سلام بالاخره با كمك خدا و همكاري خوب مددكاران كلينيك پونا پايگاه خدمات ا جتماعي فرحزاد راه اندازي گرديد در اين راه امام جماعت مسجد امام خميني فرحزاد بسيار همكاري نزديك و صميمانه اي داشتند پيگيري هاي دلسوزانه بهزيستي شميرانات مخصوصا معاونت اجتماعي خانم درخشان نيا و كارشناسان محترمشون در اين راه هميار ما بودند.
به استحضار كليه دوستان مي رساند بخش تحقيقاتي كلينيك مددكاري اجتماعي پونا راه اندازي گرديد و آماده تعريف پروژه تحقيقاتي و مطالعاتي از نوع كتابخانه اي ، ميداني و غيره و همچنين انجام پروژه هاي مختلف در زمينه مرتبط مددكاري ، جامعه شناسي و روانشناسي براي ارگانها ، نهاد و سازمانهاي دولتي و غير دولتي مي باشد لطفا جهت كسب اطلاعات بيشتر با تلفن هاي 09125500402-02188365497 جهت همكاري از تمامي نقاط ايران و خارج از ايران همكاري پذيرفته مي شود .
2- مددكاري اجتماعي كار با گروه ها شولمن جلد 1 و 2
3- حرفه مددكاري از ديدگاه جامع لوئيز جانسون ترجمه حسين بازرگاني
4- مددكاري جامعه اي دكتر سام آرام
5- مفاهيم مددكاري اجتماعي دكتر حسن خاكساري
6- مباني مددكاري اجتماعي دكتر حسن خاكساري
7-نظريه هاي جامعه شناسي دكتر توسلي
8- روانشناسي هيلگارد 1 و 2
9- آسيب شناسي رواني او 2 حسين آزاد
10- نوتواني گروههاي خاص حميد رضا كريمي
11- مباني توانبخشي نودهي و جغتايي
12- كودكان معلول ذهني عباس داور منش
13- زبان دانشجويان مددكاري انتشارات سمت
14 زبان 504
15 introduction of socialwork
قسمتی ار وصیت نامه ادوارد ادیش ، یکی از بزرگترین تاجران امریکایی در سن 76 سالگی ...
من ادوارد ادیش هستم که برای شما می نویسم ، یکی از بزرگترین تاجران امریکایی با سرمایه ای هنگفت و حساب بانکی که گاهی خودم هم در شمردن صفرهای مقابل ارقامش گیج می شوم ! دارای شم اقتصادی بسیار بالا که گویا همواره به وجودم وحی می شود چه چیز را معامله کنم تا بیشترین سود از آن من شود ، البته تنها شانس و هوش نبود من تحصیلات دانشگاهی بالایی هم داشتم که شک ندارم سهم موثری در موفقیتهای من داشت .
یادم هست وقتی بیست ساله بودم خیال می کردم اگر روزی به یک چهلم سرمایه فعلیم برسم خوشبخترین و موفقترین مرد دنیا خواهم بود و عجیب است که حالا با داشتن سرمایه ای چهل برابر بیشتر از آنچه فکر می کردم باز از این حس زندگی بخش در وجودم خبری نیست .
من در سن 22 سالگی برای اولین بار عاشق شدم . راستش آنوقتها من تنها یک دانشجوی ساده بودم که شغلی و در نتیجه حقوقی هم نداشتم . بعضی وقتها با تمام وجود هوس می کردم برای دختر موردعلاقه ام هدیه ای ارزشمند بگیرم تا عشقم را باور کند و کاش آن روزها کسی بود به من می گفت که راه ابراز عشق خرید کردن نیست که اگر بود محل ابراز عشق دلباخته ترین عاشق ها ، فروشگاهها می شد !!
کسی چیزی نگفت و من چون هرگز نتوانستم هدیه ای ارزشمند بگیرم هرگز هم نتوانستم علاقه ام را به آن دختر ابراز کنم و او هم برای همیشه ترکم کرد . روز رفتنش قسم خوردم دیگر تا روزی که ثروتی به دست نیاوردم هرگز به دنبال عشقی هم نباشم و بلند هم بر سر قلبم فریاد کشیدم : هیس ، از امروز دگر ساکت باش و عجیب که قلبم تا همین امروز هم ساکت مانده است ...
و زندگی جدید من آغاز شد …
من با تمام جدیت شروع به اندوختن سرمایه کردم ، باید به خودم و تمام آدمها ثابت می کردم کسی هستم . شاید برای اثبات کسی بودن راههای دیگری هم بود که نمی دانم چرا آنوقتها به ذهن من نرسید ...
دیگر حساب روزها و شبها از دستم رفته بود . روزها می گذشت ، جوانیم دور میشد و به جایش ثروت قدم به قدم به من نزدیکتر می شد ، راستش من تنها در پی ثروت نبودم ، دلم می خواست از ورای ثروت به آغوش شهرت هم دست یابم و اینگونه شد ، آنچنان اسم و رسمی پیدا کرده بودم که تمام آدمهای دوروبرم را وادار به احترام می کرد و من چه خوش خیال بودم ، خیال می کردم آنها دارند به من احترام می گذارند اما دریغ که احترام آنها به چیز دیگری بود .
آن روزها آنقدر سرم شلوغ بود که اصلا وقت نمی کردم در گوشه ای از زنده ماندنم کمی زندگی هم بکنم ! به هر جا می رسیدم باز راضی نمی شدم بیشتر می خواستم ، به هر پله که می رسیدم پله بالاتری هم بود و من بالاترش را می خواستم و اصلا فراموش کرده بودم اینجا که ایستادم همان بهشت آرزوهای دیروزم بود کمی در این بهشت بمانم ، لذتش را ببرم و بعد یله بعدی ، من فقظ شتاب رفتن داشتم حالا قرار بود کی و کجا به چه چیز برسم این را خودم هم نمی دانستم !
اوایل خیلی هم تنها نبودم ، آدمها ی زیادی بودند که دلشان می خواست به من نزدیکتر باشند ، خیلی هاشان برای آنچه که داشتم و یکی دو تا هم تنها برای خودم و افسوس و هزاران افسوس که من آن روزها آنقدر وقت نداشتم که این یکی دو نفر را از انبوه آدمهایی که احاطه ام کرده بودند پیدایشان کنم ، من هرگز پیدایشان نکردم و آنها هم برای همیشه گم شدند و درست ازروز گم شدن آنها تنهایی با تمام تلخیش بر سویم هجوم آورد . من روز به روز میان انبوه آدمها تنها و تنها تر میشدم و خنده دار و شاید گریه دارش اینجاست هیچ کس از تنهایی من خبر نداشت و شاید خیلیها هم زیر لب زمزمه می کردند : خدای من ، این دگر چه مرد خوشبختیست ! و کاش اینطور بود ....
و باز روزها گذشت ، آسایش دوش به دوش زندگیم راه می رفت و هرگز نفهمیدم آرامش این وسط کجا مانده بود ؟
ایام جوانی خیال می کردم ثروت غول چراغ جادوست که اگر بیاید تمام آرزوها را براورده می کند و من با هزاران جان کردن آوردمش اما نمی دانم چرا آرزوها ی مرا براورده نکرد ...
کاش در تمام این سالها تنها چند روز، تنها چند صبح بهاری پابرهنه روی شنها ی ساحل راه می رفتم تا غلفلک نرم آن شنهای خیس روحم را دعوت به آرامش می کرد .
کاش وقتهایی که برف می آمد من هم گوله ای از برف می ساختم و یواشکی کسی را نشانه می گرفتم و بعد از ترس پیدا کردنم تمام راه را بر روی برفها می دویدم .
کاش بعضی وقتها بی چتر زیر باران راه می رفتم ، سوت می زدم ، شعر می خواندم ،
کاش با احساساتم راحتر از اینها بودم ، وقتهایی که بغضم می گرفت یک دل سیر گریه می کردم و وقت شادیم قهقهه خنده هایم دنیا را می گرفت ...
کاش من هم می توانستم عشقم را در نگاهم بگنجانم و به زبان چشمهایم عشق را می گفتم ...
کاش چند روزی از عمرم را هم برای دل آدمها زندگی می کردم ، بیشتر گوش می کردم ، بهتر نگاهشان می کردم ....
شاید باورتان نشود ، من هنوز هم نمی دانم چگونه می شود ابراز عشق کرد ، حتی نمی دانم عشق چیست ، چه حسیست تنها می دانم عشق نعمت باشکوهی بود که اگر درون قلبم بود من بهتر از اینها زندگی می کردم ، بهتر از اینها می مردم .
من تنها می دانم عشق حس عجیبیست که آدمها را بزرگتر می کند . درست است که می گویند با عشق قلب سریعتر می زند ، رنگ آدم بی هوا می پرد ، حس از دست و پای آدم می رود اما همانها می گویند عشق اعجاز زندگیست ، کاش من هم از این معجزه چیزی می فهمیدم ...
کاش همین حالا یکی بیاید تمام ثروت مرا بردارد و به جایش آرام حتی شده به دروغ ! درون گوشم زمزمه کند دوستم دارد ، کاش یکی بیاید و در این تنهایی پر از مرگ مرا از تنهایی و تنهایی را از من نجات دهد ، بیاید و به من بگوید که روزی مرا دوست داشته است ، بگوید بعد از مرگ همواره به خاطرش خواهم ماند ، بگوید وقتی تو نباشی چیزی از این زندگی ، چیزی از این دنیا ، از این روزها کم می شود .
راستی من کجای دنیا بودم ؟
آهای آدمها ، کسی مرا یادش هست ؟؟؟
اگر هست تو را به خدا یکی بیاید و در این دقایق پر از تنهایی به من بگوید که مرا دوست داشته است ...
................ ................ ................. ..
خودتان
بهتر از هر کسی خودتان را
میشناسید:
اگر
گام به گام پیش بروید، به هر چه
بخواهید میرسید:
نکته مهم آن است که اگر میخواهید دیوار بین خود و رویاهای زندگیتان را بردارید، بهترین کار آن است که آجر به آجر پیش بروید تا به هدفتان برسید.
اگر روش
شما جوابگو نیست، آن را عوض کنید:
شکست وجود
ندارد:
تفاوت بارزی که میان افراد موفق و ناموفق وجود دارد، این است که افراد موفق در حال زندگی میکنند اما افراد ناموفق در گذشته سیر میکنند. اگر دائم به گذشته بچسبید، تمام زیباییها و فرصتهایی را که زندگی در حال حاضر به شما ارزانی کرده از دست میدهید. اگر هم در حال زندگی کنید بسرعت میتوانید فرصتهای رسیدن به اهدافتان را صید کنید. مهم نیست در گذشته چقدر تلاش کردهاید. هر لحظه از هر روز زندگی فرصت تازهای است تا به خوشبختی و موفقیت نزدیکتر شوید. اگر بار دیگر ترسهای قدیمی و باورهای محدودکننده مانع شادی و موفقیت شما شدند، آنها را در ذهنتان متوقف و در درونتان افکار مثبت و خوشبینانه را جایگزین افکار منفی کنید. قدرت باورهای مثبت آنقدر زیاد است که میتوانید به کمک آنها از تمام لحظات زندگی پلی برای موفقیت بسازید.
اولین اقدام درمانگران برای رویارویی با این بیماران خدمات مددكاري اجتماعي و روان درمانی است. باید بیمار در خود احساس امنیت كند كه بیماری او رو به بهبودی است .
بیمار می بایست كه از مراحل درمان تا حدودی آگاهی داشته باشد،كلیه مسائل مربوط به پیشگیری به این بیماران آموخته شود و تمامی ریسك فاكتورها برای آنها بازگو شود.
1-درمان زود هنگام (Early therapy)
2 - درمان دیر هنگام (Late therapy)
پس ازشروع درمان معمولا" بعد از دوتا چهار هفته آثار درمان كاملا" آشكار می شود.
مساله بسیار مهمی كه در حال حاضر به عنوان یكی از معضلات درمان نیزمطرح می باشد هزینه درمان است. قیمت داروها بسیار گران است. رویهمرفته هزینه درمان یك بیمار باتوجه به آزمایشاتی كه انجام می دهد به اضافه هزینه داروها حدود 1100 دلاردر هر ماه است.
روش علمی درمان دركلینیك ها درحال حاضر در ایران به این صورت است كه پس از شناسایی بیماران درمان با روش late therapy و با استفاده از درمان سه دارویی انجام میگیرد.
درمان
اصول كلی
در صورت بروز عوارض، ممكن است نیاز به بستری شدن وجود داشته باشد.
بعضی از بیماران وارد برنامههای تحقیقاتی میشوند كه با هدف دستیابی به درمانهای بهتر یا واكسن یا بیماری انجام میگیرند. در این گونه برنامهها، مراقبت ممكن است بهطور رایگان انجام پذیرد.
توجه داشته باشید كه تشخیصی زودهنگام كمككننده است.( برای دستیابی به ،مراکزی که بطور رایگان آزمایش وراهنمایی می کنند اینجا را کلیک کنید.) اگر در معرض خطر هستید، برای بررسی مراجعه كنید، حتی اگر احساس میكنید كه در سلامت كامل به سر میبرید. اگر میخواهید حامله شوید، یا این كه حامله هستید، انجام آزمون ویروس ایدز ممكن است كمككننده باشد. در صورت مثبت بودن آزمون ویروس ایدز به هنگام حاملگی، با درمانهای مخصوص میتوان احتمال عفونت در نوزاد را به حداقل رساند.
در صورت وجود گروههای حمایتی، به آنها بپیوندید.
از تماس با افرادی كه دچار عفونت هستند، حتی سرماخوردگی، پرهیز كنید.
داروها
برای مقابله با عفونتها یا پیشگیری از آنها ممكن است آنتیبیوتیك تجویز شود.
داروهای ضد ویروسی (دیدانوزین، استاوودین، زالسی تابین، زیدوودین) و نیز داروهای مهاركننده پروتئاز در درمان عفونت با ویروس ایدز مورد استفاده قرار میگیرند و ممكن است پیشرفت بیماری را به تأخیر اندازند.
تجویز آنها باید توسط پزشكان با تجربه انجام پذیرد.بعضی از این داروها (مثل زیدووین) میتواند انتقال عفونت به نوزادان مادران حامله را كاهش دهد.
تحقیقات زیادی در رابطه با داروهای جدیدتر و واكسن آن در دست انجام هستند.
فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری
استراحت مهم است، اما توصیه میشود بهطور منظم ورزش انجام گیرد.
رژیم غذایی
از خوردن تخممرغ خام، شیر غیرپاستوریزه، یا سایر مواد غذایی بالقوه آلوده خودداری شود.
پنج شنبه روز زلزله و بلاياي طبيعي ، بدين مناسبت در دانشگاه آزاد اسلامي واحد رودهن دانشكده علوم اجتماعي به همت استاد گرانقدر مددكاري اجتماعي استاد محمد رضا رنجبر و رياست دانشكده دكتر كامران همايشي تحت عنوان نقش مددكاري اجتماعي در بحران هاي طبيعي و (زلزله ) انجام گرديد كه اساتيدي همچون دكتر حسيني معاونت پژوهشي دانشگاه و دكتر آقابخشي از اعضاي هيات علمي دانشگاه علوم بهزيستي و دكتر زاهدي اصل از دانشگاه علامه طباطبايي از سخنرانان اين همايش بودند و به بررسي نقش مددكاران ا جتماعي در بحران هاي طبيعي مانند زلزله (پيشگيري و آموزش ، نقش آفريني در لحظات اوليه بحران ، روزهاي نخست و هفته هاي نخست ) پرداختند همچنين منشوري جهت ارائه به سازمان مديريت بحران تهيه گرديد اميد آنكه بخش ويژه اي جهت مددكاران اجتماعي در اين سازمان تدارك و به مطالعه و آماده سازي مددكاران اجتماعي و تيم همراه بپردازند .
در اين بين ده دقيقه نيز بنده به بيان چگونگي تاسيس كلينيك مددكاري اجتماعي پرداخته همچنين پيشنهاد به رسميت شناختن كلينيك هاي مددكاري اجتماعي سراسر كشور به عنوان پايگاههاي سبك مديريت بحران در بلاياي طبيعي و غيره انجام دادم .

