد تا مردم اقصي نقاط زمين، با موسيقي آشناتر شوند. موسيقي، در اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم براي اختلالات ذهني وسيلهاي درماني گرديد. اما تا قبل از سال 1926، موسيقي همچون ابزاري علمي، براي درمان بسياري از اختلالات باليني مورد تأييد قرار نگرفت. با آن كه ملل مختلف در گذشت سالهاي متمادي، از موسيقي براي رسيدن به آرامش استفاده كرده اند، اما تا سال 1946 طول كشيد كه در آمريكا آن را ابزاري التيام بخش به حساب آورده درباره ي آن بررسيهاي بيشتري كنند.
در اواخر دهه ي 1970 و اوايل دهه ي 1980 كه موضوع استرس براي مردم از اهميتي خاص برخوردار شد، موسيقي جديدي براي التيام استرس مورد استفاده قرار گرفت تا بر ميزان آرامش و آگاهي هاي اشخاص بيفزايد.
از صدا به سروصدا و موسيقي
صدا، نوعي از انرژي است كه به گوش ميرسد. صدا ميتواند خوشايند و يا ناخوشايند، دلنشين و يا آزارنده باشد. صداي ناخوشايند و آزارنده را به اصطلاح سروصدا ميناميم. امواج صوتي را با «هرتز»، اندازه ميگيريم. شدت صدايي كه گوش تحمل ميكند 20 تا 20000 هرتز است كه اين، البته، به كيفيت صدا بستگي دارد. بعضي از صداها را نيز از طريق پوست و استخوان جذب ميكنيم.
در حالي كه ارتعاشات به وسيله ي هرتز اندازه گيري ميشوند، صداها با معياري به نام «دسيبل» ارزيابي ميگردند. گفته ميشود كه يك دسيبل، ملايمترين صدايي است كه گوش انسان آن را ميشنود. جدول زير فهرستي از صداهاي محيطي را در مقياس دسيبل نشان ميدهد.
|
| |
|
جدول سطح صداي محيط |
|
|
محيط با صدا |
دسيبل |
|
يخچال |
45 |
|
مسكوني هاي مركز شهر |
80 |
|
جنگل |
35 |
|
باران ملايم |
50 |
|
مته ي كمپرسي |
100 |
|
چكه ي آب از شير |
40 |
|
جارو برقي |
80-75 |
|
موتور سيكلت |
100 |
|
مناطق روستايي |
40 |
|
دستگاه تهويه ي هوا |
80 |
|
موسيقي راك زنده |
90-130 |
|
موتور جت (به هنگام برخاستن هواپيما) |
120-140 |
اثرات رواني موسيقي
موسيقي، سواي تأثيرات فيزيولوژيايي، روي روحيه نيز اثر ميگذارد كه از جمله ميتوان به هراس و افسردگي اشاره كرد. معمولاً بيشتر اشخاص به تأثير موسيقي بر روي خود اشاره ميكنند.
دستگاه مغز و به خصوص هيپوتالاموس، جايگاه نرونهايي است كه وقتي از ناحيه ي حس شنوايي تحريك شدند، ميتوانند روحيه و احساسات شخص را تغيير بدهند. در حالي كه اشخاص، معمولاً در سطح ذهن هشيار به تأثير موسيقي روي روحيه پي ميبرند، محرك شنوايي ميتواند بر ذهن ناهشيار نيز نفوذ كرده به سهم خود، روي روحيه ي اشخاص تأثير گذارد. براي اندازه گيري تأثير موسيقي پس زمينه روي كساني كه در سوپرماركتها خريد ميكنند، مشخص گرديد كه خريداران، وقتي موسيقي ملايمي پخش ميشود، بيشتر در راهروهاي بين قفسه هاي اقلام فروشگاه وقت صرف ميكنند و در نتيجه ميزان فروش افزايش مييابد. در ضمن، ثابت شده كه پخش موسيقي ملايم در مطب پزشكان و دندانپزشكان تأثيرات آرام كننده ي فراوان دارد.
موسيقي ميتواند احساسات توأم با استرس را تخفيف بدهد. در زماني كه سينما هنوز صامت بود، در سالنهاي سينما براي بالا بردن احساسات تماشاچيان، در صحنه هاي عاشقانه، از نوازندگان پيانو استفاده ميكردند. به اين شكل كه وقتي تصوير يك صحنه ي عاشقانه روي پرده نمايش داده ميشد، يك نوازنده ي پيانو آهنگ خوشايندي را در لحظه مينواخت. بعد از آن و با صدادار شدن فيلمهاي سينمايي، از موسيقي به ميزان وسيعي در فيلمها استفاده شد.
در حالي كه امروزه، پخش موسيقي در فروشگاهها و آسانسورها بسيار رايج است، در اتاقهاي عمل نيز موسيقي پخش ميشود تا بر سرعت التيام بيفزايد. براي اندازه گيري تأثير موسيقي روي بيماران مشوش بيمارستانها، دكتر «هلن بوني»، موسيقي درمانگر، نوارهايي از موسيقي تهيه كرد تا در بخش مراقبتهاي ويژهي بيمارستان جفرسون در پورت تاون سند ايالت واشينگتن و بيمارستان ديگري در بالتيمور پخش شوند. معلوم شد كه پخش موسيقي، روي فشار خون، ضربان قلب، تنفس و تنشهاي عضلاتي تأثير آرامبخش دارد. پخش موسيقي، به افزايش خواب بيماران كمك ميكرد و از شدت اضطراب و افسردگي آنها ميكاست.
موسيقي، روي احساس و انديشه ي انسان تأثيراتي بر جاي ميگذارد كه از عهده ي زبان و كلام ساخته نيست. موسيقي ميتواند دفاعهاي قدرتمند احساس را درهم فرو ريخته و ابراز احساسات را ميسر سازد. به همين دليل، روانشناسان و روانپزشكان براي تخليه ي بسياري از هيجانات پنهان هم چون خشم، از موسيقي استفاده ميكنند.
ترديدي نيست كه موسيقي، روي احساسات در سطح هشيار و ناهشيار تأثير فراوان دارد. انواع مختلف موسيقي، ميتواند روي برافروختگي و نيز آرامش انسان تأثير گذارد. در جريان يك بررسي و به منظور ارزيابي رابطه ميان انواع موسيقي، انتخاب موسيقي و لذت و شادي و حالات آرميدگي، والري استراتون و آنتوني زالانوسكي (1984) به اين نتيجه رسيدند كه يك موسيقي خاص روي همه ي اشخاص توليد آرميدگي نميكند، بلكه ميزان علاقه ي اشخاص به موسيقي انتخاب شده، در ايجاد آرميدگي مؤثر است. در جريان يك بررسي ديگر، ويليام ديويس و ميشل توت (1989) بر آن شدند كه ببينند در نظر اشخاص مختلف كدام موسيقي آرامش بخش ارزيابي ميشود. در اين بررسي مشخص گرديد كه نواهاي مختلف، روي اشخاص مختلف، اثرات متفاوت بر جاي ميگذارد.



