تبليغاتX
کلینیک مددکاری اجتماعی پونا

کلینیک مددکاری اجتماعی پونا

معرفی فعالیتهای مددکاری اجتماعی و روانشناسی کلینیک مددکاری اجتماعی پونا

آخرين خبر اينكه دوره تخصصي نشاط اجتماعي تحت نظارت سازمان بهزيستي كشور برگزار گرديد و شركت كنندگان گواهي مربيگري اين دوره را دريافت مي نمايند ، دوره هاي فوق براي اولين بار در ايران بر پايه روانشناسي مثبت گرا برگزار خواهد شد و خانواده ها را به سمت شادي پايدار سوق خواهد داد ، كلينيك مددكاري اجتماعي پونا به عنوان اولين برگزار كننده اين دوره براي تابستان اقدام به برگزاري آن خواهد نمود اطلاعات تكميلي جهت ثبت نام و شركت در دوره متعاقبا اعلام خواهد گرديد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 11:32  توسط مهدی فلاحی   | 

به راستی چرا بعضی از پیوندهای عاشقانه بعد از ازدواج گسسته شده و ازهم فرو می پاشد ؟ آیا تا کنون از خود پرسیده اید که چرا بعضی از زوج ها با یکدیگر همدلی و همفکری دارند و برخی ندارند ؟ و آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده اید که چگونه زنان و شوهرانی که مدعی بوده اند نمی توانند با همدیگر زندگی کنند ، دوباره زندگی را با یکدیگر و حتی بهتر از قبل ادامه دهند ؟ همان گونه که می دانید ، اکثر صاحبنظران دینی ، روان شناسان ، جامعه شناسان و... علت اصلی اختلاف های خانوادگی ومسائل زناشویی را سوء تفاهم و فقدان رابطه عمیق میان زوجین عنوان می کنند. برای توضیح سؤالات فوق ، چکیده ای از رهنمودهای تربیتی صاحبنظران و روان شناسان به شما زوج های جوان، شما خوبانی که خواهان رسیدن به یک زندگی آرام ، شاد و توام با معنویت هستید ، تقدیم می شود.

پی ریزی پایه های زندگی با صداقت :

صداقت همچون پل ارتباطی موثر، موجب می شود که زن و مرد میل و رغبت وافر و کاملی برای صحبت با یکدیگر پیدا کنند و از این طریق بر رشد شخصیت خود و همسرشان بیفزایند. لازم است برای نیل به تفاهم، زن و شوهر در همه امور زندگی نسبت به همدیگر صادق و راستگو باشند. زوجین زمانی به اوج سعادت- در زندگی مشترک -دست می یابند که مسیر آن را با صداقت و درستی طی نمایند.

«مثبت گرایی» را می توان ، «هنر خوب دیدن» نیز نامید. هنری که همچون سایر خلقیات و رفتارها با تکرار و تمرین در وجود انسان تثبیت شده و به صورت ملکه در می آید بنابراین ، باید برای مثبت گرایی، دل و چشمهایمان را این گونه تربیت کنیم.

بینش تکاملی و تحولی: همیشه نسبت به همسر خویش نگرشی متکی بر سه عنصر مثبت داشته باشید.

الف) او را به عنوان فردی با ارزش و برخوردار از کرامت انسانی بپذیرید.

ب) او را فردی مستعد کمال و تحول بدانید.

ج) علاقه مند به پیشرفت و ترقی او باشید.

وجود چنین بینشی ، در شخصیت انسان عرصه زندگی را بر روی نوآوری می گشاید و کانون خانواده را از فرسایش و زوال تدریجی مصون می سازد.

مثبت گرایی در برابر منفی گرایی: از مهم ترین ویژگی های خانواده متعادل و خوشبخت، توانایی برخورد مثبت و سازنده با محیط پیرامون و یا به عبارتی «مثبت گرایی» است. شخصی که دارای سیرتی زیبا شد ، پیوسته در گفتار و رفتار همسرش به آنچه که خیر و زیبایی است توجه  می کند و حتی برخی معایب احتمالی او را «حسن» می بیند. «مثبت گرایی» را می توان ، «هنر خوب دیدن» نیز نامید. هنری که همچون سایر خلقیات و رفتارها با تکرار و تمرین در وجود انسان تثبیت شده و به صورت ملکه در می آید بنابراین ، باید برای مثبت گرایی، دل و چشمهایمان را این گونه تربیت کنیم. اگر حقیقتا خواهان پیشرفت و کمال در همسر خود هستید، جنبه های خوب شخصیتی و هنرهای مثبت او را یادآور شوید و با تشویق و قدردانی آنها را در وجود همسرتان مستقر نمایید. آن وقت خواهید دید که او به تدریج و به آسانی می تواند بر رفیع ترین قلل موفقیت و کمال صعود کند.

اگر همسری در کشتزار قلب خود، بذر عشق و محبت به همسرش را کاشت، یک عمر حامل نشاط، شادابی، بالندگی، خلاقیت، معنویت، نوآوری موفقیت و خوشبختی را درو خواهد کرد.

علاقه و تمایلات همسرتان را در نظر بگیرید:

با مطالعه در حالات و روحیات همسر خود، فهرستی از علایق و تمایلات وی به دست آورید و نسبت به تامین آنها خود را متعهد و ملزم بدانید. در نظر گرفتن علایق اصولی همسر، و نقطه شروع سخن را بر یکی از علاقه های وی متکی نمودن به ویژه در مورد تمایلاتش به گفتگو نشستن، راه را برای رشد تفاهم هموار و آسان می سازد.

تبادل عاطفی در برابر انجماد عاطفی:

از بهترین و پرشکوه ترین تجلیات زندگی متعادل، داد و ستد عاطفی زوجین در ابتدای زندگی و ادامه آن، در طول روابط مشترک می باشد. شیوه های صحیح مبادلات عاطفی بین زن و مرد عبارتند از:

الف) شیوه قلبی: قلب، سرچشمه فیاض احساسات و تمایلات است. اگر همسری در کشتزار قلب خود، بذر عشق و محبت به همسرش را کاشت، یک عمر حامل نشاط، شادابی، بالندگی، خلاقیت، معنویت، نوآوری خواهد بود.

ب) شیوه کلامی: یكی از توانایی های روحی آدمی ، ابراز محبت نسبت به همسر و شریک زندگی اش می باشد.

موانعی که در مسیر ابراز محبت ، راه را سد می کنند عبارتند از : عدم معرفت ، غرور بی جا ، حجب و حیای افراطی

ج) شیوه عملی: در این طریق ، پایه های زندگی با انجام دادن اقدامات محبت آمیز و صمیمانه ، استحکام بیشتری می یابد و احساس ارزش شخصی هر یک فزونی می گیرد.

همسران

پرهیز از مقایسه همسر با دیگران :

از مقایسه همسرتان با دیگران به شدت بپرهیزید. این رفتار به رابطه حسنه میان شما آسیب وارد می کند. همسر شما انسانی منحصر به فرد و دارای ویژگی های شخصیتی (اعم از مثبت و منفی) است که قابل مقایسه با هیچ فرد دیگری نیست. از این رو ، در مواقع ضروری می توان او را با گذشته خودش مقایسه نمود و  میزان پیشرفت ویا کاهش احتمالی میزان های اخلاقی ومعنوی و علمی وی را مورد تأیید و یا تذکر قرار داد. این عمل بر درجه تفاهم زن وشوهر خواهد افزود.

هنر خوب شنیدن سخن همسر :

در هنگام گفتگو با همسرتان با نهایت دقت به مطلب وی گوش فرا داده و آن گونه عمل نمایید که گویی جز به وی وسخنانش ، به موضوع دیگری توجه ندارید. و از انجام هر عملی که مغایر با حالت توجه باشد، خود داری کنید.

حق همسر در تصمیم گیری ها :

درتصمیم گیری ها و انتخاب راه حل ها و برنامه های زندگی مشترک ، لازم است هریک از زوجین ، حقی برای همسرشان در نظر بگیرند و او را از صحنه تصمیمات ، دور و بر کنار نگه ندارند. مدیریت مطلوب در زندگی مشترک زمانی امکان پذیر خواهد بود که هر یک از طرفین از اهمیت نقش خود در پیشبرد امور خانواده ، اطمینان حاصل نماید.به منزله (بال) برای «پرواز همسر» ویا به تعبیر دیگر «سکوی پرتاب» شریک زندگی تان باشید واین را بدانید که پشت سر هر مرد موفقی ، زن شایسته و لایقی وجود داشته و بالعکس.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 8:53  توسط مهدی فلاحی   | 

www.pouna.ir


+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 10:23  توسط مهدی فلاحی   | 


دنیای غرب و زیبایی هایش ،این روزها به برکت وجود ماهواره ها و اینترنت بیشتر از گذشته در چشم همگان ،بخصوص جوانان خود نمایی می کند. آن چیزی که تحت عنوان آزادی و در قالب های رنگارنگ و دلفریب جلوه می کند ، بسیاری از جوانان را تحت تاثیر قرار داده ،به نحوی که نسبت به دین و فرهنگ خودمان معترض شده و چهارچوب هایی را که دین برای روابط بین دو جنس قائل شده است را نفی کرده و گمان می کنند اگر ما نیز مسیری که آن ها رفته اند  طی کنیم ،زندگی بهتری خواهیم داشت .

 

- غریزه جنسی، قوی ترین غریزه انسانی است که زندگی انسانی را از نظر کمی و کیفی مورد تاثیر و تاثر قرار می دهد. این غریزه در کنار دیگر غرایز بسترساز فرهنگ های انسانی در طول تاریخ شده و دین با ورود در این بستر، معنا بخش فرهنگ انسانی می شود. به همین دلیل در تاریخ ادیان کمتر دینی است که درباره ی این غریزه سخن نگفته باشد و برای آن برنامه ای تدوین نکرده باشد.

غریزه ی جنسی در یک چارچوب، مورد توجه ادیان قرار می گیرد و در چارچوب جهان بینی آن دین، جایگاه این موضوع را با توجه به انسان شناسی خود و جهان شناسی و اخلاقیات مبتنی بر آن، تشریح و تفسیر می کند .
- در غرب مسیحی قرون وسطی که انسان کامل مسیحی، محور معرفت شناسی، جهان شناسی، انسان شناسی و سپس جامعه شناسی واقع شده بود ، درباره مسئله جنسی، چه از بعد انسان شناسی و چه جامعه شناسی، به همان میزان قضاوت می شد و چون انسان های کامل مسیحی، حضرت مسیح و حضرت مریم و حضرت یحیی (ع)، هر سه ازدواج نکرده، در مسیحیت دوری از این غریزه ، یک شرط برای انسان کامل شمرده شد و کم کم ترک این عمل به ترک کلی لذت های جسمی کشانده می شود و در دوران قرون وسطی، انسان هایی اعم از زن و مرد، دور از شهرها در نقاط دور افتاده جنگل ها و کوه ها و بیابان زندگی می کردند که به دور از لذت های جسمی یک زندگی کاملا مجردانه داشتند. پس حجاب در همین جهت قلمداد می شد. یعنی دوری از لذت های جسمانی بطور کامل.

 

- با شروع رنسانس، تفسیری دیگر از انسان کامل ارائه شد که بر فرهنگ جنسی غرب به شدت اثر گذاشت. این تفسیر آن بود که چون خدا در جسم انسان (عیسی) تجلی یافته است، پس جسم انسان تقدس می یابد، به همین دلیل سعی در زیباشناسی جسم انسان است و با یک نوع آناتومی جسم انسان و بدست آوردن رگ، پی، ماهیچه، استخوان و... به ترسیم جسم های زیبا پرداخته شود که این مهم به وسیله «لئوناردو داوینچی » و «میکل آنژ» و «رافائل »، بر روی دیواره های کلیساهای روم و فلورانس انجام می شود. به طوری که جسم های بسیار موزون و هماهنگ بر روی دیوارها ترسیم و یا در مجسمه ها تجسم می یابند. با همین ترسیم انسان بدون پوشش، اولین قدم برهنگی در غرب، توسط نوعی تفسیر از انسان کامل رخ می دهد.

 

- این تاکید از سوی بعضی نظریه پردازان صورت گرفت که بر فرهنگ یهودی در باب جنسیت تاکید می کردند. فرهنگ یهودی یکی از جسمی ترین فرهنگ های دینی است که بر رابطه های جنسی برخی محارم با دیده اغماض نگریسته است و آنها را بی اشکال دانسته است. این نظریه پردازان با فرهنگ یهودی بر فرهنگ مسیحیت هجوم برد و سعی کرد که بر برهنگی ، چه از نظر بدنی و چه از نظر روحی تاکید کند و ریشه تمامی عقده های انسانی را در حجاب (به معنای عام) خلاصه کند که مانع است.

 

- انقلاب صنعتی در غرب و مهاجرت جغرافیایی انسان ها از مکان های کوچک به مکان های بزرگ و تماس های دو جنس در سطوح مختلف کاری، هنجارشکنی  را افزایش داد. حال اگر این را به بد پوشی اجباری زنان، به علت کار با دستگاه های سنگین را اضافه کنیم ، جامعه ای که به وجود آمد قابل تصور است.

تاثیر صنعت تا جایی رسید که همسران، چه زن و چه مرد، به روابطی فراتر از ازدواج روی آوردند و این روابط خارج از عرف و قانون موجب شد که ارزش خانواده کم رنگ و کم رنگ تر شود.- ماشین و محیط کار صنعتی و نظریه پردازان مختلف ، سه عاملی بودند که انقلابی در غرب به وجود آوردند. و غرب را از دوران ملکه ویکتوریا به دوران برهنگی وارد کرد و بر همین اساس، گروه هایی به وجود آمدند که سخت بر برهنگی جمعی تاکید کرده و آن را نیز معیار گروهی قرار دادند، این گروه ها هیپی ها، پانک ها، رپ ها و... بودند و سبب رواج برهنگی شدیدتر شدند که امروزه به Nake یا برهنه های مادرزاد مشهور شده اند.

 

-  بنابراین، در غرب اگر حجاب مطرح شده است، یعنی دوری شدید از غریزه  (چه زن و مرد) و اگر برهنگی مطرح شده است، یعنی آزادی عمل  و رفتن به سمت ارضای بی حد غریزه . پس حجاب در غرب، نقطه مقابل انسان و غریزه قرار گرفته است، بطوری که اگر کسی حجاب داشته باشد ، علیه انسانیت خود قدم برداشته است و بی حجابی، یعنی برگشت و بازگشت به خویشتن خویش.

 

- ولی این برهنگی به جای بازگشت به خویشتن انسانی، موجب شد که انسان ها از خودشان بیشتر دور شوند ، اول آنکه وسیله ای شد که بدن انسانی طعمه مطامع اقتصادی شود.  به صورت مانکن تبلیغاتی کالا و ... معمول شد; یعنی به جای کرامت انسانی، ذلت و رذالت انسانی نصیب او گردید.

 

- برهنگی در غرب، بر خلاف ظاهر بی رغبتی جنسی را برایشان  به ارمغان آورد ، چرا که شروع زود هنگام و مرتفع کردن اشتباه این غریزه  در نهایت به سرد مزاجی تبدیل می شود ، مگر آنکه کالاهای رغبت افزا به میدان بیاید، مثل الکل و یا قرص های نشاط آور  که باز در دراز مدت سبب بی رغبتی بیشتر خواهد بود و  اگر این غریزه که نشاط آور زندگی است، به رکود کشانده شود، بنیاد خانواده رو به سستی می رود .انگیزه ی تشکیل و حفظ خانواده کم می شود و این بزرگ ترین آسیب برای یک جامعه است.


- حجاب در اسلام برای حفظ نشاط جنسی است، چون حجاب باعث می شود این غریزه دچار بی معنایی نگردد و چون اسلام بر طبیعت و غرایز انسانی تاکید دارد و انسان کامل خود را نه فقط در معنویت کامل، بلکه در پرداختن اصولی به مسائل دنیوی و فطری وغریزی می داند. پس انسان کامل در اسلام الگوی جامع و کامل انسان در دنیا و آخرت است.

پس حجاب یک فرهنگ  است که سبب گرم واقع شدن غریزه جنسی در سطح یک جامعه و هدایت ارضای آن در قالب خانواده می شود .

اگر ما بخواهیم به بهانه ی تجدد راه رفته ی آن ها را تکرار کنیم ، هم فرهنگ عفاف خود را از دست خواهیم داد وهم مثل آن ها لذت داشتن خانواده ای گرم محروم شده و باید به دنبال راهکارهایی باشیم تا افراد را به سمت تشکیل خانواده سوق دهیم. انسان عاقل از تجربه ی دیگران استفاده می کند و راه به خطا رفته ی دیگران را تکرار نمی کند.

 

منبع: هفته نامه پگاه -ماهنامه  پیام زن

+ نوشته شده در  جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 13:38  توسط مهدی فلاحی   | 

از دیدگاه علمى - به ویژه بر اساس رویکرد روان شناختى - هر نوع غمگینى و غمگین بودنى، بیمارى و نابهنجارى تلقى نمى‏شود. غمگینى هنگامى بیماری محسوب مى‏شود که از لحاظ شدت و طول مدت، با در نظر گرفتن اهمیت این رویداد (رنج آور) جنبه افراطى پیدا کند؛ به خصوص وقتى که بدون علت ظاهرى آشکار شود. ماتم و غمگینى نابهنجار، هنگامى ایجاد مى‏شود که شدت ماتم به اندازه‏اى باشد که فرد را تحت فشار قرار دهد.
به بیانى دیگر اگر غمگین بودن و عزادارى با علایمی مانند: 1. افول سلامتى، 2. کناره‏گیرى اجتماعى، 3. احساس بى ارزشى، 4. احساس گناه، 5. ایده خود کشى، 6. بیش فعالى بدون هدف، 7. طولانى بودن نشانگان غم و 8. بروز و ظهور نشانگان به طور ناگهانى؛ همراه باشد، باید آن را یک غم بیمار گونه تلقى کرد.

گریه‌ ظاهر و باطنی دارد‌. ظاهر آن‌ یک‌ امر فیزیولوژیک‌ است‌.باید تأثیرات‌ روانی‌، از طریق‌ محرک‌های‌ بیرونی‌ یا درونی‌ مثل‌ تفکر شکل‌ بگیرد.سپس‌ این‌ تأثرات‌، وارد چرخة‌ فیزیولوژی‌ مغز و اعصاب‌ بشود، بخش‌ خاصی‌ از مغز فعال‌شده‌ و غدد اشکی‌ چشم‌ را فرمان‌ فعالیت‌ بدهد و در نهایت‌ قطرات‌ اشک‌ جریان‌ پیدا کند.
بسیاری می پندارند که گریه نشان‏دهنده تألّم و عواطف آدمی است. عده‏ای دیگر منتقدانه میگویند: گریه جز خمودی، چیز دیگری به ارمغان نمیآورد و حال آن که دنیای امروز، دنیای تحرّک و نشاط است و انسان طالب شادی است؛ نه گریه .
اما همیشه گریه حاکی از غم ونشانه ضعف و زبونی نیست . گریه کردن غیر از غمِ نابهنجار و غمگین بودنِ بیمار گونه است که ازآن منفى تعبیر مى‏شود

گریه انواع و اقسامی دارد(1) که مهم‏ترین آن با شرحی مختصر چنین است:
1. گریه ترس و هراس: این نوع گریه غالباً در اطفال وجود دارد و کودک به این وسیله، ترس خویش را نمایان میکند.
2. گریه جلب ترحّم: که بر دو قسم است: «طبیعی» که بسیار مؤثر و برانگیزاننده است؛ مانند گریه کودکی که پدر و مادر خویش را از دست داده است. «ساختگی» که در ظاهر به دیگران میخواهد بباوراند که ناراحت و اندوهگین است.
3. گریه غم و اندوه: این گریه انعکاس غمی است که درون را فرا گرفته است. جنبه مثبت این نوع گریه تنها تخلیه درون است، و به همین جهت پس از آن، آدمی احساس آرامش میکند.
4. گریه شوق و شادی: این نوع گریه ناشی از رقّت قلبی است که غالباً پس از دوره‏ای از یأس و ناامیدی درباره موضوعی نمودار میگردد.
5. گریه تقوا و رشد روحانی: این نوع گریه مختص مردان و زنان الهی است و بیان سوز درون و ابراز عجز و پشیمانی، پریشانی، توبه و عشق به معبود است. این گریه، موجب پالایش روح و زمینه‏ساز قرب به خداوند است.
گریه تقوا و پرهیزگاری، اشکی است که اگر از سوز دل، بر گونه‏ها جاری گردد، توجه حضرت حق را به بنده جلب کرده، بستر رحم و فضل او را فراهم میسازد.
تا نگرید ابر، کی خندد چمن‏ تا نگرید طفل، کی جوشد لبن‏
طفل یک روزه همی داند طریق‏ که بگریم تا رسد دایه شفیق‏
تو نمیدانی که دایه دایگان‏ کم دهد بیگریه شیر او را رایگان‏
گفت: فلیبکوا کثیراً گوش‏دار تا بریزد شیر فضل کردگار(2
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 10:4  توسط مهدی فلاحی   | 

راه عاشق ماندن تا ابد

عشق

5 راه براي حفظ علاقه در رابطه ي زناشويي!

1- زن خود را گرامي بداريد . به شوهر خود احترام بگذاريد.

نياز احساسي يک زن، ارجمند شمرده شدن است و اين امر، وظيفه شماره يک شوهر به شمار مي رود. بدين معنا که احساس او را دوست بداريد و برايش ارزش قايل شويد؛ او اولويت شماره يک شما محسوب مي شود.

نياز اصلي احساسي يک مرد اين است که از سوي همسرش مورد احترام قرار گيرد. هنگامي که او به خانه مي آيد دوست دارد احساس کند دست کم يک نفر در دنيا وجود دارد که فکر مي کند او مهم است. اين بدان معناست که هنگامي که او وارد خانه مي شود، تلفن را کنار بگذاريد.

 

2- مثل دو دوست خوب با يکديگر رفتار کنيد.

زير سايه ازدواج، يکي از موهبت هاي الهي که به عروس و داماد اعطا شده است، اين است که آنها بايد دوست هاي خوبي براي يکديگر باشند.

ويژگي عمده دوستي اين است که هر کس به احساسات و نيازهاي طرف مقابل احترام بگذارد و براي آنها ارزش قايل شود. ارزش قايل شدن يعني، آنچه که براي شما مهم است براي من نيز مهم باشد؛ اين يک روش کليدي و اساسي است براي آنکه همسرتان احساس کند شما دوستش داريد.

سعي کنيد به همه کارهايي که همسرتان براي شما انجام مي دهد توجه کرده و به وسيله يک قدرداني صادقانه به آن اعتراف کنيد.

3- اين چهار کلمه طلايي را به خاطر بسپاريد.

گوش دادن، توافق، جبران و قدرداني. از همان آغاز ازدواج خود، بر سر اين قانون ابتدايي توافق نماييد: مهم نيست که چه قدر ناراحت هستيد، هيچ وقت يک دعواي لفظي را شروع نکنيد.

دعواي شديد فقط مشکلات را وخيم تر مي کند، و باعث تيرگي روابط مي شود. به جاي دعوا، چهار کلمه طلايي را اجرا کنيد:

گوش دادن: اين امر براي همکاري و حل مشکلات، ضروري است. اجازه دهيد همسرتان، بي آنکه کلامش قطع شود صحبت کند، و سپس سخنانش را تکرار کنيد. اين کار شما باعث مي شود همسر شما مطمئن شود که به حرف هايش گوش کرده ايد.

توافق: هنگامي که هر دو نفر از راه حل خوشنود هستيد ، بکوشيد تا مشکلات را برطرف کنيد. هيچ يک از طرفين نبايد احساس کنند که مجبور به پذيرفتن نقطه نظر طرف مقابل هستند.

جبران: هنگامي که از نظر احساسي به يکديگر لطمه مي زنيد، لطمه به وجود آمده را جبران کنيد و احساسات باقي مانده از عصبانيت و دلخوري را برطرف کنيد. تصميم بگيريد صددرصد مشکلات را از بين ببريد و دوستي را جايگزين آن کنيد. يک دلخوري کوچک، هنگامي که 50 مرتبه جمع شود، مي تواند ديواري از جدايي و کدورت به جاي بگذارد.

قدرداني: هيچ وقت نمي توانيد به اندازه کافي از همسر خود قدرداني کنيد. سعي کنيد به همه کارهايي که همسرتان براي شما انجام مي دهد توجه کرده و به وسيله يک قدرداني صادقانه به آن اعتراف کنيد.

عشق

4- حد و مرزهاي مستحکمي ايجاد کنيد.

همسر شما اولويت شماره يک شما محسوب مي شود ، نه خانواده، خويشاوند، دوست، فرزند، کار، يا سرگرمي شما. حد و حدود مستحکمي ايجاد کنيد تا نشان دهد که شما براي ازدواج خود ارزش قايل هستيد و به هيچ چيز و هيچ کس اجازه نمي دهيد رابطه شما را کم رنگ کند.

اين امر بدين معنا نيست که خانواده ي خود را فراموش کنيد يا نسبت به کار و تحصيلتان بي توجه باشيد ، اما فراموش نکنيد همسرتان ديگر جزئي از شماست ودر زمان مشغله هم بايد به او بفهمانيد چقدر برايتان مهم است.

 

5-  روزانه خوشحال کننده اي به يکديگر بدهيد.

کاري کنيد تا طرف مقابلتان احساس خوبي داشته باشد ،و تلاش کنيد هر روز با دادن يک روزانه، همسرتان را شاد کنيد. اگر او مي گويد گل مريم دوست دارد، به خاطر اين که فکر مي کنيد رز رمانتيک تر است، براي او رز نخريد.

دريابيد که همسرتان دوست دارد چه هديه اي از شما بگيرد، آيا دوست دارد آن هديه يک ابزار محبت و علاقه، دريافت يک کادو، کمک کردن (مثل کمک در کارهاي خانه...) باشد، يا سپري کردن اوقات خوشي با يکديگر، يا...

آنها را به خاطر بسپاريد و جزء کارهاي روزانه خود قرار دهيد.

گرفتار روزمره گي شدن بدترين اتفاق ممکن است ، سعي کنيد روز هايتان را تنوع دهيد..

..

منبع: مجله موفقيت -باتغیير

تبیان

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 9:19  توسط مهدی فلاحی   |