تبليغاتX
کلینیک مددکاری اجتماعی پونا

کلینیک مددکاری اجتماعی پونا

معرفی فعالیتهای مددکاری اجتماعی و روانشناسی کلینیک مددکاری اجتماعی پونا

ا هداف مدد كارى اجتماعى :

مدد كاري اجتماعي حرفه ايست كه علاقه مند است در كنشهاي متقابل بين مردم و نهادهاي جامعه درگير شود. تعامل هاي كه به توانايي مردم در انجام دادن كارهاي مربوط به زندگيشان ، تحقق ارزشها و آرزوها يشان و كاهش فشارهاي روا ني اثر مي گذارد .اين كنش هاي متقابل بين مردم و مؤسسات اجتماعي در زمينه منافع اجتماعي بزرگتر صورت مي گيرد .

سه هدف عمده مدد كاري اجتماعي عبارتست از :

- افزايش توان حل مسائل سازگاري و افزايش توانايي هاي رشد افراد .

- تقويت اقدامات موثر و انساني نظامهايي كه خدمات و فرصت هاي لازم را برايشان تعيين مي كند .

- مرتبط ساختن مردم با نظام هايي كه منابع خدمات و فرصت هاي لازم را برايشان تعيين ميكند .

تعريف ورنر بوهم( werner boeh)‌از مدد كارى اجتماعى

مددكاري اجتماعي در صدد افزايش ايفاي كاركرد اجتماعي افراد بصورت انفرادي و گروهي از طريق فعاليت هايي است كه بر روابط اجتماعي آنان متمركز است و بين افراد و محيطشان تعاملي به وجود مي آورد . اين فعاليتها را ميتوان درسه كاركرد دسته بندى كرد .

1.ترميم استعداد صدمه ديده .

2. تدارك منابع اجتماعي و فردى .

3. جلو گيري از اختلال كاركرد اجتماعى .

بحران

بحران وضعيت آشفته و در هم ريخته اي است كه در آن مدد جويان در اهداف مهم زندگي خود با نا كامي مواجه مي شوند يا در چرخه زندگي روشهاي تطابقي آنان با عامل استرس زا دچار گسيختگي و فرو پاشي عميق مي گردد .

اصطلاح بحران به احساس ترس شوك و درماندگي ناشي ازآن ا طلاق مي گردد و نه به خود فرو پاشي .

خصوصيات بحران

موقتي هستند .

به درماندگي و غالبا اختلال كاركردي منجر مي شوند .

موجب از دست رفتن تواناى تطابقي مى گردند .

ممكن است پيامدهاى مطلوب يا نا مطلوب بلند مدت داشته باشند .

حمايت

حمايت موقعيتي است كه در آن فرد از نظر رواني احساس امنيت وآارامش مي كند. حمايت مراقبت از سلامت و ارضاي نياز محبت بوده و يك فرايند بهبودي است كه منجر به هماهنگي ابعاد مختلف فرد مي گردد . حمايت كمك ميكند تا تجربه ”شكست ” يا ” نااميدي ”يا فشار و تنش هاي متفاوت واز جهات مختلف را تحمل كنيم .

منابع حمايت

1.بر قراري ارتباط با مددكار و دريافت محبت و تائيد ازسوىاو .

2. مشاوره مستقيم به شكل اطمينان بخشي يا حمايت محيطي .

3. كنترل معقول و قاطعانه بحران .

اميد و نا اميدى

اميد را ابزارى مناسب جهت پيشگيري از بحرانها و روشى براىتطابق مي دانند .اميد از يك سو مي تواند شرايط استرس را قابل تحمل كند و از سوى ديگر داشتن اميد واهى مي تواند به فرار از مسئوليت هاى كنونى منجر گردد .مددكاران اجتماعى مي توانند با خلاقيت و آگاهي از جنبه هاى مثبت اميد بهره جويند . جنبه مثبت اميدوارى رهايي وآسوده شدن گذرا از درد و رنج است و همچنين انرژي ذخيره شده اى براى برطرف كردن منابع استرس فعلى و آينده است.

مراحل مختلف واكنش هاى روانى پس از وقوع بلايا

پس از وقوع بلايا واكنش رواني مردم در مراحل مختلف متفاوت است . آگاهي از اين واكنش ها كمك ميكند تا عكس العمل هاى رواني آسيب ديدگان و نحوه برخورد با آنان را دريابيد .گاه برخي از مراحل بارز نيستند و الزاماً به ترتيب رخ نمي دهند .

اقدامات متناسب با مراحل مختلف واكنش مردم را منسجم كرده و به آنها انگيزه مي دهدتابا حوادث دست و پنجه نرم كنند .هدف نهايي رسيدن هر چه سريعتر بازماندگان به مرحله تجديد سازمان است .

مراحل مختلف واكنش روانى

مرحله

علائم واكنش

اداره واكنش

مرحله اول: تماس يا ضربه (در چند دقيقه اول پس از سانحه بروز ميكند)

1. ترس و وحشت

2.برخي افراد بهت زده ميشوند .

3.افراد گيج ودرمانده هستند و قدرت انجام كارى راندارند.

در اغلب موارد قبل از رسيدن هر كمكى بطور خود بخود پايان مي پذيرد .

مرحله دوم :

قهرمان گرايى

(در ساعات يا روزهاى اوليه وقوع حادثه بروز ميكند)

1.افراد احساس ميكند بايد كاري انجام دهند و بطور داوطلبانه در امداد رساني كمك ميكنند .

2.همبستگى بين مردم ايجاد ميشود .

3.مردم با گذشت و ايثار زياد عمل ميكنند .

4.افراد گستاخانه عمل كرده و به موانع ادارى اجرايي كارى ندارند.

1.رفتار آسيب ديدگان را

بايد واكنشي طبيعي تلقي

كرد .

2.بايد وضعيت افراد رادرك

كرد .

3.هدايت هوشمندانه : بايد

فعاليت هاى مردم را بطور

مناسبى هدايت كرد.

4-به نقش خانواده افراد

آسيب ديده و يا دوستان

آنها اهميت داده شود .

مرحله سوم:

فراموشي غم

(يك هفته تا چند ماه بعد از حادثه بروز ميكند )

همزمان با رسيدن نيروهاى كمكي و توزيع كمكها افراد اميدوار شده و بطور موقت به انها حالت آرامش دست ميدهد .

كمك رساني به افراد در اين مرحله بسيار مفيد بوده و نتايج زير را در بر دارد :

1.سرعت در پيدايش تعادل رواني

2.جلوگيرى از اختلالات رواني عاطفى شديد بعدى

3. جلوگيرى از انتقام جويي و

بد بينى نسبت به ديگران در مراحل

بعدى .

مرحله چهارم:

مواجهه با واقعيت

(2الى 3 ماه

بعد از وقوع حادثه بروز ميكند)

1. افراد تازه متوجه وسعت خسارات و فقدانها ميشوند

2. افراد دوباره روحيه خود رااز دست داده ناآرام وخسته ودرمانده ميشوند

3. ممكن است به اين نتيجه برسندكه كمكهاي رسيده كفايت نميكند.

4. مضطرب و حساس شده احساس تنهايي ميكنند

  1. از نظر رواني احتياج به حمايت بيشتري دارند .
  2. ايجاد روحيه اميد و اعتماد به نفس در افراد اهميت زيادى دارد .
  3. امدادگران بايد حداكثر تلاش خود را در جهت توزيع عادلانه و توأم با احترام امكانات بين مردم انجام دهند

مرحله پنجم:

تجديد سازمان

(6ماه تا يك سال بعد از وقوع حادثه بروزميكند )

  1. افراد شروع به بازسازي زندگي خود كرده بتدريج درك مي كنند كه بايد متكي به خود باشند .
  2. عدم رسيدن كامل به اين مرحله منجر به باقيماندن احساس ناراحتى و پرخاش و تعارض درونى مي گردد .

  1. مسئولين بايد پاسخگوى نيازهاىمردم باشند و با برنامه ريزى از سرگردانى و بلا تكليفي آنها جلوگيرى كنند .
  2. بايد مردم را فعالانه در امربازسازى مشاركت دهند .

آشناى با برخى از علائم روانى گروههاى آسيب پذير

بايد مراقب باشيد افرادى را كه در جريان بلايا دچار واكنش هاى روانى شده اند بيمار يا مبتلا به بيمارى روانى تلقى نكنيد . اين علائم واكنشى طبيعى به يك حادثه كاملا غير معمول است و در بسيارى از موارد در طول زمان تخفيف مى يابد واز بين ميرود . كودكان ، زنان ، سالمندان ، معلولين ، كسانى كه تنها زندگى ميكنند يا منابع مالى و حمايتى كمترى دارند ، افراد بيسواد و كسانى كه دسترسى كمترى به اطلاعات دارند از جمله افرادى هستند كه آسيب پذيري بيشتري نشان مي دهند .

علائم روانى كودكان پس از وقوع بلايا

كودكان ممكن است در سنين مختلف واكنش ها و علائم متفاوتى رانشان دهند.

سنين پيش از دبستان (5-1 سال)

ترس از جدايى و چسبيدن بيش از حد به والدين

ترس از بيگانه ها و بى اعتمادى به ديگران

ترس از تاريكي

خوددارى از تنها خوابيدن

ترس از اشياء خيالى و حيوانات

ديدن روياهاى ترسناك

برگشت به رفتارهاي مراحل اوليه رشدى مثل شب ادرارى

مشكل در به خواب رفتن

فعاليت بيش از حد و پرخاشگرى

اختلال در صحبت كردن – سكوت يا لكنت زبان

كودكان دبستانى(11-6 سال)

احساس غمگينى

انجام بازيهاى تكرارى(فاجعه اى را كه برايشان اتفاق افتاده در بازى دوباره نشان ميدهند )

مشكلات خواب( بى خوابي – پر خوابى يا كابوس )

اضظراب و نگراني در مورد سرنوشت اعضاء خانواده

مشكلات تحصيلى

بى اشتهايى

شب ادرارى

پرخاشگرى و شكايت هاى بدنى

نوجوانى و جوانى(18-12 سال)

علائم بدنى مثل دردهاى شكمى و سر درد ...

مشكلات خواب و كابوس

نزاع با ديگران و تحريك پذيرى

افت تحصيلى

رو آوردن به سيگار يا مواد مخدر

طغيان و سركشى در خانه و مدرسه

افسردگى ياغمگينى

از دست دادن علاقه به تفريح يا فعاليت هاى گروهى بادوستان

واكنش هاى روانى زنان پس از وقوع بلايا

بطور كلى زنان علائم و واكنش هاى روانى بيشترى بعد از وقوع بلايادارند زنان معمولاً نقش اصلى مراقبت از فرزندان را بر عهده دارند و كمتر احتمال دارد به خاطر فرزندان خود هنگام بروز بلايا محل حادثه

را ترك كنند . در صورتى كه سرپرست يا پدر خانواده از دست رفته باشد ممكن است در مورد كمكهايى كه توزيع ميشود مورد تبعيض واقع شوند . در صورت نداشتن مهارت فني يا تخصص علمى بدست آوردن شغلى بادرآمد مناسب براى آنان دشوارتر است و ممكن است دچار فقر و تهيدستى شوند .

واكنشهاى روانى سالمندان پس از وقوع بلايا

در صورت وقوع بلايا سالمندان در معرض خطر بيشترى قرار دارند . افسردگى در آنان معمولا ناديده گرفته ميشود زيراعلائمشان تفاوتهايي با افراد جوانتر دارد .

بعنوان مثال فراموشكارى يا حواسپرتى در آنها ممكن است علامتى از افسردگي باشد كه گاهى به حساب پيرى گذاشته مى شود و مورد غفلت قرار مى گيرد .

راهبردهايى براى كمك در مواقع بحران

يكى از اصول كلى مددكارى در انواع بحرانها استفاده آزادانه از حمايت عاطفى از طريق تماس نزديك اطمينان بخشيدن و توجه به احساسات افراد آسيب ديده است . تغيراتى كه در محيط مى توان بوجود آورد ،ايجاد فضايىامن و آرام و اشخاصى كه فرد آسيب ديده را حمايت ودرك مى كنند همه به نوعى حمايت عاطفى محسوب مى شود .تنظيم زمان نيز عامل مهمى در مداخله موثر براى حل بحران است .

مراحل مداخله در بحران

كمك هاى اوليه روان شناختى هنگام بلايا يا بحران شامل چهار مرحله است :

1- ابتدا مددكار شرايط كنونى مددجو و ماهيت و شدت بحران را تخمين مى زند .

2- پس از آن مددكار كمكهاى مورد نياز را بر حسب اولويت تقسيم مى كند .

3- در سومين مرحله مددكار به مددجو (آسيب ديده) كمك ميكند تا احساس ترس ،گناه يا خشم خود را بازگو نمايد .علاوه بران به او كمك ميكند تا به انتخابهاى متعددىبيانديشد و قبل از انجام كارها موقعيت موجود را بررسى نموده و سپس بهترين راه را برگزيند . همچنين به اومى آموزد كه در شرايط بحرانى مكانيسم هاى دفاعى و مهارت هاى تطابقى خود رابسيج كند .

4- مرحله پايانى زمانى است كه شخص در مرحله عمل گام بر ميدارد . وضعيت بحرانى را پشت سرميگذارد وبه تعادل جديدى دست ميابد.
 

محمد اسماعیل مهری کارشناس بهداشت روان مركز بهداشت شهرستان فردوس

مهدي فلاحي كارشناس بهداشت روان مركز بهداشت استان

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 8:34  توسط مهدی فلاحی   | 

چگونه از رنج بردن رها شويم؟
نكات اساسي و خلاصه كتاب به شرح ذيل مي باشد :
1- براي چيزهاي کم اهميت حرص نخوريد
2- با نقص آشتي کنيد
3- اين تصور را که اشخاص آرام و با اعصاب راحت نمي توانند افرادي فوق العاده موفقي شوند رها کنيد
4- از اثر گلوله برفي انديشه خود آگاه باشيد
5- احساس همدردي خود را گسترش دهيد
6- به خودتان ياد آوري کنيد که وقتي مي ميريد، " سبد ورودي" تان خالي نخواهد بود
7- به ميان حرف ديگران ندويد و يا حملات آنها را تمام نکنيد
8- کار نيکي براي کسي انجام دهيد- و درباره آن با هيچ کس حرف نزنيد
9- بگذاريد ديگران هم بدرخشند
10- ياد بگيريد که در لحظه حاضر زندگي کنيد
11- تصورکنيد که همه جز شما روشن فکر هستند
12- اغلب اوقات بگذاريد" حق " با ديگران باشد
13- بيشتر شکيبا باشيد
14- " دوره هاي تمرين شکيبايي" را ايجاد کنيد
15- اولين نفر باشيد که محبت مي کنيد و يا پا پيش مي گذاريد
16- از خودتان بپرسيد" آيا اين مسئله از حالا تا يک سال ديگر اهميت خواهد داشت؟"
17- اين حقيقت را بپذيريد که زندگي عادلانه نيست
18- بگذاريد حوصله تان سر برود
19- تحمل خود را در برابر فشار روحي کم کنيد
20- هفته اي يکبار يک نامه صميمانه بنويسيد
21- تصور کنيد که در تشييع جنازه خود شرکت داريد
22- پيش خود تکرار کنيد که " زندگي وضعيت اضطراري نيست"
23- با بخش کـُند مغز خود آزمايش کنيد
24- هر روز لحظه اي را به فکر کسي باشيد که از او سپاسگزاري کنيد
25- به روي غريبه ها لبخند بزنيد، به درون چشم هاي آنها نگاه کرده و سلام کنيد
26- هر روز مدتي را براي آرامش کنار بگذاريد
27- به اشخاصي که در زندگي تان هستند به چشم نوزادان کوچک و نيز به چشم سالخوردگان صد ساله نگاه کنيد
28- ابتدا به دنبال درک کردن باشيد
29- شنونده بهتري شويد
30- پيکارهاي خود را عاقلانه انتخاب کنيد
31- از حالت هاي روحي خود آگاه شويد و اجازه ندهيد که حالت هاي روحي پايين شما را فريب دهند
32- زندگي آزمون است. فقط يک آزمون
33- ستايش و سرزنش مثل هم هستند
34- کارهاي نيک را تصادفي تمرين کنيد
35- آن سوي رفتار را نگاه کنيد
36- بي گناهي را ببينيد
37- مهربان بودن را به حق به جانب بودن ترجيج دهيد
38- ( امروز) به سه نفر بگوييد که چقدر آنها دوست داريد
39- فروتني را تمرين کنيد
40- وقتي که شک داريد نوبت کيست که زباله را بيرون ببرد پا پيش بگذاريد و آن را بيرون ببريد
41- ازعايق بندي بپرهيزيد
42- هر روز لحظه اي را به فکر کسي باشيد که او را دوست بداريد
43- مردم شناس شويد
44- واقعيت هاي جدا ازهم درک کنيد
45- شيوه هاي کمک خود را گسترش دهيد
هر روز دست کم به يک نفر بگوييد که چه چيز او را دوست داريد، چه چيزاو را تحسين مي کنيد و به چه چيز او ارج مي نهيد
46- زماني را براي کارهاي دروني خود برنامه ريزي کنيد
47- براي نقاط ضعف خود دليل بياوريد و اين نقاط ضعف از آن شماست
48- به ياد داشته باشيد که اثر انگشت خدا روي همه چيز هست
49- در برابر ميل به انتقاد کردن مقاومت کنيد
50- پنج موضع سرسخت خود را يادداشت کنيد و ببينيد آيا مي توانيد آنها را ملايم تر کنيد
51- فقط براي تفريح، با انتقادي که از شما مي شود موافقت کنيد ( سپس ناپديد شدن آن را ببيند)
52- دنبال يافتن ذره اي حقيقت در عقايد ديگران باشيد
53- ليوان را آن گونه ببينيد که گويي قبلاً شکسته است ( وهمين طور چيزهاي ديگر را)
54- اين جمله را درک کنيد" هرجا که مي رويد، همانجا هستيد"
55- پيش از سخن گفتن نفس بکشيد
56- وقتي که حالتان خوب است سپاسگزار و وقتي که حالتان بد است متين باشيد
57- کمتر با بي پروايي رانندگي کنيد
58- به اعصابتان آرامش بدهيد
59- از طريق پست بچه اي را به فرزندي قبول کنيد
60- حادثه احساساتي خود را به حادثه ملايم تبديل کنيد
61- مقالات و کتاب هايي را بخوانيد که کاملاً با نقطه نظرهاي شما متفاوت باشند و سعي 62کنيد چيزي ياد بگيريد
63- هر زمان فقط يک کار را انجام دهيد
64- تا ده بشماريد
65- تمرين کنيد تا در " مرکز توفان" باشيد
66- با تغييرات در برنامه هايتان انعطاف پذير باشيد
67- به جاي چيزي که مي خواستيد به چيزي که داريد فکر کنيد
68- تمرين کنيد که از افکار منفي خود چشم پوشي کنيد
69- براي يادگيري از دوستان و خانواده تمايل نشان دهيد
70- هر جا هستيد خوشحال باشيد
71- به ياد داشته باشيد همان چيزي خواهيد شد که بيشتر تمرين مي کنيد
72- ذهن را آرام کنيد
73- با يوگا ادامه دهيد
74- خدمت کردن را جزء لا ينفک زندگي خود بکنيد
75- مساعدتي بکنيد و به عوض آن چيزي نخواهيد و يا انتظار آن را نداشته باشيد
76- به مشکلات خود به چشم آموزگاران بالقوه بينديشيد
77- راحت باشيد که نمي دانيد
78- کليّت وجودتان را بپذيريد
79- به خودتان کمي استراحت بدهيد
80- از سرزنش ديگران دست برداريد
81- سحرخيز باشيد
82- وقتي که تلاش مي کنيد مفيد باشيد روي چيزهاي کوچک تکيه کنيد
83- يادتان باشد، يک صد سال پس از اين، همه آدمها جديد هستند
84- خود را سبک کنيد
85- گياهي را پرورش بدهيد
86- روابط خود را نسبت به مشکلاتتان دگرگون کنيد
87- بار ديگر که بگو مگو مي کنيد، به جاي آن که از موضع خود دفاع کنيد، ببينيد مي توانيد اول نقطه نظر طرف ديگر را بفهميد
89- "دستارود هدفمند" را دوباره تعريف کنيد
90- به احساسات خود گوش بدهيد ( اين احساسات مي خواهند چيزي را به شما بگويند)
91- اگر کسي توپ را برايتان پرتاب کرد، مجبور نيستيد آن را بگيريد
92- يک نمايش گذاري ديگر
93- زندگي خود را سرشار از عشق کنيد
94- به قدرت افکار خود پي ببريد
95- از اين فکر که " بيشتر داشتن بهتر است" دست برداريد
96- مداوم از خود بپرسيد " واقعاً چه چيز مهم است؟"
97- به قلب شهودي خود اعتماد کنيد
98- " آنچه هست" را پذيرا باشيد
99- در کار ديگران دخالت نکنيد
100- در چيزهاي معمولي به دنبال چيزهاي خارق العاده باشيد

و 101- امروز را چنان زندگي کنيد که گويي آخرين روز عمرتان است. شايد هم باشد!!!

WWW.KETABFOROSH.COM
كتاب رسا


+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 8:13  توسط مهدی فلاحی   | 

سلام به اميد خدا و با مساعدت همكاران در اسلامشهر به احتمال زياد تا آينده اي نه چندان دور جلسه معارفه در يكي از سالن هاي بزرگ شهرستان اسلامشهر برگزار خواهد شد و اطلاعات اوليه آن در اختيار شهروندان فهيم و گرامي اسلامشهر قرار خواهد گرفت به زودي با رايزني كلينيك هاي همكار در شهرستان هاي ديگر نيز اين جلسه و كارگاه در اختيار همگان قرار خواهد گرفت .در اين راه مي بايد از همكاري كلينيك آفتاب شرق اسلامشهر و فرمانداري محترم شهرستان كمال قدرداني انجام پذيرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 8:16  توسط مهدی فلاحی   | 

سلام دوستان كارگاه شادي و نشاط غير از مكان كلينيك مددكاري اجتماعي پونا در كلينيك ترك اعتياد آفتاب مهرورزي در خيابان بهار و يك كلينيك مددكاري اجتماعي ديگر در نزديكي ميدان رسالت برگزار خواهد شد از علاقه مندان دعوت به عمل مي آيد تا از طريق اعلام نظر ويا تماس با كلينيك پونا از جزئيات و نشاني محل هاي مذكور مطلع شوند .
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 8:31  توسط مهدی فلاحی   | 

روش هاي رسيدن به شادي و آرامش در زندگي مشترک

قلب

اگر مي خواهيد يک زندگي شاد و پر از عشق را در طول زندگي خود تجربه کنيد ، از هيچ تلاشي براي رسيدن به آن کوتاهي نکنيد. هر لحظه از زندگي تان را با عشق و صميميت سپري کنيد. تنها در اين صورت است که مي توانيد از يک زندگي شاد و ايده آل برخوردار شويد و به همراه فرزندان تان به سمت تکامل و موفقيت گام برداريد. حال براي داشتن يک زندگي گرم و صميمي به اين توصيه ها توجه کنيد:

1- وفادار باشيد.

يکي از پايه هاي مهم زندگي مشترک داشتن "تعهد و ايمان" است. وقتي زن و شوهر نسبت به زندگي خود تعهد نداشته باشند خيلي زود نسبت به يکديگر بي تفاوت شده و زندگي شان رو به فروپاشي مي رود. معتقد بودن و ايمان داشتن باعث نزديکي بيشتر زن و شوهر شده و احتمال خطا و لغزش را نيز در آن ها کاهش مي دهد.

 

2- با يکديگر دعا کنيد.

مطمئن باشيد اگر هر شب قبل از خوابيدن براي داشتن يک زندگي شاد و آرام دست به دعا برداريد ، به زودي انعکاس آن را در زندگي خود شاهد خواهيد بود. ارتباط برقرار کردن به طرق مختلفي مانند صحبت کردن، لبخند زدن، شوخي کردن و... صورت مي گيرد. شما مي توانيد با گوش دادن به صحبت هاي همسرتان او را آرام کنيد و حتي با پذيرفتن اشتباه خود و گفتن جمله "ببخشيد" بار ديگر عشق را به زندگي تان هديه بدهيد. بنابراين براي محکم کردن روابط خود بايد تلاش کرده و زحمت بکشيد.

وقتي زن و شوهر نسبت به زندگي خود تعهد نداشته باشند خيلي زود نسبت به يکديگر بي تفاوت شده و زندگي شان رو به فروپاشي مي رود.

3- کتاب ها و مقالاتي در اين زمينه مطالعه کنيد.

ساعتي از روز را به اين اختصاص دهيد که با يکديگر کتابهاي مفيدي در ارتباط با بهبود زندگي مشترک مطالعه کنيد. اين کار را در يک مکان آرام و راحت انجام دهيد و نقطه نظرات خود را در مورد آن بدهيد. اگر داراي فرزند هستيد کتاب هايي در مورد آن تهيه کرده و با هم بخوانيد. اين کار را در برنامه روزانه خود بگنجانيد تا شاهد اثرات مثبت آن در زندگي تان باشيد.

 

4- مغرور نباشيد.

تکبر و غرور يکي از بدترين رفتارهايي است که در زندگي مشترک به چشم مي خورد. تنها نيازهاي خود را نبينيد. نيازهاي همسرتان را نيز درک کرده و تا حد امکان آن ها را برآورده کنيد. اغلب جدايي ها، ابتدا با غرور و خودشيفتگي آغاز مي شود. در دادن عشق و محبت بخشنده باشيد و آن را از طرف مقابل دريغ نورزيد. شما بايد مانند يک روح در دو بدن باشيد و براي پيشرفت و تکامل روحي همسرتان نيز تلاش کنيد. آيا به راستي مي توان با کبر و غرور به يک زندگي شاد و آرام دست يافت؟!

قلب

 

5- تنها از کلمات محبت آميز استفاده کنيد.

در هنگام شادي و آرامش همه ما مي توانيم بسيار خوب و منطقي صحبت کنيم و طرف مقابل خود را به طور کامل جذب کنيم. ولي آيا قادريم همين رفتار را در مواقع تنش و عصبانيت نيز انجام دهيم؟ در اين گونه موارد براي چند لحظه از محيط دور شويد و کمي بر اعصاب خود مسلط شويد تا به آرامش بيشتري بر احساسات منفي خود غلبه کرده و بتوانيد جو را گرم تر و صميمي تر کنيد. هيچ گاه با طعنه و کنايه همسرتان را مورد سرزنش قرار ندهيد ، زيرا با اين کار فقط فاصله را بين خودتان بيشتر کرده ايد.

 

6- از يکديگر تشکر و قدرداني کنيد.

تشکر و قدرداني از طرف مقابل ، کيفيت زندگي را بالا برده و بهبود مي بخشد. يقين داشته باشيد در تمام ازدواج هاي موفق، زن و شوهر اين نکته مهم را در زندگي خود رعايت مي کنند. تشکر و سپاسگزاري بسيار راحت و آسان است ولي نياز به تمرين دارد. سعي کنيد براي تمام کارهاي کوچک و بزرگ روزانه همسرتان از او تشکر کنيد. اين عمل، احساس خوبي را در او ايجاد کرده و او را بيشتر به کمک و همکاري با شما تشويق مي کند.

 

7- به يکديگر هديه دهيد.

هر چند وقت يک بار به همسرتان هديه دهيد. نياز نيست اين هديه بسيار گران قيمت باشد. مهم اين است که شما به او نشان دهيد او را دوست داريد و براي او ارزش قايل هستيد. حتي گاه اوقات مي توانيد با يادداشتي محبت آميز او را شيفته محبت خود کنيد. در اين زمينه مي توانيد خلاق باشيد و او را همواره خوشحال کنيد.

خوشبخت بودن و يا نبودن، دست خود ماست. ما مي توانيم انتخاب کنيم شاد باشيم يا غمگين، عصباني و يا آرام. پس اين خود ما هستيم که بر مي گزينيم يک زندگي عاشقانه داشته باشيم و يا يک زندگي پر از تنش و اضطراب!

8- براي زندگي تان، خود تصميم بگيريد.

خوشبخت بودن و يا نبودن، دست خود ماست. ما مي توانيم انتخاب کنيم شاد باشيم يا غمگين، عصباني و يا آرام. پس اين خود ما هستيم که بر مي گزينيم يک زندگي عاشقانه داشته باشيم و يا يک زندگي پر از تنش و اضطراب! اين حق همه ماست که از يک زندگي موفق و شاد برخوردار باشيم. بنابراين بياييد ديدتان را نسبت به زندگي تغيير دهيد و خود بهترين ها را براي زندگي تان برگزينيد.

 

9- در مواقع سختي، آرامش خود را حفظ کنيد.

همه ما بايد ياد بگيريم در مواقع سختي و مواجه با مشکلات چگونه آرامش خود را حفظ کنيم. براي اين کار بايد نقاط ضعف خود را شناسايي کرده و روي آن ها کار کنيم. شايد براي غلبه بر اين مشکل نياز باشد مدت زيادي وقت صرف کنيم و حتي از متخصصان در اين امر کمک بگيريم. به هر حال بايد هر کاري از دست تان بر مي آيد انجام دهيد تا نقاط ضعف خود را از بين برده و بتوانيم راحت تر با مسايل و مشکلات روبه رو شويم.

 

10- با يکديگر قرار ملاقات بگذاريد.

گاهي اوقات با هم بيرون از منزل قرار بگذاريد و کارهاي مورد علاقه تان را انجام دهيد. با اين عمل شما به تدريج به يکديگر نزديک شده و به طور ناخودآگاه به آرامش بيشتري دست مي يابيد. خاطراتي که در ذهن شما شکل مي گيرد هرگز از بين نمي رود و روابط شما را هر چه بيشتر مستحکم تر خواهد کرد.

اگر نسبت به کسي عشق نداشته باشيد ، نمي توانيد به او احترام بگذاريد و اگر به کسي احترام نگذاريد نمي توانيد ادعا کنيد او را دوست داريد.

11- براي داشتن يک زندگي خوب تمرين کنيد.

براي داشتن يک زندگي خوب و سالم مانند هر کار ديگري نياز به تمرين و پشتکار داريد. به عنوان مثال کسي که با وزنه کار مي کند تا بدني قوي و ورزيده داشته باشد حداقل هفته اي 3 روز کار مي کند و همواره تصويري روشن از يک فرد قوي و خوش هيکل در ذهن مي پروراند. و همين تصور، انگيزه اش را براي ادامه کار دو چندان خواهد کرد. شما نيز براي داشتن يک زندگي ايده آل نبايد دست روي دست بگذاريد بايد تلاش کنيد و براي رسيدن به آن وقت صرف کنيد.

 

12- به يکديگر عشق بورزيد.

عشق و احترام لازم و ملزوم يک زندگي مشترک هستند و طرفين بايد اين دو را در زندگي خود رعايت کنند. اگر نسبت به کسي عشق نداشته باشيد، هرگز نمي توانيد به او احترام بگذاريد و اگر به کسي احترام نگذاريد نمي توانيد ادعا کنيد او را دوست داريد. پس با احترام گذاشتن به همسرتان، عشق را به او هديه دهيد.

بنابراين از همين لظحه به بعد ، ديدتان را مثبت کرده و در تمام لحظات زندگي، غم و شادي، استرس و آرامش در کنار همسرتان باشيد و پشت به پشت او مشکلات را حل کنيد و به سمت يک زندگي ايده آل گام برداريد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 8:14  توسط مهدی فلاحی   | 

دليل نادرست براي عاشق شدن

عشق

درست است که ازدواج امري قابل ستايش و پسنديده است اما چگونگي شکل گيري آن و فرايند انتخاب صحيح موضوعي قابل ملاحظه و با اهميت است. آيا به اين خاطر که به احساسات کسي لطمه‌اي نزنيد، با او ازدواج کرده‌ايد؟ و يا مي‌دانستيد بيش از آنچه که شما به او علاقه داريد، او به شما علاقمند است، اما آنقدر احساس گناه مي‌کرديد که نمي‌توانستيد براي ازدواج پاسخ منفي بدهيد؟

احساس گناه ممکن است انگيزه عجيبي براي شکل گيري يک ازدواج به نظر برسد، شما به خود مي‌گوييد که اين احساس همان عشق است در حالي که چيزي جز همدردي يا در منتهي درجه آن «حس ترحم» نيست. شما زنداني احساس گناه خود هستيد.

آيا روابط شما با همسرتان را «احساس گناه» اداره مي‌کند؟

جملات زير را بخوانيد و ببينيد چه تعداد از آنها در مورد شما چه درگذشته و چه در حال، صدق مي‌کنند.

- شما به سختي مي‌توانيد به ديگران «نه» بگوييد؛ به‌خصوص به آنهايي که دوستشان داريد.

- شما در خانواده مختلي بزرگ شده‌ايد که احساسات شما به حساب نمي‌آمدند. (به عنوان مثال: والدين انتقادگر يا کنترلگر.)

شما به خود مي‌گوييد که اين احساس همان عشق است در حالي که چيزي جز همدردي يا در منتهي درجه آن «حس ترحم» نيست. شما زنداني احساس گناه خود هستيد.

- شما با اين احساس مسئوليت که ديگران را خوشحال و راضي کنيد، بزرگ شده‌ايد. (مثلا والديني داشته ايد که از لحاظ مهر و محبت به شما تکيه مي نمايند.)

- شما مشکل مي‌توانيد احتياجات خود را بشناسيد و حتي مشکل‌تر نيز مي‌توانيد از کساني که دوستشان داريد، براي برآورده کردن نيازهايتان، تقاضا کنيد.

- شما خود را به عنوان فردي احساسي و بخشنده مي‌شناسيد و از اين موضوع نيز احساس غرور مي‌کنيد. از اينکه شما را «خودخواه» بنامند، بسيار رنجيده خاطر مي‌شويد.

- شما از رنجانيدن ديگران مي‌ترسيد و نهايت تلاشتان را مي‌کنيد تا مطمئن باشيد هيچ چيز از چيزهايي که مي‌گوييد يا انجام مي‌دهيد، باعث رنجش عزيزانتان نشود.

- شما به مراتب ساده‌تر مي‌توانيد براي ديگري از پول يا وقت خود مايه بگذاريد تا براي خودتان.

- وقتي که عزيزان شما از مشکلاتشان حرف مي‌زنند، احساس بدي پيدا مي‌کنيد و احساس مي‌کنيد که حتما مجبوريد به آنها کمک کنيد تا آنکه راه‌حلي پيدا کنند.

وقتي که از روي احساس گناه و نه از روي عشق تصميم مي‌گيريد که با کسي ازدواج کنيد، به آنان و به خود نيز کم‌فروشي کرده‌ايد. مراقب باشيد که احساس گناه با رنگ علاقه و عشق در وجود شما حضور نيابد.

 

احساس گناه

- در موقع بيان نظر يا احساس شخصي خود، اگر حس کنيد که اين احساس شما نسبت به آن فرد او را مي‌رنجاند، از بيان آن صرف‌نظر مي‌کنيد.

- شما از اينکه از نزديکان خود پولدارتر، خوشبخت‌تر و يا موفق‌تر باشيد، احساس خوبي نداريد.

اگر با تعداد کمي از اين جملات ارتباط برقرار کرديد، احتمالا به همان اندازه اغلب مردم، تحت تاثير «احساس گناه» هستيد. اگر بيش از چهار جمله از جملات فوق در مورد شما صدق مي‌کند، احتمالا اجازه مي‌دهيد که احساس گناه در انتخاب‌هاي عشقي شما دخالت داشته باشد. اگر با اکثر اين جملات ارتباط برقرار کرديد، يقينا به دلائل نادرست عاشق مي‌شويد.

در دام احساس گناه

اگر درگذشته يا حال زنداني احساس گناه بوده يا هستيد و فقط به اين خاطر که اگر کسي را ترک کنيد احساس گناه مي‌کنيد، به جمله زير فکر کنيد:

وقتي که از روي احساس گناه و نه از روي عشق تصميم مي‌گيريد که با کسي ازدواج کنيد، به آنان و به خود نيز کم‌فروشي کرده‌ايد. مراقب باشيد که احساس گناه با رنگ علاقه و عشق در وجود شما حضور نيابد.

 

برگرفته از کتاب "آيا تو آن گمشده ام هستي؟" - با تغيير و تلخيص

تبيان

+ نوشته شده در  شنبه دهم مرداد 1388ساعت 8:25  توسط مهدی فلاحی   | 

  • هنگامی احساس خوشبختی و خوشحالی خواهم کردکه همسر ایده آلم را پیدا کنم .
  • هنگامی احساس خوشحالی و خوشبختی خواهم کرد که ده کیلو گرم لاغر شوم .
  • هنگامی احساس خوشحالی وخوشبختی خواهم کرد , که بچه هایم ازدواج کنند و خوشبخت و موفق باشند .
  • هنگامی احساس خوشحالی و خوشبختی خواهم کرد که در شغلم ترفیع بگیرم .

(ما باور داریم هرگاه تجربه خاصی پیدا کردیم یا به دارایی ,شغل , جایگاه ,مقام و منزلت خاصی دست یافتیم خواهیم توانست خوشحال و خوشبخت باشیم , اما نه قبل از آن )

بنابراین سخت کار می کنیم و منتظر می شویم که پس از گذشت زمان خاصی در نهایت انچه فکر می کنیم که مارا خوشحال وخوشبخت می سازد اتفاق بیافتد ,سپس به طرز مرموز ومعجزه آسا خوشحالی و خوشبختی سراسر وجود ما را می گیرد ,اما این اتفاق نمی افتد و سرخورده و مایوس می شویم , ممکن است به طرزی نسبی احساس رضایت بکنیم اما ازدرون احساس خوشحالی و خوشبختی واقعی نمی کنیم .

سپس این فرایند را یکبار دیگرودر مورد چیز دیگری ازسر می گیریم ,و خوشحالی و خوشبختی خود را تا تحقق موفقیت بعدی به تعویق می اندازیم .

درست مانند معتادان به مواد مخدر که همیشه باید مقدار بیشتر مصرف کنندتا سرخوشی قبلی شان را حفظ کنند ما نیز مقدارمصرفمان بالاتر می رود ,برای بعضی ازما این درست همان اتفاقی است که می افتد ,یعنی ماشینمان را خریده ایم , صاحب خانه شده ایم و پله های موفقیت را نیز یکی پس از دیگری پیموده ایم اما هنوز ناشادیم .

(خوشحالی و خوشبختی واقعی در زندگی فقط با خلق لحظه های ناب و حقیقی امکان پذیر است ,)

لحظه های ناب به این معنا است که به لحظه های زندگی خود توجه کنیم و تمام وکمال و با همه وجودمان در همان لحظه حضور داشته باشیم , احساس کنیم , زنده باشیم .

این لحظه ها گاهی اوقات لحظه هایی از شادی وخوشحالی اند و گاهی اوقات نیز لحظه هایی از غم و تالمات عمیق روحی خواهند بود .اما بی گمان وقتی به جایی که هستیم و به آنچه در حال وقوع است , آنهم درهمان لحظه توجه می کنیم , لحظه ای را حس خواهیم کرد که با معنا است واهمیت دارد .

(خوشحالی و خوشبختی واقعی "دارایی " نیستند که آنها را به دست آوریم یا از آن خود سازیم خوشحالی و خوشبختی واقعی مهارتند )

خوشبختی واقعی را هرگز به واسطه ی دستیابی های خود احساس نخواهیم کرد ,خوشبختی واقعی برخواسته از شیوه زندگی ماست آنهم در هر لحظه ,خوشبختی مهارتی است که می بایست آن را کسب کنیم وبیاموزیم و سپس آنرا ملکه کنیم .مجموعه ای ازتجربه ها , موفقیت ها , دستیابی های هرگزبرای ما خوشحالی و خوشبختی واقعی به ارمغان نمی آورد اما آنهارابا تمام وجود احساس کردن وباآنها زندگی کردن , آنهم با خودآگاهی وهوشیاری تمام و حضور در لحظه لحظه زندگی چرا .

جلسه معارفه : پنج شنبه 8/5/88  ساعت  18 الي 20

مکان معارفه : تهران ,خيابان شريعتي ,پايين تر از پل سيد خندان ,بوستان انديشه – فرهنگسراي انديشه

شرکت در جلسه معارفه رايگان است .

 

تعداد جلسات : 8جلسه

هزينه ثبت نام : 60 هزار تومان

                                                       قابل پرداخت در دو قسط


+ نوشته شده در  سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت 8:37  توسط مهدی فلاحی   | 

سلام مصاحبه تلويزيوني من در كلينيك به همراه خانم سيف روز چهارشنبه گذشته از سيماي خانواده برنامه تازه ها پخش شد و مباحثي پيرامون مددكاري ، كلينيك مددكاري اجتماعي و مراجعين و ... بيان شد از دوستاني كه برنامه رو ديدن خواهش مي كنم نظراتشون رو بيان كنن از دوست خوبم بهار كه پيغام گذاشته نيز متشكرم البته من در گرفتن مصاحبه ها هيچ دخالتي نداشتم ولي اميدوارم تهيه كننده بيشتر به اين موضوع توجه كنه .
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 8:34  توسط مهدی فلاحی   | 

 دريک کافي شاپ نشسته بودم ,که متوجه مرد ميان سالي شدم که به طرف ميزي در نزديکي من آمد ,درحالي که سه فنجان قهوه و مخلفات مربوطه به آنها را باتردستي حمل مي کرد . دو فنجان قهوه را به دو مردي که در آنجا نشسته بودند تعارف کرد ,يکي از آنها گفت متشکرم و او پاسخ داد : اسباب خوشحالي من است و اين را با چنان لبخند درخشان وگرمي بيان کرد که تا مغز استخوانم احساس کردم که عملش واقعا اسباب خوشحالي و حتي خوشبختي او شده است ..........

کارگاه شادي و نشاط

o       جايگاه خوشي و لذت , تعهد و معنا در زندگي ما کجاست ؟

o       آيا احساس رضايت را مي توان در بيرون پيدا کرد و يا اين احساس در درون ماست ؟

o       چه ميزان در زندگي احساس خوشبختي داريم ؟

o       چه ميزان در زندگي تسلط بر محيط , رشد شخصي , استقلال , خودپذيري,روابط مثبت با ديگران داريم ؟

        تعداد جلسات :8 جلسه  زمان هر جلسه : 2 ساعت

هزينه ثبت نام :60 هزار تومان (قابل پرداخت در دو قسط)

 

 

                                                                                               خيابان دکتر شريعتي ,بالاتر از پل سيد خندان نبش کوچه اتوبانک پلاک 1007 واحد 8 طبقه چهارم

تلفن :22874620-22840865

www.pouna.ir

+ نوشته شده در  شنبه سوم مرداد 1388ساعت 8:37  توسط مهدی فلاحی   |